
پاییزی بحرانیتر در راه است
استاد دانشکده عمران آب دانشگاه شهید چمران: فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که اندک ذخیره سد کرخه تمام شود و ما بدون هیچ ذخیرهای وارد پاییز شویم
جامعه ۲۴ - «خوزستان» نامی که این روزها بسیار شنیده میشود، از پس سالها نشنیدن و ندیدن بالاخره صدای خوزستان شنیده شد. فریاد و اعتراض مردمی که شاهد تلف شدن احشام و سوختن زمینهای کشاورزیشان هستند بالاخره به گوش آنها که باید، رسید. اما چه شنیده شدنی؟ شنیدنی که نتیجه سالها گوش نسپردن به هشدارها و تذکرات و اعتراضات است. هشدارها درباره سدسازی، انتقال آب، سوء مدیریت منابع آب و تمام تصمیماتی که در طول سالیان جلگه سبز خوزستان را تبدیل به تشنهترین نقطه ایران کرد. زمینی خشک که امروز تبدیل به قربانگاه تشنگان شده، قرنها یکی از پرآبترین مناطق ایران بود. این بحران ریشه در چه کجا دارد؟
خوزستان تشنه است و ریشه این تشنگی به زعم بسیاری از چهرههای دانشگاهی، در مدیریت اشتباه منابع آب در کشور است. هر چند کاهش بارشها و تغییرات اقلیمی هم در شرایط امروز خوزستان به ویژه رودخانه کرخه بیتاثیر نیست، اما به گفته بنفشه زهرایی، مدیرکل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهرهوری آب و آبفای وزارت نیرو: «بر اساس مطالعات صورت گرفته در دانشگاه تهران، ۲۵ درصد از وضعیت امروز رودخانه کرخه نتیجه تغییر اقلیم است و ۷۵ درصد مربوط به برداشتهای بیرویه آب در بالادست میشود»
بحران آب در خوزستان به سطح واکنشهای اجتماعی رسیده و مردم معترض به این شرایط را به خیابان کشانده است. بحرانی که تنها محدود به سال آبی کم بارانی که در آن قرار داریم نیست، خوزستان سالهاست که با سومدیریت منابع آب و تبعات آن دست به گریبان است. روز پنج شنبه میزگرد «واکاوی بحران آب خوزستان» توسط انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه شهید چمران اهواز، با حضور چهرههای دانشگاهی در حوزه منابع آب برگزار شد تا علل و عوامل رسیدن به این شرایط از منظر علمی تبیین شود.
بیشتر بخوانید: رهاسازی آب سد کرخه، از سوسنگرد تا هورالعظیم/ تصاویر
جلسهای که در آن در مورد پاییز پیش رو هشدارهایی داده شد و اساتید دانشگاه به مسئولان وزارت نیرو در خصوص بحران عمیقتری که خوزستان در پایان تابستان خواهد داشت، هشدار دادند. امید که گوش شنوایی برای این هشدارها باشد.
نیاز به تغییر رویکرد در حکمرانی آب
سیدمحمدعلی بنیهاشمی دانشیار دانشکده مهندسی عمران دانشگاه تهران در ابتدای این نشست با اشاره به وضعیت بحرانی خوزستان گفت: «انتظاری جز این نباید داشت. چون نوع حکمرانی و مدیریت ما در بخش آب نتیجهای جز این شرایط نمیتواند داشته باشد. شواهد و قرائن نشان میداد که به چنین نقطهای برسیم و متاسفانه رسیدهایم. با این سطح از عقلانیت که ما کشور را اداره میکنیم، چیزی جز این را نباید انتظار داشته باشیم. نتایج عملکرد گذشته نشان میدهد، رویکردهای گذشته جوابگوی حل مسائل ما در بخش آب نبودند. ما به طور جد نیازمند تغییر رویکرد هستیم و باید هزینه آن را هم بپردازیم. شرایط امروز خوزستان غیرمترقبه نبود، زلزله نبود که بگوییم هیچ نشانهای نداشت، اتفاقی قابل پیش بینی بود. اینکه بگوییم یک کارهایی قرار است بکنیم و یا اقدامات مقطعی انجام دهیم چاره کار نیست» بنی هاشمی با نگاهی به حوزه فعالیت خود در دانشگاه و با انتقاد از خلاهای موجود در آموزشهای آکادمیک برای مدیریت منابع آب میگوید: «ما مهندسانی در دانشگاه تربیت کردهایم که به اندازه کافی به توسعه پایدار توجه ندارند. عمدتا نکات مربوط به مسایل فنی و اقتصادی به آنها آموزش داده شده و همه جانبه نگری در مراکز آموزشی و دانشگاهها وجود ندارد»
کم آبی و تنشهای اجتماعی
مهدی قمشی، استاد دانشکده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز در ادامه این نشست به تشریح وضعیت منابع آب خوزستان در سالهای اخیر پرداخت و با مرور اقداماتی که پس از سیلاب سال ۹۸ در خصوص ذخایر سدها صورت گرفت، به اشتباهاتی اشاره کرد که در پس آنها این نگاه وجود داشت که سالهای پیش رو، پربارش خواهند بود. قمشی در ادامه سخنانش به وضعیت تالاب هورالعظیم اشاره کرد و در خصوص تامین حقابه تالاب گفت: «ما یک برنامهریزی سالانه ارائه دادیم که در سالهای خشک وتر با این برنامه پیش برویم، این برنامه هم مسائل هیدرولوژیکی تالاب را حل میکند و هم مسائل اکولوژیکی آنرا، مثلا برای دوره خشکسالی حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب باید به تالاب هورالعظیم برسد تا سطح متناسبی داشته باشد. از نظر اکولوژیکی این آب باید به تدریج در طول سال وارد تالاب شود، ما نمیتوانیم این آب را در پاییز و زمستان اختصاص دهیم و در تابستان و بهار به حال خود رها کنیم. اما زمانی که تیرماه بررسی کردیم دیدیم که از اواسط خرداد تا اواسط تیر مقدار آبی که وارد تالاب شده بین ۱ تا ۷ مترمکعب در ثانیه بوده، میزانی که از حقابه حداقلی بسیار فاصله داشت. سازمان آب و برق میگوید ما در پاییز و زمستان حدود ۱.۸ میلیارد مترمکعب آب به تالاب رساندهایم. آنها از نظر هیدرولوژیکی حقابه را تخصیص دادهاند، اما از نظر از نظر اکولوژیکی مقدار حقابه ماهانه را رعایت نکردهاند. ضمن اینکه عنوان میکنند حقابه تالابها به طور رسمی به سازمان آب و برق خوزستان ابلاغ نشده و ما مکلف به رعایت آن نیستیم. از طرفی سازمان محیط زیست هم وقتی آب به تالاب نمیرسد باید تذکر دهد و پیگیری کند و مطالبه حقابه تالاب را داشته باشد. اما این کار را نکرده است. این عوامل باعث شده به جایی برسیم که باید بگوییم تالاب را رها کنید و به سراغ مردم بروید. برای تالاب دیگر نمیشود کاری کرد. منظور این نیست که تالاب مهم نیست، بسیار مهم است، اما این موضوع به حوزه اجتماعی کشیده شده و با خشک شدن پایین دست کرخه معضل تامین آب برای احشام و مردم روستاها ایجاد میشود و مشکلات اجتماعی ایجاد میشود»
قمشی با تاکید بر اینکه شرایط فعلی بحرانی است، اما ما شرایط فوق بحرانی دیگری را در پایان تابستان پیش رو خواهیم داشت میگوید: «با فشار سیاسی مجبور شدند ۱۶۰ مترمکعب در ثانیه از سد کرخه رهاسازی کنند و آب هم با تالاب رسیده ظاهرا، اگر این روند را ادامه دهند، در انتهای شهریور هیچ آب مفیدی در سد کرخه باقی نخواهد ماند و از اینجا به بعد شرایط فوق بحرانی خواهد بود. آبی از شوش به پایین دست منتقل نمیشود. این آبی که از سد تخلیه میشود ظرف ۵۰ تا ۶۰ روز آب سد به انتها میرسد. مسئولان از همین حالا باید به فکر باشند. الان مسئله تنها آب شرب نیست، مسئله معیشت مردم است. مردم بیکار شدهاند. از طرفی ما بار کار و معیشت مردم را انداختهایم به دوش کشاورزی و از سوی دیگر کشاورزی را به بن بست کشاندهایم. وقتی آخرین راهحل عده زیادی از مردم را برای معیشتشان میبندید چه کار باید کنند؟ بعد از کشاورزی باید زبالهگردی کنند و به کارهای غیر متعارف پناه ببرند. مسئولان باید راه حلی ارائه دهند، نمیشود که در برجها نشسته باشند و مردم را رها کنند»
فاجعه پیش روی ماست
سید محمد اشرفی استاد دانشکده عمران آب دانشگاه شهید چمران با تاکید بر هشداری که قمشی در مورد پاییز پیش رو مطرح کرد، میگوید: «فاجعه اصلی هنوز رخ نداده است. فاجعه را در پیشرو داریم. فاجعه اصلی زمانی است که اندک ذخیرهای که در کرخه داریم به انتها میرسد، و ما بدون هیچ ذخیرهای وارد پاییز میشویم. پیشبینیهای هواشناسی هم متاسفانه خبرهای خوبی برای ما ندارد. در پاییز احتمالا یک سال فرونرمال داریم، با بارشهایی کمتر از نرمال، در حالی که میدانیم قوت غالب مردم و کشاورزی در اقلیم خوزستان، مبتنی بر کشت پاییزه است. مردم میخواهند کشت پاییزه داشته باشند، اما آبی وجود ندارد، بارشی هم نیست، سدها هم خالی است»
اشرفی با اشاره به اینکه وزارت نیرو نسبت به منابع آب حس مالکیت دارد، در خصوص مدیریت غلط منابع آب میگوید: «وزارت نیرو احساس کسی را ندارد که منابعی را در اختیار دارد و فقط باید این منابع را مدیریت کند. به همین دلیل جلسات اقناعی نمیگذارد، نه با مسئولان نه با اساتید دانشگاه و نه با مردم، صرفا ابلاغیه و دستورالعمل صادر میکند. در اقلیمهای خشک و نیمهخشک مثل کشور ما که اقتصاد بر کشاورزی متمرکز است و حیات مردم وابسته به کشاورزی است، نباید آب، صرف تولید برق شود. یکی از عوامل اصلی که باعث شده ما در این بن بست گرفتار شویم، این است که در زمستان گذشته حجم زیادی از آب سدهای استان خوزستان صرف تولید برق شد. چون در آن مقطع شهرهای مختلف دچار کمبود برق بودند، نیروگاههای حرارتی دچار مشکل بودند و وزارت نیرو بار اصلی تولید برق را به دوش نیروگاههای برقآبی انداخت. این کار بسیار غلطی بود. در اقلیم ما آب بسیار گرانبهاتر از برق است، اما کسی نمیخواهد به این نکته توجه کند. ما باید انرژی خود را صرف تامین آبشیرین کنیم. در صورتی که برعکس رفتار میکنیم، آب شیرین را رهاسازی میکنیم که برق تولید کنیم» اتفاقی که اشرفی به آن اشاره میکند در استان خوزستان مسبوق به سابقه است و در سال ۸۷ هم با توجه به بروز بحران کمبود برق در استانهای شمالی، علیرغم اینکه این امکان وجود داشت که از کشورهای همسایه برق وارد شود، وزارت نیرو سدهای خوزستان را تخلیه کرد تا برق تولید کند و تابستانی بحرانی برای مردم رقم زد. این تجربه در سال جاری باز هم تکرار شده است. اما این بار عمق بحران بیشتر بود و مردم بیش از همیشه از این حجم از سو مدیریت و ناکارآمدی به تنگ آمدهاند.