
سرمشقهای آموزشی برای دولت سیزدهم
حال آموزش و پرورش کشور خوب نیست و نظام تعلیم و تربیت بسیار میلنگد، موضوعی نیست که بدخواهان آن را القا کنند یا عدهای به عمد دست به بزرگنمایی بزنند،دولت آینده برای داشتن آموزش و پرورشی قوی باید موضوعات متنوعی را در دستور کار قرار دهد.
جامعه ۲۴ - وزارت آموزش و پرورش بهعنوان عریض و طویلترین بخش دولت و نیز پرمخاطبترین وزارتخانه با پر تعداد مشکل و چالش و کمبود مواجه است که اینها را یک میلیون فرهنگی، ۱۴ میلیون دانشآموز و همین تعداد خانواده با همه وجود لمس میکنند. با این حال، آموزش و پرورش در هیچ دولتی اولویت نداشته و عزم هیچ رئیسجمهوری حل و فصل کامل مشکلات این بخش نبوده بهطوری که مشکلات از یک دولت به دولت بعد منتقل شدهاست. آموزش و پرورش ما سالهاست چالشهای انباشته دارد، از چالشهای عمومی گرفته تا چالشهای تخصصی. با این حال هیچ دولتی سرکار نیامده که بتواند ادعا کند در این دو بخش بیخطا و مؤثر کار کردهاست. اکنون نیز که هفت نامزد ریاست جمهوری با یکدیگر مصاف تبلیغاتی میدهند، آموزش و پرورش باز هم در حاشیه است و افکار عمومی نمیداند اگر هر کدام از این هفت نفر پیروز شوند مشکلات قرار است با کدام دست فرمان حل شود. این بیبرنامگی و در حاشیه بودن، چشمانداز آموزش و پرورش کشور را مبهم کرده و آیندهای را که نمیدانیم چه ظاهر و باطنی خواهد داشت پیش چشممان قرار داده؛ زنگ خطری که دولت سیزدهم اگر از اکنون صدایش را بشنود شاید به آموزش و پرورش در سیاستها و برنامههایش بیشتر بها بدهد.
اولویتهای هشتگانه
زمانی که حسن روحانی، رئیس دولت دوازدهم در شهریور ۹۸ داشت محسن حاجیمیرزایی، وزیر آموزش و پرورش را به وزارت منصوب میکرد ۲۳ اولویت عمومی و تخصصی را برای او تعیین کرد. وزیر طبق این حکم میبایست ارتقای سلامت اداری، شفافیت مالی، بهبود دسترسی همگانی به اطلاعات، فراهم آوردن فرصت برابر، اعمال شایستهسالاری و رفع انحصار را در دستور کار قرار میداد.
بیشتر بخوانید: فضای امنیتی حاکم بر فعالیتهای صنفی معلمان شکسته شود/ جای معلم زیر خط فقر نیست
همچنین مکلف بود در مسیر توانمندسازی دانشآموزان برای ورود به بازار کار، ارتقای توانمندیهای اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان، بهبود برنامههای آموزشی برای افزایش خلاقیت آنها، مراقبت از سلامت روحی و اخلاقی مدرسه، بهبود برنامههای آموزشی در جهت پاسخدهی به تنوع زبانی، جنسیتی و مکانی، همچنین ساماندهی نیروهای انسانی، اجرای نظام رتبهبندی معلمان و ارتقای بهرهوری بودجه حرکت کند.
با این که وزیر فعلی نزدیک به دو سال پیش این حکم را دریافت کرد و شاید گفته شود زمان اندکی در اختیار داشته، ولی بیتعارف به بسیاری از این تکالیف حتی ورود نکرد، چه رسد به اجرا. در مورد وزرای پیشین نیز همین بوده و توفیقی که چشمگیر باشد در هیچیک از این حوزهها حاصل نشدهاست. این درحالی است که براساس سند تحول بنیادین، آموزش و پرورش حداقل هشت محور کاری اولویتدار دارد که باید در آن مسیر پیش برود یعنی تربیت چند ساحتی، استقرار زیر نظامهای سند تحول، تقویت نهاد مدرسه، بهبود مدیریت، ارتقای جایگاه معلم (شغلی، اجتماعی و معیشتی)، عدالت آموزشی، مشارکت مؤثر و توجه به اقتصاد آموزش و پرورش. براین اساس آموزش و پرورش مکلف است زمینه رشد همه ساحتهای وجودی دانشآموزان را فراهم کند و در کنار رشد علمی، دانشآموزان را در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری، اعتقادی و ورزشی نیز رشد دهد بهطوری که آنها در سال دریافت دیپلم، افرادی توانمند باشند که در برآوردن نیازهای خود مشکل نداشته باشند.
آموزش و پرورش همچنین باید تحولاتی را در منابع انسانی، مالی، فضا، تجهیزات و برنامه درسی ملی ایجاد کند و زیرنظامهای سند تحول را در نظام تعلیم و تربیت مستقر کند. همچنین باید به منظور تقویت نهاد مدرسه، اختیارات مدارس را افزایش داده، مدیران را توانمند کرده و به محیطهای یادگیری تنوع ببخشد و به این اصل باور داشته باشد که کلاس درس فقط یکی از محیطهای یادگیری است نه تنها محیط موجود. براساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش البته این اتفاقات رخ نمیدهد مگر با ارتقای همهجانبه جایگاه معلم، معلمی که باید ششدانگ بوده و فارغ از دغدغههای شغلی، معیشتی و اجتماعی، وقف فرآیند یاددهی و یادگیری باشد. در واقع این معلم حلقهای از فرآیند عدالت آموزشی است، عدالتی که با توزیع عادلانه فرصتهای آموزشی محقق میشود و آموزش و پرورش مکلف به تحقق آن است. آموزش و پرورش طبق سند تحول بنیادین درحالی این تکالیف سنگین را بهعهده دارد و مکلف به بهبود کیفیت و کمیت آموزش است که آنچه در سالهای اخیر اتفاق افتاده یا انجام بخش کوچکی از وظایف بوده یا اقداماتی در جهت عکس این تکالیف. به همین دلیل است که آموزش و پرورش کشور وزارتخانهای با بیشمار کار برزمین مانده و پرتعداد، اولویت است که دولت آینده از روز نخست استقرار باید نسبت به رسیدگی به آنها اهتمام جدی داشته باشد.
سه مناظره انتخاباتی نتوانست انتظارات فعالان حوزه تعلیم و تربیت را برآورده کند. آنها یکصدا معتقدند که آموزش و پرورش جزو موضوعات فراموششده در برنامهها و سیاستهای کاندیداهای ریاست جمهوری است. به طوری که حوزه تعلیم و تربیت در اشاراتی کوتاه و کلی، آن هم در صحبتهای برخی از کاندیداها خلاصه شد. از آنجایی که تا امروز هفت نامزد انتخابات ریاست جمهوری به طور دقیق و شفاف توضیح ندادهاند که برنامههایشان برای مهمترین وزارتخانه کشور چیست، ما از پنج نفر از کارشناسان مسائل آموزش و پرورش دو سوال پرسیدهایم تا بدانیم برای بهتر شدن اوضاع باید چه اقدامات و تغییراتی صورت بگیرد.
شخصی که سکان هدایت وزارت آموزش و پرورش را به مدت چهار سال در دست میگیرد، باید چه ویژگیها و توانمندیهایی داشته باشد؟
چه مسائل و موضوعاتی باید جزو اولویتهای دولت سیزدهم و وزارت آموزش و پرورش باشد؟