
گروگانگیری های خونین و عاشقانه در ایران
همیشه یا پای عاشقی در میان است یا پول و طلا، اما همه آنها برای رسیدن به اهدافشان فقط یک راه مدنظر دارند و آن گروگانگیری است. در این گزارش گروگانگیری های خونین و عاشقانه در ایران را معرفی می کنیم.
جامعه ۲۴- همیشه آدم رباییها پایان خوش ندارد و گاهی با مرگ گروگان یا گروگانگیر به پایان میرسد. این در حالی است که ۹۷ درصد گروگانگیریها در کشور با رهایی گروگان و دستگیری گروگانگیر به پایان می رسد.
در سالهای اخیر گروگانگیریهای خونین یا مهمی در کشور رخ داده است که مهمترین آنها گروگانگیری مرگبار ایلام، گروگانگیری در مدرسهای در نظام آباد و گروگان گرفتن تبعه چینی بودند. در این گزارش مهمترین گروگانگیریها را مرور میکنیم.
گروگان گیری خونین در ایلام
به گزارش جامعه ۲۴، ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه امسال کارمند اخراجی اداره املاک بنیاد مستضعفان ایلام وارد این اداره شد. مرد مسلح که از اخراجش خشمگین بود سراغ رئیس اداره را گرفت که متوجه قفل بودن در اتاق آقای رئیس شد. او با در آوردن اسلحه کلاشینکف و یک نارنجک جنگی کارمندان اداره را گروگان گرفت.
رئیس و یکی از کارکنان که متوجه حادثه شده بودند، از ساختمان فرار کردند و موضوع را به پلیس گزارش دادند. دقایقی بعد تیمهای رهایی گروگان مقابل ساختمان حاضر شدند، اما کارمند اخراجی حاضر به رهایی گروگانها نبود.
مرد گروگانگیر که متوجه حضور ماموران شده بود با منفجر کردن نارنجک چهار کارمند را به قتل رساند و بعد به زندگی اش پایان داد.
بعد از شنیدن صدای انفجار پلیس وارد ساختمان شد، اما دیگر دیر شده بود و کارمند اخراجی همه را به قتل رسانده بود.
سه روز بعد از این گروگانگیری خونین، رئیس اداره املاک از کار برکنار شد.
گروگانگیری در مدرسه سلمان فارسی
اردیبهشت ماه سال ۸۳ با صدای تیر و کمک خواهی از داخل طلا فروشی مهتاب، اهالی خیابان مدنی سراسیمه به خیابان آمدند. آنها وقتی به جلوی طلافروشی رسیدند متوجه شدند که دو مرد مسلح نقاب دار در حال سرقت هستند. با افزایش جمعیت اهالی محل سارقان فرار کردند و یکی از آنها که نزدیک بود دستگیر شود، به داخل مدرسه پسرانه سلمان فارسی رفت. مدرسه تازه تعطیل شده بود، اما سه مرد و یک کودک هنوز داخل مدرسه بودند.
سارق مسلح با گروگان گرفتن کارکنان مدرسه و کودک درخواست کرد برایش راه فراری باز شود. تیمهای ویژه رهایی گروگان، مدرسه را محاصره کردند، خبرنگارها برای تهیه خبر آمدند و دقایقی بعد مرد گروگان درخواست کرد بدون تعقیب پلیس بتواند فرار کند وگرنه گروگان هایش را میکشد. با جدی شدن موضوع بلافاصله سردار طلایی رئیس وقت پلیس تهران و قاضی متین راسخ وارد سالن مدرسه شدند و با گروگان صحبت کردند.
به گزارش جامعه ۲۴، دو ساعت از ورود آنها به داخل ساختمان مدرسه در حالی که سردار طلایی دست گروگان را در دست خود گرفته بود از ساختمان خارج و اعلام کرد با صحبت هایش گروگانگیر تسلیم شده و گروگانها آزاد شدند. چندی بعد قاضی متین راسخ، اما اعلام کرد که او بود که به گروگانگیر امان نامه داده و پس از گفتگو او حاضر شده خودش را تسلیم کند. این گروگانگیری یکی از مهمترین گروگانگیریهای ایران بود که با دو مدعی سوپرمن ختم بخیر شد.
گروگانگیری خونین در خانقاه دراویش
نوزدهم آذر ۸۸ مثل یک روز عادی در حال طی شدن بود، اما عقربههای ساعت در حال نزدیک شدن به ساعت ۱۹ بودند که تلفنی به پلیس خبر از اتفاقی ناگوار میداد. مردی در تماس با پلیس مدعی شد یک فرد مسلح وارد خانقاه دراویش در محله مولوی شده و ۴۰۰ نفر را گروگان گرفته است. به ۱۵ دقیقه نکشید که کل محله از سوی پلیس محاصره شد.
ابتدا گفتگو با مرد گروگانگیر آغاز شد، اما او یک نارنجک دستی به داخل حیاط خانقاه انداخت که منفجر شد. پلیس متوجه شد که این فرد بسیار خطرناک است و احتمال فاجعه در تهران وجود دارد. هرچه ساعت میگذشت مذاکرات فایدهای نداشت و مرد گروگانگیر مدعی بود افرادی در خانقاه برای خانواده او مزاحمت ایجاد کرده اند. دو ساعت بعد با حمله پلیس تعداد زیادی از گروگانها آزاد شدند. خود گروگانگیر هم به جز ۴ نفر بقیه را آزاد کرد.
بیشتر بخوانید: گروگانگیری دو جوان در روز روشن
سرانجام رئیس پلیس وقت تهران وارد خانقاه شده و در حالی که گروگانگیر میانسال ۸ نارنجک به خود بسته بود با او وارد مذاکره شده و موفق شد بقیه گروگانها را آزاد کند و مرد گروگانگیر هم خود را تسلیم پلیس کرد.
گروگانگیری در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران
۱۳ شهریور سال ۹۲ فردی در تماس با پلیس مدعی شد مدیرعامل اتوبوسرانی تهران را گروگان گرفته اند و مرد گروگانگیر خیلی خشمگین است. با حساسیت موضوع تیمهای رهایی گروگان، خیابان هنگام را محاصره کردند و بخشی روی ساختمانهای اطراف مستقر شدند. رایزنی با مرد گروگانگیر آغاز و مشخص شد مرد ۴۰ ساله کارمند اخراجی اتوبوسرانی است که به همراه مدیر انضباطی وارد دفتر مدیر عامل شده و علاوه بر سنندجی، مهمان او و مدیر کمیته انضباطی را گروگان گرفته است.
با مذاکرات طولانی مرد گروگانگیر برای آرام کردن جو، پیمان سنندجی را آزاد کرد تا او به میان خبرنگاران بیاید و گروگانگیری را تکذیب کند، اما دقایقی بعد وقتی پلیس مطمئن شد مرد گروگانگیر حاضر به رهایی گروگان هایش نیست، با پرتاب گاز اشک آور داخل اتاق دو گروگان را آزاد و مرد گروگانگیر را دستگیر میکنند.
رهایی گروگان با حضور فرمانده پلیس
فیلم گروگانگیری و صحبتهای رئیس پلیس فارس با گروگانگیر به سرعت در فضای مجازی پخش شد. مرداد ماه سال گذشته پلیس فارس متوجه میشود یک قاتل فراری از بندر ریگ بوشهر به شیراز آمده و مراسم خواستگاری اش در حال برگزاری است. نیمه شب پلیس برای دستگیری این قاتل فراری وارد عمل شد، اما او که متوجه حضور ماموران شده بود اقدام به تیراندازی میکند.
در این بین یک پیر مرد برای بررسی موضوع از خانه خود خارج میشود، قاتل وارد خانه پیرمرد شده و همسر او را گروگان میگیرد. صبح روز بعد رئیس پلیس فارس متوجه موضوع شده و خودش در محل حاضر میشود. قاتل که در درگیری دیشب مجروح شده بود با صحبتهای رئیس پلیس حاضر میشود خود را تسلیم کند. بعد از دستگیری بلافاصله مرد گروگانگیر برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
گروگانگیری پسر عاشق پیشه در شیرینی فروشی
پسر، عاشق دختر شیرینی فروش شده بود، اما خانواده دختر مخالف وصلت بودند، پسر تمام راهها را رفت، اما موفق نشد. مرد جوان تصمیم خود را گرفت و بهمن ماه ۹۸ به محل کار دختر در یک شیرینی فروشی در خیابان آزادی رفت و دختر جوان را با تهدید اسلحه گروگان گرفت.
به گزارش جامعه ۲۴، با اعلام موضوع به پلیس تیمهای رهایی گروگان و مسئولان پلیس وارد عمل شدند. سرانجام پسر جوان اعلام کرد خانواده دختر مورد علاقه اش با ازدواج آنها مخالف هستند و خواسته اش گفتگو با آنها و راضی کردنشان است.
سه ساعت از گروگانگیری گذشت، اما خبری از خانواده دختر نشد، پلیس که احتمال میداد هر لحظه صبر گروگانگیر سر برود و دست به اقدامی خطرناک بزند، به فکر چاره افتاد و رئیس پلیس وقت پیشگیری تهران وارد شیرینی فروشی شد و با متهم گفتگو کرد. پسر جوان دقایقی بعد خود را تسلیم کرد و گروگان آزاد شد.
رهایی گروگان چینی در عملیات خونین
اواخر تیرماه سال ۹۱ مدیر یک شرکت بازرگانی به پلیس تهران مراجعه و ادعا کرد یکی از کارمندانش که زن چینی بود، هنگام برگشت از شرکت به خانه ربوده شده و هیچ اطلاعی از او ندارد.
با ثبت این شکایت تحقیقات پلیس آغاز شد، اما هیچ ردی از زن چینی نبود. سه روز بعد فردی ناشناس با پلیس تماس گرفت و از گروگان گرفتن تبعه چینی خبر داد. مرد گروگانگیر ادعا کرد برای آزادی گروگان باید برادرش که به جرم قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده است از زندان آزاد شود. بعد از این تماس مشخص شد گروگانگیری کار دو برادر مرد زیر حکم است.
سرانجام بعد از ۱۶ روز مخفیگاه گروگانگیران در یک ویلا در ساوجبلاغ شناسایی شد. با حضور تیم رهایی گروگان، پلیس ابتدا سعی کرد با صحبت و اقدامات روانی گروگانگیران را وادار به تسلیم کند، اما آنها با گذاشتن اسلحه روی سر زن چینی خواستار آزادی برادرشان شدند.
پلیس که احتمال میداد زن چینی به قتل برسد، دو برادر را هدف گلوله قرار داد. یکی از برادران در صحنه کشته، دیگری مجروح و زن گروگان آزاد شد.