
جزئیاتی از استعفای روحانی از ریاست جمهوری و مخالفت رهبر انقلاب
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی میگوید که پس از خروج آمریکا از برجام، حسن روحانی میخواست از ریاست جمهوری استعفا دهد، اما رهبری صلاح ندانستند و مخالفت کردند.
جامعه ۲۴- محمدحسین شریعتمدار: در روزهایی که دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران پس از ۲۵ سال تغییر کرده است، میزبان سیدحسین مرعشی، دبیرکل جدید این حزب بودیم و حکومت داری روحانی و رئیسی، ارز ۴۲۰۰ تومانی، رفتار ترامپ و بایدن، بحران اقتصادی ۱۷ ساله ایران و ... محورهای این گپ و گفت بود.
او از لزوم استعفای حسن روحانی پس از خروج آمریکا از برجام گفت و از کنار گذاشتن و کم شدن اختیارات اسحاق جهانگیری در دولت دوازدهم انتقاد کرد.
مشروح «بخش اول» گفتوگوی اقتصادنیوز با سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران را در ادامه بخوانید؛
*آقای مرعشی! در نظریههای سیاسی مدلی به نام تاج و تاج بخش وجود دارد که نخبگان و نیروهای سیاسی صاحب نفوذ به جای اینکه خودشان در عرصه قدرت و انتخابات شرکت کنند، نمایندهای را معرفی میکنند و او در امور سیاسی، سیاست گذاری و مسائل اقتصادی تاج بخش آنها میشود. برخی معتقد هستند که اصلاح طلبان به صورت عام و حزب کارگزاران به صورت خاص از این مدل در انتخابات ۹۲ استفاده کردند و از آقای روحانی حمایت کردند، واقعا چنین مدلی وجود داشت و شما قائل به چنین مدلی هستید؟
خیر، این خیلی قدیمی است و مربوط به نظامهای سلطنتی بوده است. ما در جمهوری اسلامی تا الان اصرار داریم که رای مردم باید تعیین کننده باشد و همه تصمیماتی که مخالفان مرحوم آیت الله هاشمی و مخالفان اصلاحات گرفتند و همه تصمیماتی که جبهه اصلاحات گرفتند، اگر با رای مردم پشتیبانی نمیشد هیچ اتفاقی نمیافتاد.
منطق سیاسی حمایت از حسن روحانی قوی نبود
*البته این موضوع رای مردم را نفی نمیکند یعنی آنها در انتخابات آقای روحانی را انتخاب کردند برای اینکه تاج بخش آنها باشد و سیاستهای آنها را اجرا کند.
من قبول ندارم. داستان این بود که در یک اتفاق غیر قابل پیش بینی صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی رد شد؛ روزنامه کیهان زمانی که مطلب مینویسد باید مطالبش را جدی گرفت، چون بدون پشتوانه نیست، در آن زمان هم یادداشتی نوشته بود که آقای خاتمی رای دارد، ولی کاندیدا نمیشود، چون نمیخواهد در پرونده اش رد صلاحیت ثبت شود، آقای هاشمی تایید صلاحیت میشود، ولی رای ندارد و به همین علت کاندیدا نمیشود، اما زمانی که آقای هاشمی کاندیدا شد علی رغم پیش بینی حسین شریعتمداری در کیهان ایشان رد صلاحیت شدند.
اصلاح طلبان و مجموعهای که آماده شده بودند تا از ریاست جمهوری آقای هاشمی دفاع کنند همه توافق کردند از آقای روحانی حمایت شود. یک اشکالی اصلی که به این موضوع وارد است، این است که دوستان ما هیچ نشستی با آقای روحانی نداشتند و هیچ شرطی نگذاشتیم و منطق سیاسی این حمایت قوی نبود.
کسانی که میخواستند از آقای روحانی حمایت کنند باید نشستی میگذاشتند و درمورد کابینه و برنامههای آینده با آقای روحانی یک چهارچوبی را توافق میکردند که این نقص وجود داشت.
جزئیات استعفای روحانی در زمان ریاست جمهوری
*فارغ از آن، دلیل انتخاب آقای روحانی چه بود؟
آقای روحانی در مهمترین موضوع کشور که موضوع هستهای بود تفاوت معنی داری با آقای جلیلی داشت. ما باید ببینیم هدفمان از انتخابات چیست، هدف از آن انتخابات این بود که کشور در اختیار مدیرانی قرار بگیرد که بتوانند پرونده هستهای ایران را که در طول ۸ سال دوره آقای احمدی نژاد با اشتباهات ایشان و اشتباهات شورای امنیت ملی به شرایط بدی رسیده بود، را حل و فصل کنند.
از سال ۱۳۸۳ تا الان مسئله هستهای ایران، مسئله روز ایران بوده است، قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ توافق سعدآباد انجام شده بود که آقای روحانی محور آن گفتگوها با ۳ کشور اروپایی بود و از اینکه پرونده ایران در شورای حکام به محکومیت منجر شود یا پرونده به شورای امنیت برود پیش گیری کردیم.
رقابت روحانی و سعید جلیلی معنادار بود
زمانی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و آقای لاریجانی هم دبیر شورای امنیت ملی شدند در واقع پرونده ایران در شورای حکام با محکومیت مواجه شد و پرونده به شورای امنیت رفت و در طول دوران ۸ ساله آقای احمدی نژاد ۶ قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در ذیل فصل هفتم علیه ایران صادر شد که شرایط اداره ایران را خیلی سخت کرده بود.
بیشتر بخوانید: حسن روحانی باز هم ناپدید شد!
آقای روحانی در مقابل آقای جلیلی بود، آخرین دبیر شورای امنیت ملی در زمان آقای احمدی نژاد آقای جلیلی بودند و رقابت بین آقای جلیلی و آقای روحانی یک رقابت معنادار بود و به همین دلیل اصلاح طلبان، شخص آقای خاتمی و شخص آقای هاشمی رفسنجانی روشن و قاطع از آقای روحانی حمایت کردند که ایشان بیاید و کشور را از ذیل فصل هفتم شورای امنیت خارج کند و آقای روحانی در دور اول ریاست جمهوریشان به شایستگی اینکار را انجام دادند.
روحانی را مسلطتر و مصممتر از عارف میدانستیم
*چرا شخصی مثل آقای عارف انتخاب نشد که سبقه اصلاح طلبی هم داشت در حالی که آقای روحانی این را نداشت.
ما آقای روحانی را در مهمترین موضوع کشور مسلطتر و مصممتر میدانستیم.
*دور اول آقای روحانی تمام شد و به سال ۹۶ رسیدیم و مسئلهای که شما میگویید حل شده بود و اولویت کشور مسائل اقتصادی و حل مشکلات معیشتی بود. آن زمان بخشی از نخبگان معتقد بودند باید یک چهره اقتصادی بیاید تا بشود اصلاحات اقتصادی را انجام داد. چرا در سال ۹۶ که میتوانست این اتفاق بیفتد و یک چهرهای مثل آقای جهانگیری آمد، به عنوان یار کمکی آمد و نیامد تا چهره اصلی باشد؟
در آن مقطع در بین خود ما هم بحثها و تبادل نظرها به همین سمت و سویی بود که شما گفتید. بنده از کسانی بودم که فکر میکردم آقای روحانی نقش تاریخی خودشان را ایفا کردند و دلیل ندارد این سرمایهای که در آقای روحانی جمع شده بود را به سادگی از آن و صرفا برای ریاست جمهوری استفاده کنیم.
ما دغدغه ردصلاحیت روحانی را داشتیم
آقای روحانی اگر برای دور دوم کاندیدا نمیشد یکی از شخصیتهای معتبر، جا افتاده و صاحب نفوذ ایران بود، الان هم شخصیت معتبری است، ولی آن نفوذ اجتماعی که میتوانست داشته باشد را امروز ندارد و حتما میشد تغییراتی را به وجود آوریم منتهی این چیزی نبود که بدون توافق آقای روحانی شدنی باشد. آقای روحانی میخواستند دور دوم ریاست جمهوریشان را داشته باشند و بتوانند از دستاوردهایی که در دور اول پایه گذاری شد (برجام)، برای اصلاحات اقتصادی مورد نظرشان استفاده کنند.
آقای روحانی زمانی که مطرح بودند ما به آقای جهانگیری هم اصرار کردیم که کاندیدا باشند، چون ۲ هدف داشتیم؛ یکی اینکه اگر به هر دلیلی شورای نگهبان آقای روحانی را ردصلاحیت کرد (چون شورای نگهبان به کسی پاسخگو نیست، وقتی آقای هاشمی رد صلاحیت میشوند هر کسی ممکن است رد صلاحیت شود کما اینکه در دورههای قبل هم برای دور دوم ریاست جمهوری ما همیشه این دغدغه را داشتیم.) ما گزینه دیگری داشته باشیم.
*یعنی شما واقعا این دغدغه را داشتید که آقای روحانی رد صلاحیت شوند؟
بله، ممکن بود و قابل اغماض نبود. دوم اینکه در مناظره ها، آنها چند نفر بودند و میبایست از اینطرف هم چند نفر باشند که بتوانند از وقت محدود تلویزیون استفاده کنند و حرف هایشان را بزنند که در آن دوره آقای جهانگیری کمک شایستهای به آقای روحانی کردند.
*این ایدهای که وجود داشت و شما میگویید تا حدودی مدافعش بودید در حد ایده باقی ماند یا مطرح شد؟
بحث کردیم و من آن زمان خیلی در اقلیت بودم.
*آیا شخص دیگری هم در کنارتان بود؟
دوستان دیگری هم بودند، ولی مجموعا تعدادمان خیلی کم بود و اکثرا موافق بودند که آقای روحانی برای دور دوم هم در ریاست جمهوری بمانند.
جهانگیری از تصمیمات مهم دولت حذف شد
*در مورد اصلاحات اقتصادی چطور؟
ما میتوانستیم اصلاحات اقتصادی را پیش ببریم، ولی اتفاق غیر قابل پیش بینی که افتاد این بود که علی رغم همراهی بسیار صمیمانه آقای جهانگیری با آقای روحانی در مبارزات انتخاباتی ۱۳۹۶ و علی رغم حضور مقتدرانه، خالصانه و همراهی بی نظیری که ایشان با رئیس خودش داشت، آقای روحانی دقیقا در عکس آن عمل کرد یعنی در دولت اول که بیشتر مدیریت دولت را به آقای جهانگیری واگذار میکرد، در دور دوم ریاست جمهوری کاملا آقای جهانگیری را از تصمیم گیریهای مهم دولت حذف کرد.
اگر اراده اوباما و تلاش جان کری نبود.
*مشکلات اقتصادی را ناشی از همین میدانید؟
اساس مشکلات اقتصادی ایران این بود که اولا با تغییر دولت در امریکا و گرفتن جای دموکراتها توسط جمهوری خواه ها، آقای ترامپ یک اشتباه تاریخی کرد که تا امروز جهان با ضایعات این تصمیم مبارزه میکند. خروج آقای ترامپ و امریکا از برجام اتفاق عجیبی بود البته امریکا با خیلی دیگر از پیمانها اینکار را کرد مثل پیمان آب و هوایی پاریس، ولی در مورد ایران به طور خاص، این ضربه زیادی به دولت آقای روحانی زد که بخشی از آن میتواند ریشههای داخلی هم داشته باشد، امریکاییها در مذاکرات برجام بیشترین همراهی را در زمان اوباما با ایران کردند اگر اراده اوباما و تلاشهای جان کری نبود اصلا معلوم نبود برجام به این سادگی شکل بگیرد، آنها اصل بودند و قدرتهای اروپایی در حاشیه بودند یعنی اصل مذاکرات بین آقای ظریف و آقای کری انجام میشد و آنها خیلی کمک کرده بودند و بعد از آنکه برجام مستقر شد طبیعتا امریکاییها انتظار داشتند همکاریهای اقتصادی بین ایران و امریکا گسترش پیدا کند که ایران با اینکار مخالفت کرد، سیاستهای کلی نظام بر این بود که روابط ما همچنان باید با امریکاییها قطع باشد.
این مطلب مهمی بود که اتفاق افتاد و در ادامه فکر نمیکردیم و هیچ تجربهای در دنیا نداشتیم که یک قدرتی مثل امریکا تحریمهای فرا سرزمینی را با این جدیت اعمال کند و اتحادیه اروپا هم با تمام بزرگی نتواند در مقابل تحریمهای امریکا هیچ کار مثبتی با اقتصاد ایران کند.
*اگر همکاری اقتصادی شکل میگرفت، شما فکر میکنید تغییری رخ میداد؟
بله، خیلی متفاوت میشد. برگ سوم هم چین و روسیه هستند؛ همکاری چین و روسیه در دوره ترامپ از دورهای که تحریمهای سازمان ملل در دوره احمدی نژاد اعمال شده بود، کمتر بود یعنی زمانی که تحریمهای شورای امنیت اعمال شده بود میتوانستیم یک میلیون بشکه نفت را صادر کنیم، ولی در دوره جدیدی که شورای امنیت تحریمها را مصوب نکرده بود و امریکاییها به تنهایی داشتند اعمال میکردند، صادرات نفت ما در بعضی از مواقع به ۸۰ هزار بشکه تقلیل داد.
روحانی میتوانست استعفا دهد
*چقدر از سیاستهای اقتصادی دولت در این ماجرا دخیل بود؟
بنیان آن از نظر من این است، ولی اینکه دولت نه در سازمان برنامه و نه در ارکان دیگرش آمادگیهای لازم را برای مقابله با این حجم از فشار نداشت، حتما اثر داشته است و دولت هم اشتباهاتی را در این ایام داشته است. از نظر من مهم ترینش این بود که قبلا هم در جمع دوستان سیاسیمان گفته بودم زمانی که دیپلماسی شکست خورد دلیل نداشت در ایران با همان دولتی ادامه دهیم که سیاستش دیپلماسی است.
اگر ملی فکر میکردیم و اگر رهبری صلاح میدانستند بعد از این اقدام خصمانهای که امریکاییها و بی عرضگی که اروپاییها کردند، باید در ایران دولتی متناسب با آن فضا مستقر میکردیم، دلیل نداشت دولتی که شعار و سیاستش گفتگو است و طرفهای مقابلش این گفتگو را ترک کردند ...
*اما دولت آقای روحانی مستقر بود...
میتوانست استعفا دهد. ما باید به کشور فکر کنیم، ما باید به مردم فکر کنیم، اینکه بگوییم دولت آقای روحانی آمده است و یک سال هم از دور دومش بیشتر نگذشته است، ولی ترامپ تمام بازی را بهم زده است و اروپاییها هم بی عرضگی کردند پس این یعنی ما باید صبر کنیم تا دوره ایشان تمام شود؟
*یعنی شما معتقد هستید که ۳ سال پیش میبایست دولت آقای رئیسی سر کار آید؟
نه دولت آقای رئیسی! ممکن بود بتوانیم بهتر از آقای رئیسی را بیاوریم، منظور من الزاما آقای رئیسی نیست.
*چه اتفاقی میافتاد؟
سیاست این دولت گفتگو بود، اما زمانی که صحنه عوض شود چرا این دولت باید بماند، چرا زمان را به مدت ۳ سال باید از دست بدهیم؟ مگر ۳ سال برای ملت ۱ یا ۲ روز است؟ تعارف که نداریم. باید اروپاییها و امریکاییها میفهمیدند که ما در مقابل برگهای آنها برگهای جدی تری داریم.
روحانی به رهبری موضوع استعفایش را گفته بود، اما ایشان صلاح ندانستند
*چرا شما همان زمان ایده استعفا دولت را مطرح نکردید؟
من به رهبری گفتم و شنیدم که آقای روحانی هم با رهبری مطرح کرده بودند، اما رهبری در آن مقطع صلاح ندانستند.
*یعنی شما معتقد بودید مشکل باید با یک دولت اقتدار گرا حل میشد؟
در مقابل بدعهدی ترامپ و ناتوانی اروپا شما باید چکار کنید؟ تمام همت آقای ظریف و آقای روحانی این بود که با گفتگو مسائل جهانی را حل کنند، اما زمانی که یک گفتگو منجر به یک سند امضا شدهای شده و این سند به شورای امنیت رفته و در سازمان ملل هم تایید شده است، ولی یک قدرتی آمده و بدون توجه به این سند امضا شده سند را لغو کرده است و بقیه هم پیمانان نه در شرق و نه در غرب نتوانستند از سلطه و تسلط امریکا خودشان را خارج کنند، آن وقت باید چکار میکردیم؟
*بعد از تغییر دولت، در حوزه اقتصادی چه اتفاقی میافتاد؟
ما هم مثل آنها عمل میکردیم یعنی کاری که الان کردیم و آنها دوباره به مذاکره آمدند. رفتیم غنی سازیمان را توسعه دادیم و ۲۰ درصد را به ۶۰ درصد رساندیم.
ظرفیت کشور فقط خاتمی و هاشمی و روحانی نیست
*خیلی از این اتفاقات در دولت آقای روحانی اتفاق افتاد.
انتظاری که آنها از دولت آقای روحانی داشتند حتما متفاوت بود با انتظاری که مثلا اگر سردار سلیمانی رئیس جمهور ایران میشد. ما یک کشور چند ظرفیتی هستیم، ظرفیتهای ما فقط آقای خاتمی یا آقای روحانی یا آقای هاشمی نیستند، مثلا آقای خاتمی، مرحوم هاشمی و آقای روحانی دولتهایی را میتوانند تشکیل دهند که با دنیا تعامل داشته باشند، اما اگر دنیا از در ناسازگاری آمد ما هم باید در مقابلش یک دولتی را بگذاریم که جواب ناسازگاری اینها را بدهد.
بایدن بیجا کرد که برای ایران شرط و شروط بگذارد
*پس با این حساب باید به این دولت و مذاکراتی که الان در جریان است امیدوار باشیم؟
این بحث دیگری است. ببینید دوباره دنیا تغییر کرد، ترامپ رفت و آقای بایدن آمد و صحنه عوض شد، من منظورم این بود که در مقابل ترامپ باید آن چنین میشد. آقای بایدن در امریکا روی کار آمده است البته ایشان سستی کرد، ایشان باید مثل بقیه کارهایی که کرد مثل پیمان آب و هوای پاریس که به آن برگشت یا مسئله بهداشت سازمان جهانی که ترامپ از آن خارج شده بود، اما او برگشت، قاطعانه اعلام میکرد من تحریمهای بعد از برجام را لغو میکنم و به برجام برمی گردم و ایشان بیجا فکر کرد که میتواند برای ایران شرط و شروط بگذارد.
در دوره بایدن باید رئیسجمهور اصلاح طلب داشته باشیم
دوره دوباره تغییر کرد، اتفاقا در دوره بایدن ما باید یک رئیس جمهور اصلاح طلب در ایران داشته باشیم. اگر دوره ترامپ بود من نظرم را خدمت شما گفتم، ولی اگر دوره عوض شده است و دوباره دموکراتها آمدند ... آقای روحانی قوی عمل کرد.