گوناگون برگزیده سیاسی
کد خبر: ۲۷۶۸۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۹ ۱۰ بهمن ۱۴۰۰

جزییات تکان دهنده از نامه‌های مردم به رییس جمهور

با نگاهی به جدول فراوانی موضوع نامه‌های ارسالی، با نکات نگران‌کننده‌ای مواجه می‌شویم. آمار نامه‌هایی که با درخواست مساعدت مالی ارسال شده‌اند، تکان‌دهنده است؛ ۳۳.۵ درصد! یعنی نزدیک به یک‌سوم نامه‌های ارسال‌شده خطاب به رئیس‌جمهور، طلب پول برای گذران زندگی ا‌ست.

جزییات تکان دهنده از نامه‌های مردم به رییس جمهور

جامعه ۲۴- نکته تعجب‌برانگیز درباره تعداد نامه‌های ارسالی به رئیس‌جمهور در چند ماه گذشته در اینجاست که با بررسی آمار‌های مرکز ارتباطات مردمی در این باره، شاهد روندی عجیب رشد تصاعدی تعداد نامه‌های ارسالی در پنج‌ماهه دوم سال هستیم که اتفاقا شروع فرآیند صعودی آن از نخستین سفر استانی رئیسی به خوزستان است.

امید کلمه‌ای چهار حرفی است که شاید نتوان در چهار بند هم انرژی نهفته در آن را به‌تصویر کشید؛ انرژی و محرکی که می‌تواند بیماری را سرپا کرده، آسیب‌دیده‌ای را با سرعت خارج از تصوری بهبود داده و شکست‌خورده‌ای را با شتاب غیرقابل‌وصفی به قله‌های پیروزی برساند. محرکی که توان آن را دارد تا جامعه‌ای را از حالت سکون، به اوج بالندگی و نشاط برساند و سرزمینی را از برکات این بالندگی بهره‌مند کند.

محرک رشددهنده پویایی مستمری که می‌تواند تمدن‌هایی را برای همیشه در تاریخ ماندگار کند. این محرک بی‌مانند که می‌تواند جامعه‌ای را از حضیض به اوج عزت برساند، امید است؛ آن چیزی که نداشتنش به کلام امیر مومنان صاحب خود را می‌کشد.

با وام گرفتن از همین روایت می‌توان گفت داشتنش مرده را زنده می‌کند. چه اکسیری در سرتاسر کره خاکی توان این را دارد که انسان افتاده‌ای را دوباره سرپا کند؟ امید؛ همان چیزی که حفظ و مراقبت از آن در یک جامعه، ضامن تسریع روند پیشرفت و رشد آن جامعه خواهد بود.

محرکی که وجودش با هر شکل و میزان به‌طور معجزه‌آسایی سازنده است و انرژی‌ای که حضورش در جامعه‌ای، می‌تواند عملیات نخبگان آن جامعه برای ترمیم شکاف‌های اجتماعی احتمالی را بسیار دردسترس‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شود کند. روز‌های ابتدایی شهریورماه امسال بود که سفری یک‌روزه، نشان‌دهنده آغاز تلاش‌هایی برای کلید زدن یک فرآیند بود؛ فرآیندی برای تزریق این محرک معجزه‌آسا به پیکره جامعه ایرانی.

سفری که برای طی آن، مسافتی کمتر از ۱۰۰۰ کیلومتر طی شد، اما گستره اثرگذاری‌اش ده‌ها هزار کیلومتر وسعت داشت. سیدابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور منتخب در آن روز‌ها به خوزستان سفر کرد و البته خبر از شروع یک فرآیند داده بود؛ فرآیندی که می‌توان آن را به‌عبارت دیگر «پروژه بازسازی اعتماد عمومی» عنوان کرد.

پروژه‌ای که شاید بتوان جدی‌ترین ابزار دولت برای پیروزی در آن را همان محرک معجزه‌آسا یعنی «امید» دانست. امیدی که اگر باشد، با خود اعتماد می‌آورد و اعتمادی که غالب بودنش، خالق امید به آینده‌ای روشن است. جامعه‌ای که نزدیک به یک دهه، زخم برداشته از ناکارآمدی بود و هربار و بعد از هر فریاد پردردش خود را تنها میان یأس و تاریکی می‌دید، حالا انرژی عجیبی را در خود حس می‌کرد که به فردفرد اعضای خود، نوید دوباره شنیده شدن صدایشان را می‌داد.

همزمان با حضور رئیس‌جمهور در محروم‌ترین مناطق کشور، ابزار‌هایی هم وجود داشت که به فرآیند خلق دوباره «امید به آینده‌ای روشن» سرعت می‌بخشید. یکی از آن ابزار‌ها «نامه‌هایی برای آقای رئیس‌جمهور» بود. کاغذ‌های سرد و بی‌روحی که با ریشه دواندن امید در دل مردم میزبان رئیس‌جمهور، روح‌دار شده بود و جوهر قلم را به‌آغوش کشید تا جامعه صبور و رنج‌کشیده مناطق محروم را میهمان گرمای متولدشده از عمق آن محرک معجزه‌گر کند.

نامه‌هایی که هریک نشانه است؛ نشانه‌ای از زنده بودن یک نور گرمابخش. نوری که حالا در غربی‌ترین روستای خوزستان و در شرقی‌ترین آبادی سیستان‌وبلوچستان یک کار می‌کند؛ گرما می‌بخشد. همان که مایه دلگرمی پیر و جوان شده است و نیرویی را در آنان برانگیخته تا دست به قلم برده و برای رئیس‌جمهورشان نامه بنویسند. این نور بعد از مدت‌ها دوباره محرکی شده است تا جمعیتی، خود را در آینده‌ای تصویرسازی کنند که در آن، صدایشان رساتر از حالا شنیده می‌شود. آنچه در این سفر‌ها بیش از همه توجهم را به‌خود جلب می‌کرد، همان نشانه‌هایی بود که هربار و در هر سفر، بیش از قبل خودنمایی می‌کرد؛ نشانه‌هایی از: مردم، به: رئیس دولت. «فرستنده»‌ای که شاید از سر زمین، بالای داربست یا اعماق معدن خود را به مرکز استان رسانده بود تا صدایش را به «گیرنده»‌ای برساند که نزدیک به یک دهه، تصور حضور او حتی در چندصد کیلومتری محل زندگی خود را یک رویای دور می‌دید.


بیشتر بخوانید:  حمله کیهان به منتقدان سفر به مسکو


هربار با دیدن شور و اشتیاق مردم برای رساندن نامه‌هایشان به دست رئیس‌جمهور یا نمایندگانش، حسی به سراغم می‌آمد که کمتر آن را تجربه کرده بودم؛ حسی که توصیفش به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. حسی که خوشحالی است، اما در عمق خود نگرانی کلافه‌کننده‌ای دارد. حسی که نگرانی است، اما امید مردم را که می‌بیند، مثل کودک خردسالی که تازه توانسته باشد روی دو پا راه برود دوست دارد همان‌طور به راه‌رفتن لغزان ادامه دهد.

اما می‌دانی که اگر نتوانی به‌خوبی مانع از غلبه خوشحالی‌ات بر نگرانی و تمرکزت شوی، مثل همان کودک تازه‌راه‌افتاده، بعد از چند قدم می‌افتی. حفظ این امید اوج‌گرفته، نمی‌گذارد بعد از افتادن قید دوباره برپا شدن را بزنی، ولی اگر نگرانی همراه با خوشحالی‌ات باعث شود محتاط‌تر و باتمرکزتر قدم برداری، آرام‌آرام رشد می‌کنی و با اعتمادبه‌نفس از روند پیشرفت توقف‌ناپذیرت کیف می‌کنی.

دلیل نگرانی را می‌دانستم. به دلیل کلافه‌کنندگی‌اش هم رسیدم. فکر کردن به اینکه این جمعیت، در این سال‌ها صدایشان را چطور و به گوش چه کسی می‌رسانده‌اند آزارم می‌داد. تصور اینکه وقتی خبردار شده‌اند می‌توانند بعد از سال‌ها، با قلم و کاغذی در دسترس رئیس‌جمهور را مخاطب خود قرار دهند چه احساسی پیدا کرده‌اند کلافه‌ام می‌کرد. اما همزمان حس عجیبی همراهم بود که تا به‌حال لمسش نکرده بودم.

حس امیدواری‌ای که بعد از دیدن برق شادی در چشمان پیرمرد کشاورزی که سیل، زمینش را شسته و خانه‌نشینش کرده بود، ولی اطمینان داشت صدایش شنیده می‌شود، دیدم. نگرانی دیگری که نمی‌توانستم از کنار آن به‌راحتی عبور کنم، آن بود که آیا اینکه مردم به‌دنبال حل مشکل خود، خارج از چهارچوب‌های مرسوم اداری و در قالب نامه مستقیم به شخص رئیس‌جمهور هستند، نشانه خوبی برای دولت سیزدهم خواهد بود؟

اینکه مردم امید خود را تنها در نامه‌هایی جست‌وجو می‌کنند که قرار است به دست شخص رئیس‌جمهور برساند. همین پرسش‌های از سر بیم و امید بود که باعث شد به‌سراغ تهیه گزارشی درباره آنچه بعد از سفر‌های استانی بر این نامه‌ها می‌گذرد، بروم.

اینکه آیا در دولت هشت‌ساله حسن روحانی هم خبری از این نامه‌ها بود یا خیر، اگر بود در چه ابعادی ارسال می‌شد، اینکه میزان نامه‌های نوشته‌شده خطاب به رئیس‌جمهور با شروع دوباره سفر‌های استانی در دولت جدید تا چه میزان رشد داشته و فرآیند دریافت، دسته‌بندی، ثبت و پیگیری نتیجه این نماد‌های امید به چه صورت است و پرسش‌هایی از این جنس، که رسیدن به پاسخش می‌تواند حافظ آن «امید»‌ی باشد که افتاده را سرپا می‌کند و دل آن پیرمرد کشاورز روستایی سیل‌زده را همچنان گرم نگه دارد.

موفق شدم بعد از پیگیری‌های مقدماتی، با یکی از مدیر‌کل‌های مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری ارتباط بگیرم. همان‌طور که حدس می‌زدم، آخر هفته مشغول آماده شدن برای عزیمت به سفر استانی بودند و کار مطالعه، دسته‌بندی و ثبت نامه‌ها تا اوایل هفته بعد از سفر استانی به‌طول می‌انجامید، اما سفر رئیس‌جمهور به روسیه، درکنار فرصت‌هایی که برای کشور به‌وجود آورد، من را هم از این فرصت بهره‌مند کرد که بتوانم از خلوتی مرکز ارتباطات مردمی نهاد نسبت‌به هفته‌هایی که سفر استانی برقرار بود، کمال استفاده را ببرم و قرار حضور برای پیدا کردن پاسخ سوالاتم را قطعی کنم.

با هماهنگی مرکز، میهمان روح‌الله بیات، مدیرکل رسیدگی به شکایات و درخواست‌های مردمی مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری شدم. باوجود آنکه نگران و پیگیر آماده‌سازی مقدمات سفر استانی پیش‌روی رئیس‌جمهور بود، اما باور داشت رفع نگرانی‌های احتمالی مردم درباره سرنوشت نامه‌ها بسیار مهم‌تر از هرچیز است. همه این‌ها باعث شد در گفت‌وگویی تقریبا تفصیلی، پرسش‌هایم را در چند محور مطرح کنم و پاسخ‌هایی بشنوم که انتقالش به نگارندگان این نامه‌های پرشمار، شاید بتواند تاحدی نور امیدشان به شنیده‌شدن را حفظ کند.

پرسش‌هایم از بیات در چند محور خلاصه می‌شود؛ بخش اعظمی از آن متوجه نامه‌ها و روند رسیدگی به آنهاست. مدیرکل اداره رسیدگی به شکایات و درخواست‌های مردمی بعد از آنکه مقدمه‌ای نسبتا مفصل درباره شاکله کلی مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری ارائه کرد، اداره‌کل‌های این مرکز را به‌طور گذرا به همراه شرح وظیفه یک‌خطی هر یک معرفی کرد.

از «اداره‌کل رسیدگی به شکایات و درخواست‌ها» که به گفته وی، پرحجم‌ترین مراجعات را دارد و پرفعالیت‌ترین مجموعه مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری است تا اداره‌کل نظارت، بازرسی و ارزیابی عملکرد، اداره‌کل ارتباطات مردمی و سفرها، اداره‌کل سامانه الکترونیکی و اداره‌کل مدیریت سامانه الکترونیکی مردمی، شرح وظیفه تک‌خط هر یک را عنوان کرد، اما، چون می‌دانست چه موضوعی ذهنم را بیش از هر چیز به خود مشغول کرده و دغدغه‌ام درباره کدام بخش از سفر‌های استانی رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت است، توضیحاتش درباره «اداره‌کل ارتباطات مردمی و سفرها» مفصل‌تر و پروارتر از سایر اداره‌کل‌های این مرکز بود.

بیات شرح وظایف این اداره‌کل را این‌گونه برایم توضیح داد: «بخش عمده شرح وظایف این اداره‌کل، مرتبط با ملاقات‌ها و برنامه‌های رئیس‌جمهور در سفر استانی و جمع‌آوری نامه‌ها و رسیدگی به آنها، بالاخص آن دسته‌ای است که در سفر‌های استانی به مسئولان نهاد می‌رسد. دوستان ما در این اداره‌کل، در استان مقصد مستقر می‌شوند، ستاد پردازش نامه‌ها را تشکیل می‌دهند و نامه‌هایی که دریافت می‌شود را حین همان سفر، بازگشایی، مطالعه و رفع نقص کرده و در «سامانه الکترونیکی ارتباط مردم و دولت (سامد)» ثبت می‌کنند.»

این توضیحات چندخطی، ولی نسبتا جامع، برای مقدمه کافی به‌نظر می‌رسید و می‌توانستم آن را برای ورود به بحث اصلی که گفتگو درباره روند ثبت و پیگیری نامه‌ها بود، بهانه خوبی تلقی کرد.

دیدگاه کاربران
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۸:۳۴
0
0
سلام. شما از این حجم نامه های درخواست کمک مالی، فقط این جنبه را پر رنگ دیده اید که مردم امید دارند. مثل فردی که از بلندی در حال سقوط است و چشم هایش باز است. و شما فقط باز بودن چشم را به نشانه امید داشتن فرد سقوط کرده می بینید. اصل سقوط و بدبختی مردم را فراموش کرده اید
آخرین اخبار
پربحث ترین
پربازدید ترین
آخرین اخبار