
محیطبانان سنگ زیرین آسیاب در محیط زیست کشور/ حقوق محیطبانان کامل پرداخت نمیشود
کار سخت محیطبانی در شرایط سخت و در مناطق دوردست قطعا نیاز به همتی عالی و البته روانی آسوده دارد. عدم پرداخت به موقع و مکفی حقوق به محیطبانان و عدم حمایتهای مختلف حقوقی و قضایی از آنان در برابر متخلفان و در زمان زد و خورد میان دو گروه محیطبان و متخلف میتواند تبعات جبرانناپذیری را برای محیطزیست کشور به دنبال داشته باشد. جامعه ۲۴ مشکلات محیطبانان را مورد بررسی قرار داده است.
جامعه ۲۴، شادی مکی: محیطبانی کاری به شدت سخت و فرسوده کننده است، محیطبانان از یک سو باید با حضور در مناطق طبیعی دور از دسترس و صعبالعبور کار حفاظت از این مناطق و حیات وحش ساکن در این مناطق را انجام دهند و از سوی دیگر با خطرات طبیعی دست و پنجه نرم کنند. فرقی نمیکند دمای هوا بالای ۵۰ درجه باشد یا ۲۰ درجه سانتیگراد، بارش برف و باران هم فرقی در شرایط کاری آنها ایجاد نمیکند، آنها مامورند که تا مرگ، پای حفاظت از محیط زیست کشور ایستادگی کنند. به همه این شرایط باید حضور شکارچیان غیرقانونی و متخلفانی را که با حضور در مناطق تحت حفاظت آنها جان و سلامتشان را تهدید میکنند اضافه کنیم تا متوجه مفهوم واقعی سخت بودن شرایط کاری محیطبانان بشویم.
در حال حاضر قریب به سه هزار محیطبان در کشور ما انجام خدمت میکنند، تعدادی که قطعا با توجه به میزان مساحتی که باید تحت حفاظت این گروه قرار بگیرد بسیار کم است؛ به بیان دیگر در کشور ما برای هر ۱۰ الی ۱۱ هزار هکتار منطقه حفاظتشده، بهطور متوسط یک محیطبان وجود دارد در حالی که استاندارد جهانی برای هر هزار هکتار عرصه خشکی یک نفر نیرو و برای هر ۵۰۰ هکتار عرصه تالابی و آبی یک نفر را پیشنهاد کرده است، این یعنی مسئولیت چند برابری محیطبانان کشور ما برای حفاظت از محیط زیست کشور.
سال گذشته بود که یک محیطبان در گفتگو با رسانهها اعلام کرده بود که یک محیط بان در ماه ۱۵ شبانهروز یعنی ۳۶۰ ساعت در محل کار حاضر است که این یعنی ۱۸۴ ساعت اضافهکار در ماه در حالی که هر کارمند دولت در ماه تنها ۱۷۶ ساعت کار میکند و محیطبان با ۱۸۴ ساعت اضافه کار ماهانه هیچ مبلغی از این بابت دریافت نمیکند. این شرایط حقوقی بسیاری از محیطبانها را گلهمند کرده است.
به گزارش جامعه ۲۴ ، محمد درویش، کارشناس محیط زیست نیز گفته بود: «بیش از ۱۳۰ نفر از محیطبانان ما تاکنون شهید شدهاند. صدها نفر هم زخمی شدهاند و خانه و خانواده بسیاری از آنها هم آسیب دیده است. این درحالی است که در ایالاتمتحده آمریکا که پنج برابر ایران وسعت مناطق حفاظتشده دارد، در طول ۹۰ سال گذشته ۲۵ نفر از رنجرها یا محیطبانان کشته شدهاند که همه در اثر حوادث طبیعی بوده است، مثلا از کوه سقوط کرده یا حیوان وحشی به آنها حمله کرده یا آلوده به زهر حیوانی شدهاند. اینکه ۱۳۰ محیطبان ما و اگر جنگلبانان را هم اضافه کنیم بیش از ۱۴۰ نفر میشود، در کشور ما شهید شده و جان خود را از دست دادهاند، نشان میدهد یک مشکل جدی وجود دارد.»
حالا در این شرایط سخت کاری و در خطر بودن جان محیطبانان، غلامرضا شریعتی نماینده بهشهر در جلسه علنی روز یکشنبه ۲۱ شهریور مجلس در تذکری شفاهی خطاب به وزیر جهاد کشاورزی گفت: امروز همه دغدغه داریم که جنگلها و محیط زیست را حفظ کنیم و عزیزانی شب و روز مشغول حفظ و حراست از جنگلها هستند، ولی قریب ۴ ماه است که حقوق دریافت نکردهاند.
در شرایطی که تورم و هزینههای سرسامآور زندگی توان نفس کشیدن را از مردم گرفته است قطعا برای عدم دریافت حقوق برای این مدت طولانی محیطبانی را که وظیفه حراست از منابع طبیعی کشور را برعهده دارد بسیار سخت بوده و آنها را نسبت به وظایفشان دچار تردید کند. وقتی خانواده فردی در معرض خطر و در شرایط رنجآور است او چگونه میتواند نگران حیات وحش و گونههای حیوانی و گیاهی باشد. سکوت سازمان محیط زیست در برابر این بیعدالتی و ادامه دادن به آن تنها میتواند نشانه بی توجهی این سازمان اولا به زندگی پرسنل خود و در مرحله بعد بیتفاوتی نسبت به سلامت محیطزیست کشور باشد، این بیتفاوتی البته نسبت به تصمیمات اتخاذ شده از سوی این سازمان در بازههای زمانی مختلف چندان هم دور از انتظار نیست.
عدم پرداخت اضافه کاری و بنهای غیرنقدی به محیطبانان
بهمن ایزدی بهمن ایزدی، کارشناس محیط زیست و پژوهشگر در حوزه بوم شناختی کشور درباره مشکلات محیط بانان به جامعه ۲۴ میگوید: «در خیلی از شهرستانها به دلیل ناکافی بودن اعتبار، حقوق محیطبانها چند ماهی پرداخت نشده است. این افراد هم با توجه به اینکه شغل دیگری ندارند و کار محیطبانی به نحوی است که باید به لحاظ فیزیکی تمامی وقت خود را در مناطق استحفاظی حضور داشته باشند. در واقع وقت آزادی ندارند برای ایجاد درآمد جدید بنابراین تنها راه تامین معاش برای این گروه همین کار است که باعث فشار زیادی بر معیشت آنان میشود.»
«شغل محیطبانی با کارمندانی که در ساعت مشخصی شروع به کار کرده و در ساعت مشخصی کار را به پایان میرسانند متفاوت است. این افراد باید در مناطق محافظت شده که دور از دسترس هستند حضور داشته باشند و به دلیل تک شغله بودن شرایط زندگی برایشان سخت میشود. این شرایط باعث میشود که با خیال راحت سر کار خود که بسیار حساس و سخت است حاضر نشده و بابت خانواده و موضوعات مالی نگران باشند. این مساله ناخودآگاه باعث کاهش راندمان کاری این افراد شده و لطمات زیادی به تنوع زیستی کشور وارد میشود.»
«طی یک سال اخیر درخصوص ارتقای حقوق و مزایای محیطبانان تلاشهایی صورت گرفت لوایحی هم تدوین و تصویب شد، اما این مصوبات به این دلیل که اعتبارات کافی به آن تخصیص داده نشد به صورت کامل اجرا نشدند. این مساله باعث شد که در برخی مناطق هنوز نگرانیهایی بابت حقوق و مزایای محیطبانان وجود داشته باشد، اما شرایط نسبت به پنج، سال پیش کمی بهتر شده است. با اینحال ضروری است به تخصیص اعتبار کامل و اجرای کامل مصوبات مرتبط با حقوق و مزایای این گروه تلاش شود تا محیطبانان با دلگرمی بیشتر به فعالیت خود در مناطق دور و نزدیک کشور ادامه بدهند.»
بیشتر بخوانید: حقوق محیط بانان ۴ ماه است پرداخت نشده
«معمولا طبق قانون این افراد باید همان روزی ۸ ساعت کار را به فعالیت بپردازند و بیش از این میزان اضافه کاری به آنها تعلق میگیرد این درحالی است که حتی بنهای غیرنقدی و جیرههای غذایی آنها به دلیل تنگناهایی که وجود دارد به صورت منظم پرداخت نمیشود. با توجه به زمان زیادی که محیطبانان صرف حفاظت از مناطق دورافتاده میکنند شاهد آن هستیم که حقوق خود را به صورت کامل نمیگیرند که این مساله به معضلات معیشتی آنها دامن میزند. در کل حقوق و مزایای محیطبانان حتی در صورتی که به صورت کامل پرداخت شود هم ناکافی است. وقتی دولت گزارش میدهد که درآمد کمتر از ۱۰، ۱۵ میلیون تومان در ماه زیر خط فقر است محیطبانانی که شش، هفت میلیون تومان درآمد دارند قطعا در شرایط نامناسبی بوده و این مبالغ کفاف معیشت آنها را در شرایط اقتصادی فعلی و هزینههای سرسام آور زندگی نمیدهد. در نتیجه محیطبانان نمیتوانند معاش خانواده خود را به حالت معمول و طبیعی مدیریت کنند. معتقدم باید به این نکته به شدت توجه کنیم که حقوق محیطبانان متناسب با هزینههای زندگی افزایش پیدا کند تا قدرت هزینهکرد و خرید معمول را داشته باشند.»
«محیطبانان برخلاف کارمندان عادی در شرایط سخت اقلیمی در گرما و سرمای سخت مناطق تحت حفاظتشان کار میکنند و به دور از رفاه حداقلی در بدترین شرایط طبیعی باید با محیط سازگار شده و برای مدیریت حفاظت از مناطق تلاش کنند. وقتی با جامعه محیطبانها از نزدیک آشنا شده و تعامل میکنیم، متوجه میشویم تنها عشق آنها به کارشان و علاقه آنها به طبیعت است که باعث پایداری آنها در این شغل شده است. اگر این حس نبود از نظر مدیریت حفاظت در مناطق چهارگانه محیطزیست دچار مشکلات جدی میشدیم.»
کاهش آمار حیاتوحش طی ۴ دهه گذشته
(آیا حمایتهای قانونی دیگر از محیطبانان مثلا در برخورد آنها با شکارچیان غیرقانونی وجود دارد؟ چرا که یکی از مهمترین مشکلات این گروه مساله مجازات شدن آنها در صورت کشته شدن یک شکارچی غیرقانونی در جریان تعقیب و گریز بود): «دو سال پیش مصوبهای از مجلس گذشته و اعلام شد که این مصوبه مربوط به قوانین حمایت از محیطبانان در برخورد متخلفین است وقتی این برخورد منجر به ضرب و جرح میشود.»
«در این مصوبه قرار شد از منظر قانون حمل سلاح این افراد را مانند سایر کارکنان نیروهای مسلح به حساب آورند، اما در عمل چنین چیزی نیست و حتی میتوان گفت شرایط بدتر هم شده است. یعنی وقتی محیطبان با خطر مواجه شود نمیتواند دست به اسلحه ببرد مگر اینکه پاسگاه یا همکار محیطبان یا خود او را تحت حمله مسلحانه قرار بدهند که در این صورت ابتدا باید تیر هوایی شلیک کنند یا نهایتا تیر را به پای متخلف بزنید به هر حال به نظر من قوانین جدید برنامه حمایتهای حقوقی از جامعه محیطبانان را محدودتر کرد. این افراد جزو نیروهای مسلح هستند و باید حمل سلاح توسط آنان همسو و همسان قوانینی باشد که سایر نیروهای مسلح را تحت پوشش خود قرار میدهند.»
«معتقدم نگاه مدیریتی حفاظتی سازمان محیط زیست که بیشتر یک نگاه حفاظتی فیزیکی است، باید تغییر کند. از تجربههایی که طی پنج، شش دههای که در امر حفاظتی داشتیم نتیجه لازم را نگرفتیم. بیش از ۴ دهه از انقلاب گذشته است و ما همچنان در حال تلاش هستیم، اما اگر آمار حیات وحش موجود در مناطق چهارگانه ما و حتی بسترها و عرصههای زیستگاههای ما در مناطق را نسبت به قبل از انقلاب که مناطق وسیعتر، امکانات کمتر و نیروهای سازمانی که به آنها شکاربان میگفتند بسیار محدودتر بودند، مورد ارزیابی قرار دهیم مشاهده میکنیم که آمارها بسیار کمتر شده است.»
«یکی از مشکلات ما این است که سازمان حفاظت محیط زیست هنوز اصرار دارد که بر اساس حفاظت فیزیکی اقدام کند. حفاظت فیزیکی مبتنی بر اسلحه دیگر در کشور ما مکفی نیست و باید این نگاه به سمت مدیریت حفاظت مشارکتی حرکت کند تا در یک بستر مسالمتآمیز همکاری مشترک محیطبانان، جامعه محلی، ذینفعان ذیحقان، آحاد مردم و حتی گروههای هدف مانند جامعه شکارچیان برای حفظ ارزشهای زیست بوم در بومناحیههای مختلف ایران تلاش کنند. با چنین فرایندی است که آمار وحوش و ... در مناطق چهارگانه ما افزایش مییابد. در این شرایط مردم هم کنار محیطبانان قرار میگیرند. در کشورهای پیشرفته سالیان است که از همین مکانیزم استفاده کردهاند و محیطبانها صرفا یک نقش نظارتی بر حیات وحش و رویشگاهها دارند و باقی اقدامات به مردم سپرده شده است. حتی در پاکستان هم چنین نگاهی تعمیم یافته و آمار وحوش افزایش یافته و زیستگاهها آرام شدهاند و مردم حضور جدی برای کمک به گارد حفاظت از محیط زیست دارند.»
«مساحت کشور ما بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومترمربع است، حدود ۱۶۰ هزار کیلومتر مربع مساحت زیر نظر سازمان محیط زیست است یعنی ۱۰ درصد از خاک کشور متناسب با این شرایط ما باید حدود ده یا یازده هزار نفر محیطبان در مناطق چهارگانه داشته باشیم این درحالیکه تنها ۲ هزار و ۵۰۰ محیط بان در کشور داریم این یعنی هر یک نفر محیطبان باید به اندازه ۴ محیطبان زحمت بکشد تا نسبت به اعمال مدیریت حفاظت از مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست، محافظت کند. همین یک مورد کافی است که متوجه شویم محیطبانان ما چه فشار کاری را تحمل میکنند. اگر بخواهیم در خصوص حفاظت از محیطزیست موفق شویم مسئولان این سازمان باید برنامهریزی کرده و کمبودها را جبران کنند تا ما هم خیالمان راحت شود که هم تجهیزات حفاظت داریم و هم منابع انسانی مکفی داریم.»