
سوءمدیریت، تشدیدکننده بحران آب
نزدیک به دو دهه است که سوءمدیریت در بخش آب، هشدار کارشناسان محیطزیست را به دنبال داشته و به معضلی جدی تبدیل شده است.
جامعه ۲۴ نزدیک به دو دهه است که سوءمدیریت در بخش آب، هشدار کارشناسان محیطزیست را به دنبال داشته و به معضلی جدی تبدیل شده است. بر خلاف تصور عمومی، دیگر این بحران به مناطق کمآب و جنوب کشور خلاصه نمیشود، بلکه گریبان خطه سرسبز شمال کشور را هم گرفته است، با این وجود تاکنون گرهای از کلاف چند سر آن باز نشده است. «تنش آبی» چندین سال است که به عنوان کلیدواژهٴ وضعیت کمآبی مطرح شده و اگرچه این مسئله به کاهش بارندگیها و اسراف در مصرف ارتباط دارد، اما شواهد به روشنی گویای آن است که سوءمدیریت بر حکمرانی آب، مهمترین عامل چالش در این حوزه قلمداد می شود.
کشور ما، با بارشی معادل یکسوم متوسط بارش جهانی و نصف متوسط بارش آسیا، در منطقهای خشـک و کمآب قرار دارد و منابع آبی آن نسبتا محدود است، کما اینکه نیاز گسترده به محصولات غذایی، محدودیت منابع آب، فرسودگی شبکههای تامین و توزیع و بسـیاری مواردی از ایـن دست، بهرهبـرداری از همـین منابع اندک آب در کشور را هم چالشبرانگیز کرده و بـر پیچیدگی مدیریت منابع آب افزوده اسـت. لذا حل مشکل آب، مستلزم بازنگری در روشهای گذشته مدیریت آب و اتخاذ رویکردی نو و توجه به مباحث جدید است.
در همین راستا مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز اخیرا سوءمدیریت را دارای نقش مهمی در این وضعیت دانسته و تاکید کرده است که بحران آب در کشور تنها ناشی از تغییرات اقلیمی نیست. به عبارت دیگر، سوءمدیریت و عدم برنامهریزی در بخش آب نیز در این بحران دخیل هستند.
بررسیها نشان میدهد «سهم عوامل انسانی، از جمله توسعه مصارف آببر، وضعیت اقتصادی و معیشت وابسته به آب، وضعیت واردات و صادرات، سطح زیرکشت، رشد جمعیت، امنیت غذایی و… در ازدیاد مصرف، بیشتر از سهم عوامل طبیعی ناشی از کاهش بارشها در کمآبی نقش داشته است.»
ازجمله مواردی که با سوء مدیریت در بخش آب گره خورده، کشت محصولات آب بر است که با توجه به منابع محدود آب عملی اشتباه است و گرچه این مسئله، سیاست غالب در طول چند دهه اخیر بوده اما این رویکرد باعث کاهش منابع آب، به ویژه منابع آب زیرزمینی شده و تهدید امنیت آبی کشور را به دنبال خواهد داشت. تداوم سیاستهای تولید غذا در کشور بدون در نظر گرفتن کاهش بیشتر منابع آب زیرزمینی، بخشهای مختلف فلات مرکزی کشور را دچار بیثباتی می کند. نباید فراموش کرد که منابع آب زیرزمینی، منابعی راهبردیاند که در مواقع اضطراری قادرند آثار خشکسالی یا کمآبی را کاهش دهند و در پایداری جوامع اهمیت بسزایی دارند، بنابراین حفاظت از این منابع ضروری است.
در حال حاضر، منابع آب زیرزمینی در تامین آب نقش کلیدی دارند؛ و مبتنی بر آمارها ۵۷ درصد آب شرب شهری، ۸۳ درصد آب شرب روستایی، ۶۳ درصد آب صنعت و خدمات و ۵۲ درصد آب کشاورزی از این منابع تامین میشود. سهولت برداشت از این منابع و ارزان بودن استفاده از آن به مصرف بیرویه از منابع آب زیرزمینی منجر شده است؛ به طوری که بسیاری از دشتهای کشور با روند کاهش حجم آبخوان و افت تراز مواجهاند. در حال حاضر، از ۶۰۹ محدوده مطالعاتی ایران، تنها ۱۹۹ محدوده آزادند و ۴۱۰ محدوده دیگر ممنوعه و ممنوعه بحرانیاند. از محدودههای آزاد نیز تعداد قابل توجهی از آنها در مناطق بیابانی یا کوهستانها قرار دارند که عملا فاقد پتانسیل قابل توجه برای برداشت آب زیرزمینیاند.
همانطور که در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده، مهمترین عوامل بحرانی شدن آب، فقدان حکمرانی منطقی ومدیریت نامناسب است. نبود طرح جامع برای مدیریت آب و نداشتن نگاهی متناسب با توسعه پایدار، در آیندهای نزدیک میتواند کشور را در وضعیت بدتری قرار دهد.