
مرگ جنگلهای زاگرس ادامه دارد / هواپیمای آتشنشان ایرانی در ترکیه و آبرسانی با الاغ سهم جنگلهای گرگرفته ایران
درحالیکه جنگلهای هایقر واقع در قلب زاگرس به آتش کشیده شده است هواپیما و بالگردهای آتشنشان ایران که تاکنون هیچکس از وجودشان مطلع نبود، برای اطفاء حریق راهی جنگلهای ترکیه شدند. مرگ فعالان محیط زیست در این آتشسوزیها تنها یکی از تبعات مصیبتبار نبودِ تجهیزات هوایی آتشنشانی است. جامعه ۲۴ این تفاوت در رفتار و اقدام مسئولان را مورد بررسی قرار داده است.
جامعه ۲۴، شادی مکی: یک فروند هواپیمای ایلوشین ۷۶ و دو فروند بالگرد امآی ۱۷۱ نیروی هوافضای سپاه از ۸ مرداد در عملیات اطفاء حریق در کشور ترکیه حضور دارند. این امدادرسانی بعد از این رخ داد که کشور ترکیه از ایران برای کمک به اطفاء جنگلها و حریقهای ایجاد شده در استانهای مختلف این کشور درخواست کمک کرد.
گفته میشود از ۸ مرداد تاکنون بیش از ۱۰ سورتی عملیات اطفای هوایی توسط هواپیمای ایلوشین صورت گرفته و از ۱۱ مرداد نیز عملیات اطفاء توسط بالگردها نیز آغاز شده است. اما این امدادرسانی به کشور ترکیه در چه شرایطی انجام شد؟ دقیقا همزمان با همین اقدامات نیروهای نظامی ایران جنگلهای هایقر در استان فارس در خود میسوزند، بدون اینکه نیروهای داوطلب و فعالان محیط زیست امکانات و تجهیزات مناسب برای اطفاء حریق را در اختیار داشته باشند. البته این رفتار بیتفاوت و بیتوجهی نسبت به سوختن منابع طبیعی کشور سابقهای دیرینه دارد. پیش از این نیز در آتشسوزی جنگلهای گچساران، پاوه، بهبهان و... نیز شاهد همین بیتفاوتی نسبت به از دست رفتن منابع طبیعی کشور بودهایم.
دو سال پیش بود که عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست درخصوص اطفاء حریق جنگلها گفته بود: «اگر بخواهیم کشور را بسیج کنیم تا با هر آتشسوزی مقابله کنیم، باید حداقل سالانه یک میلیارد دلار برای آتشنشانی هزینه کنیم. در آتشسوزیهایی که در طبیعت اتفاق میافتد، دسترسی مهمترین چیز است. معتقدم سرمایهگذاری در این زمینه توجیه اقتصادی ندارد. البته ما باید ۴ الی ۶ پایگاه هوایی آتشنشانی داشته باشیم، اما نداریم و البته بیش از این نباید باشد!» همین بیتفاوتیها و رفتارها و سخنان غیرکارشناسی و فاقد آیندهبینی بود که باعث شد طی دو سال اخیر تعدادی از فعالان محیط زیست در راه اطفاء حریق جنگلها و مراتع جان خود را از دست بدهند.
به گزارش جامعه ۲۴، آخرین تلفات جانی داوطلبان اطفاء حریق مربوط به روز دوشنبه ۱۲ مرداد بود که ۴ نفر از همین داوطلبان در آتشسوزی جنگلهای هایقر استان فارس جان جوان خود را از دست داده و رخت سوگ بر تن زاگرس مظلوم نشاندند. نام این محافظان جان باخته محیط زیست کشور جهانبخش حجازی، ناصر بهزادی ۴۵ ساله، حامد بهزادی ۱۸ ساله و رضا بهزادی ۱۹ بوده است. درحالی که یک خانواده، چهار نفر از اعضای خود را که دو تن از آنها نوجوان و یک تن هم سالمند بوده است در میان آتش نشسته بر دل زاگرس جا گذاشته است و مدیران کشور دست روی دست گذاشتهاند.
در واقع مدتهاست که محیط زیست ایران به دنبال بیکفایتی افرادی که نه به دلیل تخصص و شایستگی که به دلیل زد و بندهای سیاسی سکان محافظت از محیط زیست کشور را به دست میگیرند، تبدیل به تلی از خاکستر و اندوه میشود. جنگلهای زاگرس و منابع طبیعی عظیم آن هم از این قاعده مستثنی نیستند. در سرزمینی که متولی حفاظت از محیط زیست آن حمایت از محیط زیست را فاقد توجیه اقتصادی میخواند نهتنها منابع طبیعی، منابع گیاهی و حیات وحش به خطر میافتند که زندگی شهروندان هم با مخاطرات بسیار مواجه میشود.
حالا در این بزنگاه و درست در شرایطی که جنگلهای ایران در آتش میسوزند، هواپیماهای نظامی کشور به کمک ترکیه رفته و جوامع محلی و فعالان محیط زیست برای اطفاء حریق دست تنها رها شدهاند.
اگرچه جنگلها را میتوان ریه زمین دانست و این رویشگاههای طبیعی در هر نقطه جهان ارزشمند و نیازمند حمایت هستند، اما قطعا کمک به ترکیه و رها کردن جنگلهای کشور تا سوختن و نابودی کامل محل سوال و تردید است. ایران بر اساس کدام قانون اجازه چنین رفتاری داشته است؟ آیا حفاظت از محیط زیست کشور به اندازه حفاظت از امنیت داخلی و خارجی مهم نیست.
مرگ ۴ داوطلب اطفاء حریق جنگل هایقر در نبود تجهیزات
اردشیر اللهوردی از حامیان محیط زیست منطقه که سه روز در رویارویی با سیل آتش در جنگلهای هایقر مبارزه کرده است به جامعه ۲۴ میگوید: «این آتشسوزی حدود ۴ روز پیش شروع شد، تعداد زیادی از نیروهای مردمی مشغول اطفاء حریق بودند که ساعت ۳ بامداد روز بعد رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان فیروزآباد پایان آتشسوزی را اعلام کرد و به ما گفته شد بازگردیم و آتش اطفاء شده است. ما ۳۰ نفر بودیم به ما اعلام شد نقطهای دیگر آتش گرفته است و برای کمک به آن نقطه بروید. حدود ۴، ۵ ساعت در منطقه سرگردان بودیم و آتشی هم ندیدیم بالاخره روز از راه رسید و ما متوجه شدیم که گستره آتش بسیار شدید است درحالیکه به ما گفته شد آتش خاموش شده است.»
«محل آتشسوزی منطقهای در نزدیکی روستای چارقاش است که به تنگه هایقر معروف است. این منطقه به شدت گرم است و گستره آتش از هزار هکتار هم بیشتر بود. گستره وسیع آتش، بیمسئولیتی، مسئولان استانی به مشکلات اضافه میکرد. مسئولان استانی باید از همان ابتدای کار تجهیزات را به منطقه ارسال و از مردم درخواست کمک میکردند. وقتی آتشسوزی وسیعتر شد و ۴ نفر هم در آتش سوختند، ناگهان صدای بالگرد آمد و فرماندار و مسئولان به منطقه سر زدند. در کشور ما تا یک اتفاق خاص نیفتد و چند جوان نسوزند کسی پای کار نمیآید.»
«علت این سوگ و مصیبت نبود مدیران لایق در استان است که چنین مسائلی را پیگیری کند. آتشسوزیها محدود به همین یک حریق نیست، ما در استان فارس شاهد آتشسوزیهای بسیاری در دامنه زاگرس زیبا بودیم. بیتوجهیها به حدی رسیده که ما فکر میکنیم این رفتارها عمدی است. ما بارها درخواست کردیم که نیروهای امنیتی به مساله ورود کرده و تکلیف را مشخص کنند تا این گستره رویشگاه عظیم کشورمان را از دست ندهیم اما متاسفانه هیچکس به ما کمک نکرد. نیروی مردمی وقتی برای کمک به این مناطق صعبالعبور میآید که نه تجهیزاتی هست و نه کسی این گروهها را مدیریت میکند؛ نتیجهاش میشود مرگ این ۴ نفر یا مرگ ۸ نفری که سال گذشته در این آتشها سوختند.»
بیشتر بخوانید: زاگرس هنوز در آتش میسوزد/ فیلم
«سوال ما این است که سازمانهای متولی چه زمانی به فکر حفاظت از این رویشگاههای عظیم میافتند؟ ما در حال از دست دادن همه چیز هستیم. این اولین آتشسوزی نبوده و آخری هم نیست به این دلیل که کسی پیگیر علت وقوع این آتشسوزیها و پیشگیری و مدیریت آنها نیست. ۳ نفر از افرادی که از دست دادهایم، پدر و پسر و خواهرزاده بودند، دیگری مهندس و سرمایه اجتماعی کشور بود، اما فرماندار بیتدبیر و بیفکر فیروزآباد در فضای مجازی اعلام میکند که کشتهشدگان چند چوپان بودند که احشام را به چرا برده بودند. این درحالی است که در ساعت ۱۳ ظهر و در دمای بالای ۵۰ درجه گوسفند به چرا نمیرود. چرا باید حرفی را بزنند که واقعیت ندارد.»
«یکی از تبعات این آتشسوزیها کوچ اجباری حیوانات ساکن در جنگلهای دچار آتشسوزی است یعنی حیواناتی که توان فرار را دارند کوچ میکنند و بقیه هم در آتش میسوزند. در چنین شرایطی شاهد ازدیاد جانوران و پرندگان در مناطق مجاور محل آتشسوزی خواهیم بود که نشان از کوچ حیوانات است. این حیوانات مصیبتزده که محل زندگی خود را از دست داده و وارد منطقهای غریب میشوند، روستائیان منطقه را با مشکل مواجه میکنند. در حال حاضر بیش از ۳۰ راس از گوسفندان به وسیله خرس و پلنگ شکار شده است. سازمان حفاظت از محیط زیست به جای اینکه دامداران را بیمه و خسارات وارده بر آنها را جبران کند، حدود ۲ سال پیش بیمه خرس و پلنگ را حذف کرد. این کار باعث میشود که دامداران با مشاهده شکار شدن احشام اقدام به از بین بردن حیات وحش میکنند.»
«آتش سوزی در لحظات آغازین یک فرصت طلایی دارد که اگر از آن فرصت استفاده کنند هم فجایع کمتری به بار میآید و هم خسارات کاهش مییابد. همواره چنین بوده است که گسترههایی با بیش از هزار هکتار مساحت را از دست دادهایم و بعد تازه مسئولان با بالگرد به منطقه وارد شده و نمایش حضور میدهند. چرا امکانات را در زمان طلایی وارد میدان نمیکنند؟ چرا وقتی که آتش هنوز در لحظات ابتدایی است و گستره آن زیاد نیست کاری انجام نمیشود؟ چرا آنهایی که میتوانند بالگرد به صحنه بیاورند و در اطفای حریق کمک کنند اینکار را نمیکنند؟ اگر به کمک داوطلبان باشرفی که سینه به سینه آتش میایستند بیایند میزان زمینهای از بین رفته چنین وسیع نمیشود.»
در آتشسوزی جنگلهای ایران هواپیماهای آتشنشان نیروهای مسلح کجا بودند؟
«طی یک سال و نیم اخیر بیش از ۱۵۰ هزار هکتار از بهترین گستره گیاهی استان فارس طعمه حریق شده و از بین رفته است. در این مدت که آتشسوزیهای سنگین را تجربه کردیم چرا با وجود هواپیمای آتشنشان در کشور کمکی به ما نشد؟ این حرکت که به جنگلهای ترکیه کمک شود درحالیکه جنگلهای ایران در آتش میسوزد به جز جفا به محیط زیست کشور چیز دیگری نیست. مگر ارزش جنگلهای زاگرس کمتر از جنگلهای ترکیه است؟ ما به عنوان حامیان قدیمی محیط زیست و جنگل اطلاع نداشتیم که هواپیمای آتشنشان در کشور داریم چرا باید از طریق ترکیه متوجه بشویم که هلیکوپتر آتش نشان و تجهیزاتی از این دست داریم. گویا مردم در کشور ما نامحرم هستند و نباید در جریان مسائل قرار بگیرند.»
«آیا اینکه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار هکتار از بهترین رویشگاههای کشور از دست رفته است میزان کمی است؟ آیا ترکیه از ما مهمتر است که به آنجا کمک کنند و با افتخار هم اعلام کنند، درحالیکه محیط زیست ایران در حال نابودی است. منابع طبیعی و جنگل در هر جای دنیا باشد مهم است، برای ما حفظ جنگل مهم است، اما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. مسئولان ابتدا آتش در جنگلها و رویشگاههای کشور خودمان را خاموش کنند بعد به هر کجای دنیا که میخواهند کمک کنند و ما افتخار هم میکنیم، اما در حال حاضر این موضوع هیچ افتخاری ندارد و ما حامیان محیط زیست از این موضوع ناراحت هستیم.»
«در آتشسوزی ارسنجان حریق حدود ۶ روز ادامه داشت، بزرگترین رویشگاه و متراکمترین جنگلهای استان در آن حریق سوخت. در آن زمان برای داوطلبان اطفاء حریق با الاغ آب میبردند تا آتش را اطفا کنند. چرا باید مردم را با عدم به کارگیری تجهیزات هوایی اطفاء آتشسوزی ناراضی کنند. برای ما قابل پذیرش نیست که هواپیمای آتشنشانی داشته باشیم و تازه یک هفته پیش متوجه موضوع بشویم.»
بیشتر بخوانید: در اطفای حریق زاگرس دریغ از یک هواپیمای آتش نشانی
«متاسفانه در کشور ما مسئولان ارزشی برای محیط زیست قائل نیستند. این درحالی است که مردم همواره از مسئولان جلوتر هستند. مسئولان تنها شعار میدهند و کمکاری میکنند. به نظر ما آنهایی که طی ۲ سال گذشته در آتشسوزیها کمک نکردند و هواپیما به این مناطق اعزام نکردند باید پاسخگو باشند. در آتش سوزی دشت چوگان مدیر کل منابع طبیعی اعلام کرد که ۵ هکتار زمین از دست رفته است، اما ما میدانستیم که این عدد را باید ۲ یا ۳ برابر کنیم، تاسفآورتر آنکه این منطقه ۶ روز در آتش سوخت و بعد همین فرد روز ششم وارد میدان شد.»
«در آتشسوزی هایقر ما تجهیزات زیادی نداشتیم، حتی دستگاههای دمنده را خودمان تهیه کردیم. سازمانهای متولی حتی به داوطلبان اطفاء حریق غذارسانی نمیکردند چه برسد به تجهیز و دراختیار گذاشتن امکانات. در حال حاضر بیش از هزار هکتار از جنگلهای هایقر در آتش سوخته است. استاندار فارس تنها یک جمله درباره آتشسوزی ارسنجان گفته است به نظر میرسد این افراد به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست باور ندارند و بیشتر بر تخریب آن تاکید دارند. در حال حاضر فرمانداری پایان آتشسوزی را اعلام کرده است. اما دوستان اطلاع میدهند که از جبهه شمال غرب دودهایی مشاهده شده است.»
نابودی سالانه ۵۰ هزار هکتار جنگل به دلیل نبود نیروهای مسلح در عملیات مهار آتش
محمد درویش، رئیس گروه محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو نیز به جامعه ۲۴ میگوید: «جنگلهایی که در ترکیه آتش گرفته سوزنی برگ بودند. در چنین جنگلهایی سرعت آتشسوزی بالاست. از سوی دیگر هر جای جهان که رویشگاه جنگلی آن بسوزد آسیبهایی برای کل جهان و مردم همان منطقه به دنبال دارد. رویشگاه جنگلی ترکیه در نزدیکترین فاصله با ایران قرار دارد و سوختن آن میتواند به ایران هم صدماتی وارد کند.»
(با توجه به کمک نیروهای مسلح ایران به ترکیه برای اطفاء حریق جنگلهای این کشور آیا پیش از این شاهد کمک این نیروها برای اطفاء حریق جنگلهای داخل کشور هم بودهایم؟) «کمک ایران به ترکیه برای اطفاء حریق جنگلهای این کشور از نظر مبانی حقوق بینالملل و مسئولیتپذیری اجتماعی اقدامی خوب است، حتی اگر اسرائیل برای اطفاء حریق جنگلهایش کمک میخواست باید کمک را دریافت میکرد به این دلیل که رویشگاه جنگلی مرز سیاسی نمیشناسد، اما انتقادی که وجود دارد آن است که وقتی در کشور ما هواپیمایی وجود دارد که میتواند ۴۰ تن آب را حمل کند چرا تا به حال آن را برای خاموش کردن آتش در رویشگاههای جنگلی خودمان ندیدهایم.»
بیشتر بخوانید: مرگ در جنگلهای سردشت شعله میکشد/ حمایت قدرتهای در سایه از تخریبگران محیط زیست
«در حال حاضر بیش از ۵۰ هزار هکتار از جنگلهای ما آتش گرفته است. فعالان محیط زیست از این موضوع شکایت دارند که چرا به اندازه کافی یگان هوایی اطفاء حریق نداریم؟ چرا هواپیمای آبپاش نداریم. در سالهای گذشته بیش از ۱۰ نفر از هموطنانمان در راه مهار آتش در جنگلها جانشان را از دست دادند. خواسته فعالان محیط زیست آن است که نیروهای مسلح ما همانطور که برای جنگلهای خارج از ایران دل میسوزانند برای جنگلهای داخل کشور هم دل بسوزانند و حتی خواهش میکنند که آنها نیز از یگانهای هوایی ترکیه، روسیه و سایر کشورهایی که هواپیمای مهار آتش دارند برای کمک به اطفاء حریق جنگلهای ایران کمک بگیرند. چرا این اتفاقات در زمان آتشسوزی جنگلهای ما نمیافتد و کشور ما از کشور همسایه خودش درخواست کمک برای اطفاء حریق جنگلهایمان را نمیکند؟ این پرسشها باعث شد که به شدت مردم ایران بهویژه فعالان محیط زیست در زاگرس از شنیدن خبر کمک ایران به ترکیه خشمگین شوند.»
(آقای کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت که سرمایهگذاری برای اطفاء حریق در جنگلهای توجیه اقتصادی ندارد؛ این نوع نگاه چه شرایطی را برای جنگلهای کشور در پی داشته است؟): «این صحبت آقای کلانتری کاملا غلط بود و واقعا تاسفآور بود که این سخن از زبان رئیس سازمان محیط زیست کشور شنیده شد. اگر مثلا وزیر صنایع کشور این حرف را میزد قابل توجیه بود و میگفتیم برای این فرد محیط زیست اهمیت چندانی ندارد، اما وقتی رئیس سازمان محیط زیست کشور این حرف را میزند باید کار محیط زیست کشور را تمام شده دانست.»
«متاسفانه ما مقررات دست و پاگیری داریم برای اینکه بتوانیم از یگان هوایی نیروهای مسلح برای اطفاء حریق استفاده کنیم، زیرا باید نامهنگاریهایی انجام شده و برای هر ساعت پرواز مبلغ قابل توجهی پول به حساب نیروهای مسلح ریخته شود تا پرواز انجام شود. از آنجاییکه معمولا چنین اتفاقاتی آخر هفته میافتد و مسئولان ذیربط هم حضور ندارند تا درخواستها را امضا کنند جنگلها در آتش نابود میشوند. همواره درخواست ما این بوده است که نیروهای مسلح همانطور که در صورت حمله دشمن متجاوز بلافاصله وارد عمل میشوند آتش گرفتن جنگلها را نیز در همان حد اضطراری دانسته و منتظر تشریفات اداری نشده و در اولین فرصت برای مهار آتش اقدام کنند. هیچ تعامل سازندهای میان سازمان جنگلها و سازمان محیط زیست با نیروهای مسلح وجود ندارد که حاصل این موضوع همین است که سالانه به طور متوسط ۴۰ تا ۵۰ هزار هکتار از جنگلهایمان را از دست میدهیم.»
«در همین چند روز اخیر جنگلها در استان فارس در حال سوختن بود و آتش سوزی به شدت گسترش یافته بود. ما نیاز به یگان اطفاء حریق داشتیم، اما از هواپیماهای آبپاش نیروهای مسلح استفاده نشد.»