
قتل به خاطر جای پارک
به خاطر جای پارک مرتکب قتل شدهاند و در انتظار حکم قصاص یا اجرای آن هستند، اما همگی می گویند که از روی عصبانیت قتل را انجام دادهاند.
جامعه ۲۴- آبان ماه سال گذشته یک درگیری خونین در خیابان بنیهاشم به مأموران کلانتری مجیدیه اعلام شد. با حضور مأموران در محل آنها با مرد جوانی که بر اثر ضربه خونین به سرش روی زمین افتاده بود روبهرو شدند.
مرد مجروح سریع به بیمارستان منتقل شد، اما دو ماه بعد جانش را بر اثر شدت جراحات از دست داد.
به گزارش جامعه ۲۴ ، بررسیهای پلیس در محل قتل آغاز و برادر مقتول به کارآگاهان گفت: جلوی در مغازه ایستاده بودم که یک پراید قصد داشت پارک کند و با یک موتورسیکلت برخورد کرد. به این کارش اعتراض کردم، اما سه نفر از داخل پراید پیاده شده و با من درگیر شدند.
او ادعا کرد: برادرم که صدای درگیری را شنیده بود به هواخواهی من بیرون آمد، اما یکی از سرنشینان پراید با میلهای بزرگ بر سر او کوبید و فرار کرد.
با شناسایی هویت قاتل به نام ساسان مشخص شد او از محل زندگیاش فرار کرده است. اما پنج ماه بعد در یکی از شهرهای غربی کشور شناسایی و دستگیر شد.
مرد جوان روز گذشته در دادگاه کیفری محاکمه و در دفاع از خود گفت: من، برادرم و دوستش کاشیکار هستیم آن روز قصد خرید کاشی از خیابان بنیهاشم را داشتیم. هنگام پارک خودرو به یک موتورسیکلت برخورد کردیم و موتور روی زمین افتاد. برادر مقتول به ما اعتراض کرد و ما کارمان به درگیری کشید وقتی جلال برای هواخواهی برادرش آمد من از داخل صندوق عقب یک میله آهنی که برای کار کاشیکاری است را برداشته و ضربهای به سرش زدم، فکر نمیکردم ضربه کشنده باشد، اما از ترس فرار کردم.
پس از این دفاعیات قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.
قتل به خاطر جای پارک در آمل
دی ماه سال گذشته مأموران کلانتری آمل در جریان نزاع خونین دو نفر در یکی از محلات این شهر قرار گرفتند. با حضور مأموران در محل آنها با جسد مرد جوانی درحالیکه سه ضربه چاقو خورده بود روبهرو شدند.
بررسیهای مأموران نشان میداد مقتول دقایقی قبل با قاتل بر سر جای پارک دعوایشان شد و پس از زدوخورد مرد جوان چاقو را درآورده و سه ضربه به مقتول وارد و سپس فرار کرده است.
با تشکیل پرونده و با توجه به اینکه خودرو قاتل در صحنه جا مانده بود هویت او شناسایی و تحت تعقیب قرار گرفت.
بیشتر بخوانید: قتل با انگیزه های عجیب
درحالیکه هیچ ردی از مرد جوان وجود نداشت سرانجام پس از پنج ماه فرار در اردیبهشت ماه امسال کارآگاهان پلیس رد او را در خوزستان کشف کردند.
به گزارش جامعه ۲۴ ، با حضور تیم جنایی در بندر ماهشهر قاتل فراری شناسایی و دستگیر شد و در تحقیقات اولیه مدعی شد: وقتی مقتول نگذاشت خودرویم جلوی مغازهاش پارک کنم با او درگیر شدم، بههمین خاطر چند ضربه به او زدم که باعث شد جانش را از دست بدهد. وقتی فهمیدم مرده است از مازندران فرار کردم و این چند ماه را در دو سه استان متواری بودم تا اینکه مأموران مخفیگاهم را پیدا کرده و دستگیر شدم.
قتل مهندس به خاطر جای پارک
اوایل آبان امسال وقوع نزاع خونین در جنوب تهران به کارآگاهان پلیس آگاهی اطلاع داده شد. با حضور مأموران در محل مشخص شد دو همسایه بر سر جای پارک با یکدیگر درگیر شده که در جریان این درگیری یک مهندس جوان جانش را از دست داده و قاتل از صحنه فرار کرده است.
با پیگیریهای پلیس چند روز قبل مرد قاتل شناسایی و دستگیر شد.
او با اعتراف به قتل مهندس جوان گفت: بیش از ۳۰ سال است که با آقای مهندس و خانواده پدریاش همسایه هستیم. در این مدت مشکلی با هم نداشتیم، اما از چندی قبل مشکل ما بر سر جای پارک آغاز شد.
او ادعا کرد: کار ما بهجایی رسید که بر سر زباله گذاشتن جلوی در ساختمان نیز با هم دعوا میکردیم. روز حادثه بار دیگر بر سر جای پارک خودرو درگیر شدیم و همسایهها برای وساطت آمدند، اما کار بالا گرفت و من با چاقویی که همراهم بود به او حمله کرده و چند ضربه به او زدم. بعد از قتل نیز از ترس فرار کردم، اما مأموران مرا دستگیر و بازداشت کردند.
درگیری مرد بقال به خاطر جای پارک
آذرماه سال گذشته درگیری خونینی در یکی از محلات ساوه به مأموران پلیس اطلاع داده شد.
با حضور مأموران در محل مشخص شد ساعتی قبل راننده یک پراید خودرواش را مقابل مغازه سوپرمارکت پاک کرده، اما صاحب مغازه به او اعتراض کرده است.
به گزارش جامعه ۲۴ ، در جریان این درگیری صاحب مغازه با چاقو ضرباتی را به پسر جوان وارد و پس از مجروح کردن او، از محل فرار کرده است.
ساعتی پس از این درگیری خونین به کارآگاهان پلیس اعلام شد که راننده پراید جانش را از دست داده است.
دو ساعت پس از مرگ راننده، عامل جنایت در مخفیگاهش در اطراف ساوه شناسایی و دستگیر شد.
قاتل پس از انتقال به اداره پلیس اعتراف کرد: وقتی راننده پراید جلوی مغازهام پارک کرد و از او خواستم خودرواش را بردارد، اما او مقاومت کرد و برای من شاخوشانه کشید. من هم عصبانی شدم و با چاقویی که روی پیشخوان بود به سمتش رفته و چند ضربه به او زدم. وقتی مطمئن شدم او با این ضربات میمیرد از ترس فرار کردم، اما مأموران سر رسیدند و من را دستگیر کردند.