
از قطع فوری انتقال آب تا اجرای آمایش در خوزستان
بدونشک مهمترین دلیل شرایط کنونی استان خوزستان را همه در عدم توسعه متوازن اقتصاد و انتقال آب عنوان میکنند.
جامعه ۲۴ -کشاورزی آببر، ساختوساز در حریم رودخانهها و استحصال نفت از تالاب هورالعظیم، مهمترین سوپرمارکت زیستی جنوب کشور؛ همه و همه دست در دست هم دادهاند تا خوزستان به بلایی که امروز دچار آن است گرفتار شود. شاید اگر توسعه در ایران همگام با علم آمایش سرزمین پیش میرفت، امروز تنها صنایع منتفع از نعمت آب در خوزستان نبودند یا هلدینگهای بزرگ نفتی و چینیها بهراحتی به جان نفت آن نمیافتادند، زمین و خاک و آب و انسان همه در یک چرخه برابر به نعمتهای جلگه پرآب خوزستان میرسیدند.
جهان از اواخر قرن گذشته میلادی بود که به این نتیجه رسید تا از زمین و آب باید به اندازه توان یا پتانسیل آن استفاده کند و توسعه را در قالب طرح آمایش سرزمین به مرحله اجرا برساند. کشورهای جهان ازجمله فرانسه، استرالیا، کانادا، آمریکا و اندونزی به این نتیجه رسیدند که انسان باید آن استفادهای را از زمین به عمل آورد که ویژگیهای طبیعی سرزمین دیکته میکند و سپس این ویژگیها را با نیازهای اقتصادی و اجتماعی خود وفق دهد. نتیجهای که با تأخیری درخورتوجه، اما در دهه ۳۰ هجری به کشور ما نیز رسید و در محدودهای کوچک از جنگلهای نوشهر اجرائی شد. پس از آن دفتر آمایش سرزمین در کشور ایران در سال ۱۳۵۳ به وجود آمد. شالوده این آمایش که ارزانترین و مؤثرترین راهحل مشکل تخریب محیط زیست است، هم بازدهی اقتصادی خواهد داشت، هم بازدهی اجتماعی و هم محیط زیست را در امان نگه میدارد.
با ارزیابی آمایش سرزمین باید آبادکردن خوزستان را شروع کرد
مجید مخدوم، پدر علم آمایش سرزمین در ایران، درباره راهکار برونرفت از شرایط کنونی خوزستان به «شرق» میگوید: خیلی راحت میتوان مشکل خوزستان را حل کرد. مدیران و تصمیمگیران باید ابتدا به طور اضطراری انتقال آب را قطع کنند. سپس یک ارزیابی آمایش سرزمین انجام دهند و آبادکردن خوزستان را شروع کنند.
او با اشاره به ظرفیتهای زیستی خوزستان میگوید این استان آنقدر پتانسیل و توان اکولوژیکی دارد که قابل گفتن نیست. اگر تمام ایران بیکار باشد، خوزستان میتواند جوابگوی تمام ایران باشد و مسئولان ما نمیدانند که با این استان چه کار کردهاند.
بیشتر بخوانید: جانمایی نادرست و غیراصولی سد گتوند
مخدوم در واکنش به اینکه قطع انتقال آب با توجه به توسعه ایجادشده در فلات مرکزی ایران و مقاومت صاحبان صنایع کار آسانی به نظر نمیرسد، اینگونه توضیح میدهد: اصول خیلی ساده آمایش سرزمین میگوید در جایی که تبخیر سالانه بیش از ۵۵ درصد است، اصلا نباید انتقال آب رخ دهد که در فلات مرکزی ایران به آن هیچ توجهی نشده است. البته مشکل ایجادشده را تنها نباید به صنایع نسبت داد، بلکه گردشگری و شهرنشینی نیز در این مسئله دخیل هستند. آنقدر توسعههای شهری و گردشگری در کویر توسعه یافته است که تأمین آب آنها نیز امروز به یک مسئله بحرانی تبدیل شده است. نباید تنها صنعت را در نظر بگیریم و شهرسازی و توسعه به هر قیمتی نیز مسئله اثرگذارتری است.
او زمانی را که برای آمایش سرزمین در خوزستان نیاز است درصورتیکه یک تیم کارشناسی آن را به دست بگیرند، حداکثر دو سال میداند و ادامه میدهد: اگر یک تیم کارشناسی به جلگه خوزستان ورود کنند، حداکثر دو سال زمان میبرد که میتوان با حضور تیمی که شبانهروزی به تحقیق و بررسی میپردازند، یکساله نیز آمایش سرزمینی خوزستان را به سرانجام رساند. بارها گفتهام و باز هم میگویم که سازمان محیط زیست و وزارت نیرو و دستگاههای دیگر اینهمه نیرو دارند که در ساعت کاری دارند جدول حل میکنند، باید این نیروها را به کار بگیرند و کار کارشناسی انجام دهند تا از شرایطی که خودمان آن را ساختیم خارج شویم.
مخدوم در توضیح نادیدهگرفتن بحران در خوزستان و بهکارگرفتن مُسکنهای مقطعی برای شرایطی که در آن قرار دارد، به شرایط نامناسب کشور سومالی اشاره میکند و میگوید: در یک کلام خوزستان سومالی میشود. او درباره سدهای خوزستان نیز با تأکید بر اینکه اغلب سدها بدون برنامه به انجام رسیدهاند میگوید: به دلیل مافیای اقتصادی و نفتی سد ساختند و به دیگر مسائل فکر نکردند. بهجرئت میتوانم بگویم ۵۰ درصد سدهایی که در خوزستان ساختند، برنامه نگهداری ندارد. مخدوم بیشترین ضرر سدهای خوزستان را متوجه سد کرخه میداند و میگوید: باز زمانی که سد کرخه پیش از انقلاب درست شد، باید لایروبی این سد را انجام میدادند که اجرا نکردند و سد کارون یک و دو و سه و سپس کرخه را درست کردند. اگر مشکل سد اول را حل میکردند، نیازی به دیگر سدها نبود، درحالیکه پیدرپی سد ساختند و با فشارهایی مبنی بر بدبودن سدها از سوی کارشناسان حوزه محیط زیست روبهرو شدند، سدسازی را متوقف کردند و به دنبال انتقال آب رفتند.
اکنون اگر سد کارون بهدرستی مدیریت نشود، خطر آن از سد گتوند خیلی بیشتر است. از طرفی تنها مسئله سد نیست. سه دوره قبلی مجلس هشت نماینده مجلس خوزستان به رئیسجمهور وقت نامه نوشتند که میخواهیم در هورالعظیم نفت استخراج کنیم و باید آن را خشک کنیم، در آن زمان گفتیم که آب تالاب خشک نشود و از تکنولوژی دریایی استفاده کنند که به آن توجه نشد و حالا پشیمان شدند و میخواهند آب رفته را برگردانند.
مخدوم کلید نجات خوزستان را در آمایش سرزمین میداند و احیای تالابهای خوزستان را در یک بازه دوساله امکانپذیر میداند و معتقد است درصورتیکه مسئولان به توسعه بر مبنای آمایش تن دهند، تالاب هورالعظیم دوساله احیا میشود.
باید برای بازیابی، به خوزستان استراحت بدهند
نادر جلالی، کارشناس منابع آب هم درباره تخریب سدهای ساختهشده در خوزستان به «شرق» گفت: باید بررسی کرد و برای هر سدی به شکل موردی تصمیم گرفته شود. سدهایی مانند دز و کرخه عملکرد خوبی داشتند و برنامهریزی خوبی برای استفاده از آب این سدها وجود دارد، اما برخی از سدها ازجمله گتوند مشکلساز هستند و در آینده نیز مشکلساز خواهد بود. بحث تخریب این سدها خود چالشهای خاص خود ازجمله شورشدن جلگه خوزستان را به همراه خواهد داشت که منطقی به نظر نمیرسد. مگر اینکه طرحهایی جایگزین در کنار تخریب سد گتوند مطرح و اجرا کنند، ازجمله ارسال تونلها و کانالهای آب و دورزدن مخزن سد است که هم مخزن سد گتوند را از شبکه خارج کند و هم آب کارون را به همان شکل طبیعی به جلگه خوزستان برساند.
او تأکید دارد که باید روی جایگزینها کار کرد و هر سد را به صورت موردی بررسی کرد و ادامه میدهد: باید با توجه به منابع آب قابل استفاده آمایش سرزمین مجددا صورت گیرد و الگوی کشت و تداوم ارائه حقابهها و جریانهای پایین رودخانهها در نظر گرفته شود. صنایع آببر نیز در آمایش سرزمین باید از استان خوزستان حذف شوند و به حاشیه جنوبی خلیج فارس و دریای عمان منتقل شوند. باید به خوزستان استراحتی داده شود تا در آینده کوتاهمدت خود را بازیابی کند.
جلالی توسعه شهرسازی و گردشگری را در چارچوب انتقال آب بینحوزهای میداند: انتقال آب بین حوزهای در بسیاری از موارد و با توجه به نظرات کارشناسان پذیرفته نیست و با این کار مشکل را حل نمیکنیم، بلکه مشکل را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میکنیم. با برنامهریزی هوشمند میتوان راهی را برای برونرفت از این بنبست ایجاد کرد. امیدواریم دولت آینده با نگاه آمایش سرزمین و توجه به منابع زیستی، فرهنگی و اقتصادی رویکرد درستی اتخاذ کنند و خوزستان از این مشکلات رهایی یابد.
نکته فراموششده، اما این است که در ایران، ایجاد به معنی اجرا نیست و با وجود آنکه بیش از ۴۰ سال از تأسیس دفتر آمایش سرزمین در کشور میگذرد، سال گذشته بود که سند جامع آن در کشور ابلاغ شد؛ زمانی که حداقل برای خوزستان و تالابهایش، کار از کار گذشته بود. سیاستهای بلندمدت برای رهایی از این شرایط در خوزستان مشخص نیست و شاید بازگشت توسعه به ریل آمایش سرزمین تنها نقطه امید برای احیای این اکوسیستم قدرتمند باشد.