
دست دولت به جای کمک به بازنشستگان در جیب آنهاست!/ رئیس کانون بازنشستگان تهران: از گفتن عملکردهای موجود در کشور شرم دارم
دوران بازنشستگی و سالمندی روزگاریست که فرد نیازمند آسایش و رفاه بیشتر بوده و نیازهای ویژهای را تجربه میکند. در کشورهای توسعهیافته نیز این موضوع مدنظر سیاستگذاران این حوزه قرار گرفته و تمهیداتی را برای رفاه هرچه بیشتر این افراد در نظر گرفتهاند اما در ایران مانند شرایط این گروه متفاوت بوده و افراد بعد از بازنشستگی و حتی در دوران سالخوردگی مجبور به کار برای تامین هزینههای سرسامآور زندگی هستند.
جامعه ۲۴، نازنین فرزانجو: امروز در کشور نزدیک به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تن بازنشسته زندگی میکنند که هر یک برای جامعه گنجینهای بسیار ارزشمند از دانش و معرفت و تجربهاند و هر یک بهنوبه خود و در عرصههای گوناگون تاثیری شگرفت و بدون انکار دارند، اما شوربختانه در کشور ما به این قشر صاحب خرد و اندیشه آنگونه که باید توجه نمیشود چنانکه سالهاست برای پوشش بیمه تکمیلی با مشکل مواجه هستند.
شرایط زندگی بازنشستگان مطلوب نیست و با تورم سرسامآوری که در کشور وجود دارد نسبت به گذشته مسائل و مشکلاتشان چند برابر شده است. از صندوق بازنشستگی هم که امروز به یک نهاد ورشکسته تبدیل شده در عمل هیچ کاری ساخته نیست. در چنین وضعیتی دولت بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۱ سن بازنشستگی در دستگاههای دولتی را دو سال افزایش داد.
در مورد وضعیت بازنشستگان و این افزایش با علی دهقان کیا رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر تهران گفتگو کردهایم و از او درباره وضعیت بازنشستگان پس از بازنشستگی پرسیدیم.
دهقانکیا در اینباره به جامعه ۲۴ میگوید: بازنشستگی در کشور ما معنا ندارد؛ مایی که ادعای اسلام و مسلمانی داریم به جای اینکه الگوی دیگر کشورهای دنیا باشیم. ما شعار میدهیم که بر اساس قرآن و موازین اسلام رفتار و عمل میکنیم، اما در عمل آن کسانی که درست و اصولی رفتار میکنند کسانیاند که هرگز چنین ادعاهایی نداشتهاند. در دیگر کشورهای دنیا بازنشستگی زمان آرامش و آسایش و استراحت است و همگی زندگی تامینی دارند و در این دوران است که اتفاقا بیشتر به سفر میروند و تلاش میکنند از این دوران به بهترین شکل استفاده کنند. از سوی دیگر آنها مشکلات درمانی ندارند و بیمه تمامی مخارج درمانیشان را تامین میکند بنابراین در این زمینه هم مشکل و دغدغهای ندارند.
دغدغههای تمامنشدنی بازنشستگان
وی ادامه میدهد: در دیگر کشورها بازنشستهها هیچگونه مشکلی برای تامین هزینههای درمانی و حقوق ندارند. به موقع آزمایشاتشان انجام میشود، اما ما در کشور هیچیک از این موارد و امکانات را نداریم و افراد پس از سی سال کار کردن و بهاصطلاح بازنشستهشدن تازه باید بهدنبال شغل دیگری باشند تا بتوانند از پس شاید دو سوم از هزینههای زندگی خود برآیند. در واقع در کشور ما هیچگونه آسایش و رفاهی برای بازنشستگان وجود ندارد و گویی با وضعیت اقتصادی و تورم کنونی هرگز زمان بازنشستگی آنها فرانمیرسد. بازنشستگان ما پس از سالها کار نباید بهدنبال شغل دیگری برای تامین هزینههای زندگی خود باشند درصورتیکه چنین چیزی بیشتر به رویا میماند. این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که یک بازنشسته هرگز نمیتواند پس از بازنشستگی شغلی پیدا کند که در شان و منزلت تجربهاش باشد.
رئیس کانون بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی تهران میافزاید: وضعیت بیمه بازنشستگان هم باتوجه به هزینههای درمانی در کشور کافی و پاسخگو نیست. امروز شاید یک سوم از هزینههای زندگی صرف درمان میشود.
او درباره بیمه بازنشستگان تصریح میکند: در مورد بیمه، کانون بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی تنها نقش مجری را دارد و این کانون عالیست که وظیفه بستن قرارداد با شرکتهای بیمه را دارد. امروز قراردادهایی با بیمهها بسته شده که اگرچه بودشان بهتر از نبود آن است، اما با وضعیت اقتصادی کشور و تورم و میزان حقوق بازنشستگان این بیمهها آنگونه که باید نمیتوانند باری از روی دوش بازنشستگان بردارند و همواره دغدغههای درمانی برای آنها وجود دارد. برای نمونه هزینههای دندانپزشکی یا دارو و سمعک جزو قراردادهای بیمه نیست و تمامی اینها مشکلاتیست که حتی با وجود بیمه هم بازنشستگان با آن دست به گریبانند.
به گزارش جامعه۲۴ ، معمولا شغلی که افراد پس از دوران بازنشستگی به آن مشغول میشوند در شان و منزلتشان نیست بنابراین ممکن است خود و خانوادههایشان دچار پیامدهای روحی و روانی شوند و بهنوعی خود را در جامعه زیادی فرض کنند درصورتیکه این افراد مرجعیت خانواده، جامعه و کشورند و باید از تجارب آنها در راستای بهبود وضعیت جامعه و زمینهای که در آن فعالیت داشتهاند به بهترین شکل استفاده شود اما شوربختانه در کشور ما چنین رویکردی وجود ندارد. امروز کسانیکه بازنشسته میشوند به جای اینکه پس از سالها کار کردن در رفاه بوده و شرایط بهتری برای تفریح و همچنین مسائل درمانی خود داشته باشند تازه باید در فکر پیدا کردن شغل دیگر و ایجاد درآمد دوم برای خود باشند تا از پس هزینههای زندگی بربیایند چرا که در این سن خانوادهشان هم با داشتن عروس و داماد بزرگتر شده است و باید بتوانند تا اندازهای سر خود را بالا بگیرند و نیازهایشان را تامین کنند. ضمن اینکه هزینههای پزشکی و سلامت نیز در این ایام بیش از دورههای گذشته زندگی است.
دهقانکیا در این مورد میگوید: سخن از شان و منزلت گفتن در کشور ما و در نظام کنونی بیمعناست و باید آن را فراموش کرد. بهراستی متاسفم این را بگویم که در کشور مسائل و عملکردهایی را میبینیم که من حتی از گفتن آن هم شرم دارم.
با طرح پارامتریک مخالفم
او میافزاید: چند سال پیش طرح پارامتریک را پیشنهاد دادند و گفتند براساس آن باید در قانون تغییراتی بهوجود آید. برای نمونه، چون قانون تامین اجتماعی از سال ۱۳۵۴ نوشته شده است باید در آن تغییراتی ایجاد شود. یکی از آن موارد بحث امید به زندگیست. امروز میگویند از آغاز انقلاب تاکنون امید به زندگی به طور متوسط ده سال بیشتر شده است بنابراین به همین نسبت باید سن بازنشستگی افزوده شود تا فشار هم تا اندازهای از روی کسانیکه بهتازگی بازنشسته میشوند برداشته شود. فرض کنید فردی سی سال از دوران کاریاش گذشته است و میگویند شما باید سی سال و ۶ ماه کار کنید تا بازنشسته شوید. من به طور کامل با این طرح مخالف نیستم، چون کشور ما به سمت جمعیت پیر در حرکت است، شمار بازنشستگان در صندوقهای بازنشستگی بهشدت درحال افزایش و تعداد شاغلین درحال کاهش است بنابراین این مسائل منابع و مصارف سازمان و دیگر صندوقها را برهم میریزد.
دهقانکیا عنوان میکند: در حال حاضر دولت ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از حساب تامین اجتماعی را برای چند قانونی که در مجالس گذشته تصویب شده برداشت کرده است برای نمونه یکی از این قوانین معافیت پرداخت بیمه ازسوی کارفرمایان و صاحبان کارگاههاییست که کمتر از ۵ کارگر دارند. کارگر ۷ درصد بیمه خود را پرداخت میکند و تنها این کارفرماست که از پرداخت بیمه معاف است و پرداخت حق بیمه این کارفرما با دولت است. این در قانون آمده است، اما دولت هرگز این پول را پرداخت نکرده است و با این قانون ما نزدیک به ۳ میلیون و دویست هزار مهمان داریم که به سفره سازمان تامین اجتماعی افزوده شدهاند.
دولت مسئولیت خود را به گردن تامین اجتماعی گذاشته است
او تصریح میکند: در اصل ۲۹ قانون اساسی آمده است دولت مکلف است به آحاد مردم خدمات درمانی، بازنشستگی، از کارافتادگی و... پرداخت کند. براساس این قانون این وظیفه و مسئولیت برعهده دولت است و نه سازمان تامین اجتماعی که دول گوناگون تا امروز از زیر بار آن شانه خالی کردهاند. منابع مالی این سازمان مربوط به پول بیمهشدههاست و دولت هیچ نقشی در سرمایه صندوق تامین اجتماعی ندارد، اما دول گوناگون و مجلس با هر شکل و ترفندی بود مدیریت آن را دولتی کردند و اینگونه میگویند ما دولتیها میتوانیم هر تصمیمی نسبت به اموال شما بگیریم. چنانکه میبینید هر بلایی بخواهند بر سر ما میآورند درست مانند همان کاری که با صندوق کشوری و لشکری کردند. اگر در این کار موفق بودند این صندوق امسال نباید ۲۰۰ میلیارد تومان به کمک دولت نیاز داشته باشد و پیشبینی من برای سال آینده این است که نیمی از بودجه کشور را باید به این دو صندوق اختصاص دهند. این همان مدیریتی است که از آن میگویند.
رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی تاکید کرد: جالب اینجاست که همین مدیری که ادعا دارد، امروز بر سر سفره تامین اجتماعی نشسته و مدیریت آن را پذیرفته است، هدفی جز به خاک سیاه نشاندن ما ندارد. ما پیشنهاد دادیم تا تمام تشکلهای عالی شامل کانون عالی بازنشستگان و شوراهای اسلامی کار و انجمنهای صنفی و کارفرمایان طرحی بنویسند که این کار انجام شد و ما آن را برای اصلاح ساختار به مجلس دهم ارائه کردیم. درخواست ما این بود که براساس آن شورای عالی کار و تامین اجتماعی احیا شود و سهجانبهگرایی به شکلی مساوی در همین شورای عالی بهوجود آید و تا بخشهای پایین به شکل سلسله مراتبی پیش رود تا صاحبان سرمایه بتوانند در منابع و مصارف آن دخیل باشند و بدون در نظرگرفتن ما هزینهها را بالا نبرند. امروز که دولتی شده است شستا در اختیار خودشان است، در دوره پیش هم در اختیار آقای شریعتمداری بود و به ما گفتند در این کار اصلا دخالت نکنید.
رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی تهران میگوید: جالب اینجاست مدیرانی که در شستا بودند در چند شرکت و هیئت مدیره بودند و کار میکردند و از هر جا هم سقف حقوق آنجا را دریافت میکردند. این افراد با این شیوه اموال ما را نابود کردند. اینکه امروز میگوییم شستا سوددهی ندارد به دلیل وجود همین مدیران بیلیاقت و ناشایست است که بر اموال مردم دست انداختند و حقالناس را به هر شکلی که میخواستند استفاده کردند و بر آنها هم هیچگونه نظارتی وجود نداشته است.
پیشتر نیز حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری کشور در گفتگو با جامعه ۲۴، کلیات بودجه پیشنهادی دولت را دارای ایراد دانسته و در این زمینه گفته است: «در مورد افزایش سن بازنشستگی این موضوع بر اساس اصلاحات پارامتریک صورت گرفته است. از نظر من این موضوع در یک جایی باید به واقعیت تبدیل میشد چرا که این اصلاحات برای ماندگاری صندوقها لازم است، اما اینکه در این مقطع زمانی دست به این ریسک بالا بزنیم جای تعجب دارد چرا که زمانی میتوانیم دست به این کار بزنیم که اقتصادی شکوفا و اشتغال پایداری داشته باشیم. در این شرایط ما نیروی کار مازاد نداشه و نیاز داریم که نیروی کار زمان بیشتری در محل کار خود تمرکز داشته باشد».
بیشتر بخوانید: دود انقباض بودجه در چشمان بازنشستگان/ دست و دلبازی دولت برای کارکنان و ناخنخشکی برای بازنشستگان
دولت دستش را از جیب تامین اجتماعی بیرون آورد
دهقانکیا در تایید سخنان صادقی میگوید: دولت باید ما را به حال خود بگذارد تا بتوانیم به شکوفایی لازم برسیم و احساس کنیم در خانواده خود هستیم. اگر من اختیار داشته باشم و دولت دست خود را از جیب من بیرون آورد و ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان هر ماه به حساب و جیب من برگشت آن هنگام من به منابع و مصارف خود آگاه میشوم و میتوانم خود را به شکلی که برایم مناسب است مدیریت کنم. اینکه امروز دولت و برخی از نمایندگان مجلس میگویند ما برای پابرجاماندن این صندوقها باید اینگونه اقدامات را انجام دهیم حرفشان درست است، اما موضوع این است که نخست باید دست از کارهای غیرقانونی خود بردارند تا بتوانند کار درستی انجام دهند. امروز تا دولت دست خود را از جیب ما بیرون نیاورد و بدهی جاری خود را به ما نپردازد، هیچگونه نیازی به اصلاح پارامتریک تامین اجتماعی نداریم.
او به حقوق بازنشستگان اشاره کرد و گفت: ما کمترین انتظاری که از دولت کنونی داریم این است که تورم واقعی را مدنظر قرار دهد. هر دولت که بر سرکار میآید تنها شعارهایش با دولت پیش از خود متفاوت است و الا همه عملکردهای کموبیش یکسانی دارند. این دولت در مورد حقوق بازنشستهها شعارهایی داده است، اما باید بدانند دول پیشین هم چنین شعارهایی دادند، اما تفاوت این دولت این است که از کنترل تورم میگوید درحالیکه تا اینجا ما بر سر سفرههایمان چیزی از کنترل تورم ندیدهایم و احساس نکردهایم.
دهقانکیا اضافه میکند: انتظار ما این است که دولت براساس قانون کار عمل کند که براساس ماده ۴۱ آن اگر حقوق براساس تورمی که بانک مرکزی اعلام کرده است سبد هزینههای خانواده را تامین نکند باید شورای عالی کار وارد عمل شده و براساس هزینهها حقوق را تعیین کند. اگر جز این باشد این دولت هم بهسان دیگر دول است و با آنها هیچ تفاوتی نخواهد داشت. در هر صورت تنها ما حقوقبگیران هستیم که فریب میخوریم و متضرر میشویم.
وی با طرح این سوال از رئیس سازمان برنامه و بودجه مبنی بر اینکه برچه مبنایی حقوق را درنظر گرفتهاید و از متوسط ده درصد افزایش حقوق گفتید؟ میگوید: چرا آنها به فکر حداقلها هستند و از آنها میگویند و به مازاد آن توجه نمیکنند؟ چون بر اساس قانون، مدیران کل و بخشهای میانی و رده بالا هفت برابر حداقل دستمزد دریافت میکنند هنگامیکه کمترین دستمزد یک کارگر را ۳۰ درصد بیفزایند یک میلیون و ۵۰ هزار تومان به حقوق او اضافه میشود هفت برابر این رقم حقوق رده بالای آن کارگر است که به حقوقش افزوده میشود و این افزایش حقوق تا مدیران بالاتر به صورت ۱۰ و ۱۵ و ۲۰ برابر ادامه پیدا میکند. این قانون ماست و شامل مدیران کل و نمایندگان مجلس و وزراست و نمیتوانیم بگوییم تخلفی صورت گرفته است.
این فعال حوزه بازنشستگی خاطرنشان میکند: حرف ما این است که ارزش کار افراد را از بین نبرید. اینکه میگویند با حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی و یارانههای نقدی و بنزین میخواهند به دهکهای پایین کمک بیشتری کنند بسیار هم خوب است، اما از دید من در بخش افزایش حقوق، تورم به همه اقشار مردم مربوط است و همه از آن تاثیر میگیرند. اگر امروز شاهد شکاف طبقاتی و زیادشدن آن هستیم به این دلیل است که دولت نتوانسته تورم را کنترل کند. اگر تورم یک درصد باشد افزایش حقوق سبب شکاف طبقاتی با این شدت نخواهد شد. امروز کسانیکه حداقل و کمترین میزان حقوق یعنی ۴ میلیون و دویست هزار تومان حقوق میگیرند تنها میتوانند یک سوم از هزینههای زندگی خود را تامین کنند درصورتیکه سبد هزینه خانوار امروز بیش از ۱۲ میلیون تومان است و اگر بخواهیم این شکاف را بیش از این کنیم تحملپذیر نیست و مردم بیش از این فشار اقتصادی را تاب نخواهند آورد بنابراین دولت و شورای عالی کار باید روی این موضوع دقت کنند و به این شکاف دامن نزنند و اگر اینگونه شود ممکن است واکنشهایی در جامعه بهوجود آید که به سود نظام نخواهد بود.