
کارخانههای سلولوزی بلای جان جنگلهای کشور
رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران گفت: کارخانه های صنایع سلولزی و کارگاههای ریز و درشت چوب بری خریدار بی چون و چرای چوب های قاچاق در هر اندازه و ابعادی هستند و به هیچ قاچاقچی و چوب درخت بریده شده جنگلی نه نمی گویند.
جامعه ۲۴- علی بناگر رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران با صدور اطلاعیهای به دستاندازی به جنگلهای کشور و برداشت غیرقانونی گسترده چوب انتقاد کرد؛ شرح این اطلاعیه به شرح زیر است.
جنگلهای ایران در مورد تغذیه کارخانههای صنایع سلولزی هیچ گونه مسئولیتی ندارد. برای یک چنین امری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور میتواند و میباید کمک کند، ولی به هیچ وجه بین تقاضای صنایع سلولزی و برداشت رویش جنگل نباید ارتباطی وجود داشته باشد.
در هیچ کجای دنیا درختان چند صد ساله رویشگاههای طبیعی اندک خود را برای نیاز صنایع قلع و قمع نکردند که ما چند دهه اینکار را کردیم.
این که هنوز تفکر صنایع سلولزی ما مواد اولیه ارزان و بی دردسر جنگل هاست دقیقا به مشابه تفکری است که تنها راه تامین آب را انتقال آب بین حوزهای میدانند.
قاچاق آسان چوب!
این که از ابتدا برای تامین مواد اولیه چوبی فکری نمیشود نفس عملشان این است که نیازشان از منابع داخلی غیر مجاز تامین کنند. متاسفانه شرایط خرید و فروش یک نیسان چوب جنگلی قاچاق از خرید و فروش یک ساک دستی طلا و دلار راحتتر است حداقل آنجا بدون فاکتور و کارت ملی خرید و فروش چالش دارد، ولی کارخانه جات صنایع سلولزی و کارگاههای ریز و درشت چوب بری خریدار بی، چون و چرای چوبهای قاچاق در هر اندازه و ابعادی هستند و به هیچ قاچاقچی و چوب درخت بریده شده جنگلی نه نمیگویند.
یک دهم کارگاههای چوب بری و دپوها هم مجوز ندارند و ضابطهمند نیستند پس در این شرایط چطور منکر فشار صنایع چوبی بر جنگل هستند.
این که ما در اینجا اندک باقی مانده جنگلهای چند میلیون ساله خود را راحت چیبس میکنیم اشکال از جای دیگریست. نداشتن دور اندیشی در تامین نیاز ربطی به جنگلهای بی رمق ایران ندارد. خود سازمان منابع طبیعی در امورات روزمره خود مانده هزینه حقوق پرسنلی ۲۵۰۰ نیرو حافظ جنگل در یک سال به اندازه کل بریز و بپاشهای دو سه تیم لیگ برتری فوتبال نیست.
تمام هزینههای اجتناب ناپذیر عملیات جنگلهای ایران که ۵ سال است که متوقف شده در یک سال یک دهم ساخت یک سد از دهها سد کشور نیز نمیباشد پس اینکه چرا به جای تامین و اختصاص این مبالغ بسیار ناچیز فقط به فکر برداشت و فروش چوب هستند و صنایع به خود جرات میدهند در مسایل فنی جنگل دخالت کنند یک دلیل دارد که صنایع از لحاظ ذهنی هنوز نپذیرفتند که باید یک فکر پایدار به فکر خود کنند، چون رفتار اسرافکارانه نهادینه شده، مصرف گرا، مفت و بی دردسر.
بیشتر بخوانید: جنگلخواری برندهای معروف
*سازمان جنگلها کارگروه ملی قاچاق چوب و واردات چوب را تشکیل دهد
سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور کارگروه مبارزه با قاچاق چوب در سطح ملی تشکیل دهد. اگر جنگلها اهمیت دارد دادستان کل کشور، فرمانده نیروی انتظامی، رییس سازمان محیط زیست و سایر مسولین مرتبط و یا نمایندگان تام الاختیار آنها در مصوبات خود در جهت تعطیلی واحدهایی که مداوم با خرید چوب آلات قاچاق تسهیل کننده فشار بر جنگلها هستند گام جدی بردارند حتی میتوان تولیدات این کارخانه جات را بررسی کرد کارخانهها هرچند متر مکعب تولیدات دارند مستنداتش را ارایه دهند که چقدر از واردات چوب نیاز خود را تامین کرده و چقدر چوب آلات مجاز خریده است پس مشخص میشود چه بخشی از نیازهایشان را از خرید چوب آلات قاچاق تامین میکنند.
همچنین کارگروه واردات چوب در بالاترین سطح تشکیل گردد و با برنامه ریزی برای صنایع وابسته به چوب با روشهای بسیار بهتر همچون واردات چوب واختصاص دو بندر قرنطینهای اختصاصی در شمال و جنوب کشور و استفاده از سایر راهکارها همچون استفاده از سایر مواد اولیه همچون ضایعات مقوا، کاه و کلش مزارع، اصلاح ظرفیت تولیدی، اختصاص معافیتهای بیمهای و مالیاتی، اخذ ارز ارزان قیمت، جلوگیری از واردات بی رویه کاغذ و سایر حمایتها از صنایع و ... راهکارهای بی شمار دیگری غیر از تخریب جنگل را بجویند.
*ضعف تامین بودجه با فشار به پوشش گیاهی و جنگل تامین نشود
شاید بتوان نمایندگان مجلس را قانع کرد برای اخذ بودجه اختصاصی برای جنگلهای ایران همت گمارند نه برداشت چوب تجاری و حتی باغی چرا که هزینه این روشهای غیرمتعارف از جمله فشار بیش از حد به پوشش گیاهی، سیل خیزی بیشتر، کمبود منبع آبی و خسارتهای جانی و مالی به همراه دارد. هر چقدر در اخذ بودجه برای جنگل کوتاهی شود دیر یا زود چندین برابرش برای جبران خسارتهای این بلایا هزینه شود.