
پیامدهای خشکسالی در جامعه ایران
خشکسالی آسیبپذیریهای موجود جامعه ایران را بیشتر کرده و به حاشیه راندن اجتماعی زنان را تشدید کرده است.
جامعه ۲۴- خشکسالی بار بیشتری را بر دوش زنان از نظر مسئولیت هایشان در زمینه مراقبت از خانه وارد میکند. علاوه بر این، مهاجرت مردان عمدتاً جوان، تعادل جنسیتی را در مراکز شهری مخدوش کرده است. گزارشهایی وجود دارد که با افزایش ناامیدی، اثرهای منفی بر ازدواج و تولد منجر شده است.
کودکان به ویژه آسیب پذیر هستند و خطرات بیشتری برای سلامتی آنها از جمله بیماریهای پوستی و چشمی، رشد شناختی، علاوه بر مشکلات تنفسی مرتبط با خشکسالی به وجود آمده است. در سالهای اخیر افزایش سه برابری در کودکان از نظر سلامتی آسیب پذیر مستقیماً به گرد و غبار موجود در هوا و کمبود آن نسبت داده میشود.
چشمگیرترین گواه خشک شدن ویرانگر و طولانی مدت سی سال گذشته ناپدید شدن دریاچهها و تالابها در بخشهایی از ایران است. تنش بیش از حد منابع آبی در سراسر کشور، به ویژه در مناطق مرزی شرق و غرب، آشکارتر شده است. تامین آب سالم و کافی برای آشامیدن، بهداشت و سلامت، کشاورزی، دامپروری و برق به چالش روزمره تبدیل شده است.
از تبعات مهم خشکسالی، ناامنی غذایی است که خود به تضعیف انسجام اجتماعی در صورت عدم رسیدگی به فشارهای فزاینده بر معیشت خانوارها میانجامد.
شرایط فعلی خشکسالی در درجه اول ناشی از فعالیتهای انسانی است، و البته نشانهای از تغییرات اقلیمی ناشی از مدیریت ناپایدار زمین و آب در داخل و کشورهای همسایه است.
گستره وسیعی از ایران تحت اثر شرایط خشکسالی با درجاتی متفاوتی از شدت و وسعت محلی قرار گرفته است. کاهش بارندگی در ۳۰ سال گذشته، پروژههای زیرساختی نامناسب و ضربه اقتصادی سیاسی به جامعه، همه با هم تاب آوری در برابر اثرهای تحریمهای فزاینده بر کشور را کمتر کرده است. ایران تقریبا به صورت پیوسته میزبان حدود ۳.۵ میلیون پناهنده از سرزمینهای جنگ زده همسایه بوده است. نزدیک به پنج میلیون نفر - ۷۰ درصد از جمعیت روستایی استانهای آسیب دیده از خشکسالی - بیشتر در مناطق روستایی دور افتاده استانها در معرض خطر بالای اثرات ناشی از خشکسالی هستند. معیشت به شدت آسیب دیده و برای تطبیق با واقعیتهای جدید نیاز به بازسازی و پالایش دارد. زنان سرپرست خانوار و آنهایی که دارای اعضای فامیل تحت تکفل هستند بیشتر تحت اثر قرار میگیرند.
تبعات خشکسالی، خطرات چندگانه همراه با آن و اثرهای انسانی آن را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
اثرهای منفی بر دسترسی، و کیفیت آب به دلیل کمبود آب آشامیدنی و بهداشتی که باعث مشکلات سلامتی میشود. کمبود آب برای کشاورزی و دامپروری، که تا حد زیادی مهمترین قسمتهایی است که معیشت را تامین میکنند، و بیشتر مناطق مرزی تحت اثر قرار گرفته اند.
مهاجرت ناشی از فقدان شغل نیز اثر مخربی بر محلهها دارد. با بدتر شدن فزاینده خدمات اجتماعی، از دست دادن معیشت منظم تاب آوری جامعه کاهش مییابد.
بیشتر بخوانید: ایران وارد دوره ۳۰ ساله خشکی شده است
بازارها در تمام استانها با مواد غذایی و اقلام ضروری از جمله در دسترس بودن کالاهای اساسی فعالند، با این حال، قدرت خرید به دلیل کمبود شغل و نرخ قابل توجه بیکاری تضعیف شده است.
وخامت وضع سکونتگاه شهری و به ویژه حاشیه نشینهای شهرهای بزرگ، که مقصد مردم در حال مهاجرت از محیطهای روستایی هستند.
آمار بالای آسیبها از نظر سلامت روان، با افزایش ناامیدی، افسردگی، اضطراب و خشم. آسیبهای فیزیکی سلامت شامل بیماریهای تنفسی، چشمی و پوستی و اسهال و مشکلات معده به دلیل آب آشامیدنی آلوده.
بدتر شدن استانداردهای زندگی که بر سلامت مردم اثر مستقیم میگذارد.
افزایش آسیب پذیری در برابر سایر مخاطرات، مانند سیل و زلزله، به دلیل کاهش رطوبت خاک. با پژمرده شدن خاک سطحی و پوشش گیاهی، از جمله جنگلها و بیابان، بارانهایی که میآیند باعث خسارات فزاینده ناشی از سیل میشوند.
ایران با طیف وسیعی از چالشهای زیست محیطی از جمله دمای بالا، آلودگی، سیل و دریاچههای در حال محو شدن مواجه است. در فروردین ۱۴۰۰، سازمان هواشناسی کشور نسبت به «خشکسالی بیسابقه» و میزان بارندگی که بطور قابل ملاحظهای کمتر از میانگین بلندمدت بود، هشدار داد. میزان بارندگی در حوضههای اصلی رودخانههای ایران از شهریور ۱۳۹۹ تا تیر ۱۴۰۰ در بیشتر نقاط در مقایسه با دوره قبل از آن به میزان قابل توجهی کمتر بوده است. ایران خشکسالیهای مکرر را تجربه میکند و با چشم انداز شرایط شدیدتر ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است.
نگرانی ویژه این است که این اثرات خشکسالی در شمال شرق ایران در مناطق هم مرز با افغانستان مشاهده شده است. جمعیت هلال احمر ایران اعلام کرد از ۳۱ استان ۲۹ استان به ویژه ۷ استان خراسان جنوبی، کرمان، سیستان بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، اصفهان و خراسان رضوی به شدت تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفته اند. فقدان تامین آب سالم و کافی برای آشامیدن، بهداشت، کشاورزی، دامپروری و برق، علاوه بر تشویق روندهای منفی اجتماعی، فشار مخرب و ناپایدار فزایندهای بر سلامت، درآمد خانوارها وارد میکند.