
وضعیت اورژانسی پرستاری در ایران/ سالی ۳۰ دانشکده برای کشورهای دیگر پرستار تربیت میکنیم
وضعیت پرستاران در کشور اورژانسی است و معاون پرستاری وزارت کشور با تائید این موضوع از مهاجرات پرستاران هم خبر داد.
جامعه ۲۴ - روز پرستار که میشود خیلیها به فکر مشکلات پرستاران می افتند. دوباره مطرح میشود که قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاران پس از سالها هنوز اجرا نشده است. برخی هم از ایثار پرستاران حرف میزنند اما هنوز بسیاری از پروندههای شهدای سلامت در مراحل بررسی است.
عدهای هم از پرستاران بیکار سخن به میان می آورند و گروهی دیگر از مهاجرت پرستاران به کشورهای دور و نزدیک میگویند. بنابراین سیاه نمایی نیست اگر بگوییم جامعه پرستاری کشور در چند سال اخیر مظلوم واقع شده و با مشکلات زیادی روبهرو است. دستکم میتوان گفت برخلاف زحمتی که پرستاران در مراکز درمانی میکشند به نیازهای آنها پرداخته نمیشود.
در ادامه به مناسبت جمعه پیش رو که در تقویم روز پرستار و بهورز نامیده شده درباره همه مطالبات پرستاران با عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت و درمان گفتوگو کردهایم. او معتقد است که مطالبات پرستاران مربوط به امروز و دیروز نیست و به قول معروف این قصه سر دراز دارد. به همین دلیل نباید انتظار داشت که مشکلات جامعه پرستاری به زودی حل و فصل شود.
*آخرین بار کی به عنوان پرستار خدمت کردید ؟
-من ۲۷ سال و ۸ ماه به عنوان پرستار شیفت شب در چندین بیمارستان کار کردهام. حدود ۲۰ سال از خدمتم را در بخش آیسییوی بیمارستان قلب جماران مشغول به خدمت بودم که به دلیل عوارض ناشی از پرستاری دچار کمردرد و زانودرد شدم و کمکم دیگر نتوانستم به عنوان پرستار شیفت شب خدمت کنم به این ترتیب آخرین شیفت پرستاری که مشغول کار بودم برمیگردد به دی ۹۵.
*پس شما کم و بیش از مشکلات و مطالبات پرستاران خبر دارید.
-از ترم سوم دانشجویی از اردیبهشت ۶۸ اولین شیفتم را در بیمارستان امام رضای مشهد شروع کردم و مدتی از خدمتام را در بخش درمان گذراندم. از همان دوره دانشجویی، مطالبه پرستاران به دستآوردن هویت حرفهای بود. شاید حالا این موضوع تا حدودی به دست آمده است. زمانی که ما دانشجو بودیم خیلی برایمان مهم بود که تصویری که مردم از ما به ذهنشان میرسد تصویر درستی باشد. با تلاش همکاران و مجموعه نظام سلامت این مهم تا حدودی اصلاح شد. زمانی ما آرزو داشتیم که مانند نظام روانشناسی و پزشکی تشکیلاتی داشته باشیم. این اتفاق افتاد و حالا ما نظام پرستاری را داریم. حالا اما آرزویمان است که از ظرفیتهایمان استفاده شود. ما ظرفیتهای زیادی داریم که مردم و نظام سلامت میتوانند از آنها بهره ببرند. این درحالی است که در بیمارستانها فقط از ۳۰ درصد از ظرفیتمان استفاده می شود.
*یکی از انتقادات پرستاران این است که نوشتن شرح حال بیمار و رعایت اعتباربخشی وقتشان را آنقدر میگیرد که دیگر به مراقبت از بیماران نمی رسند.
-من باید از ذات و اصل اعتباربخشی دفاع کنم چون به کنترل کیفیت و رسیدن به حقوق مردم و کارکنان سلامت کمک می کند اما برای هر پروژهای باید الزامات اجرای آن وجود داشته باشد. اگر آن الزامات نباشد آن سیستم به ضدخودش تبدیل میشود. اگر نسبت پرستار به بیمار، تخت، پزشک و جمعیت اصلاح شود و در بخشها به حد کافی پرستار وجود داشته باشد اعتباربخشی و درمان با مشکل روبهرو نمیشود.
*این سرانه باید چقدر باشد؟
-استاندارد وزارت بهداشت و درمان است که به ازای هر تخت بیمارستانی ۸/۱ پرستار وجود داشته باشد اما اگر کارکنان پرستاری یعنی پرستاران اتاق عمل و کمک پرستار را هم حساب کنیم باید عدد سرانه ۵۴/۲ باشد، اما در حال حاضر میانگین کشوری ما تقریبا ۹/۰ است. در برخی شهرها ۵/۰ و در بعضی از شهرها نیز ۲/۱ تا ۳/۱ است، بنابراین به حدود ۵۰ درصد از سرانهای که درنظر گرفتیم رسیدهایم، اما اگر سرانه کشورمان را با سرانه جهانی مقایسه کنیم عقبماندگی زیادی داریم.
*نگرانکنندهتر این که با وجود این سرانه پایین شاهد افزایش مهاجرت پرستاران هم هستیم.
-بله متاسفانه. براساس آماری که نظام پرستاری منتشر کرده میتوان گفت سال ۹۹ حدود ۱۵۰۰ نفر از این سازمان گواهی حسن انجام خدمت گرفته اند.
*این همه آمار مهاجرت پرستاران نیست، زیرا برخی هم بدون این گواهی مهاجرت می کنند.
-بله برخی کشورها هم این گواهی را نمی خواهند. من در مصاحبه های نظام پرستاری عدد ۲۵۰۰ را هم شنیدهام. این عددها به این معناست که اگر متوسط ظرفیت دانشگاههای پرستاری ۵۰ نفر باشد و اگر ۱۵۰۰ نفر مهاجر را بپذیریم یعنی سالی ۳۰ دانشکده پرستاری برای سایر کشورها پرستار تربیت می کنند و اگر عدد ۲۵۰۰ مهاجر را قبول کنیم یعنی ۵۰ دانشکده پرستاری ما برای تربیت و مهاجرت پرستاران سرویس میدهد. این البته به معنای بدبودن اعداد و لفظ مهاجرت نیست. این مساله از آن مواردی است که دربارهاش میتوان ضربالمثل چراغی را که به خانه رواست به مسجد حرام است به کار برد.
*به نظر میرسد یکی از دلایل افزایش مهاجرت، بیتوجهی به مطالبات پرستاران و اجرا نشدن قانون تعرفهگذاری پرستاری است.
-عمر قانون تعرفه گذاری پرستاران حدود ۱۴ سال است و در اواخر دولت قبل فعالیت هایی برای اجرای آن شروع شد. در اوایل دولت جدید در مردادماه معاون اول ریاست جمهوری اجرای آن را ابلاغ کرد و در شورای بیمه هم تصویب شد اما آن بخشی که سازمان برنامه و بودجه باید به آن بپردازد به دلیل تفسیر متفاوتی که در آییننامه وجود داشت فعلا اجرایی نشده است. در یک ماه گذشته در دو جلسه با کمیسیون بهداشت و درمان درباره شرایط اجرا و هزینه صحبت کردیم، اما زمانی که نزدیک بود تصمیم نهایی گرفته شود، جلسات دیگر ادامه پیدا نکرد.
*چرا جلسات متوقف شد؟
-بخشی از آن به دلیل تعطیلی مجلس بود و بعد هم کمیسیون بهداشت و درمان پیگیری نکرد. من اما با شورای عالی بیمه ارتباط گرفتم و جلساتی با شورای بیمه برگزار کردم تا آنها را برای اجرای قانون اغنا کنم. در واقع تلاش میکنیم که برای سه ماه پایانی سال یک چهارم اعتباری را که برنامهریزی شده دریافت کنیم.
*این اعتبار چقدر است؟
-برآوردی که وزارتخانه دارد ۴۰۰۰ میلیارد تومان است که تقسیم بر چهار فصل میکنیم به این ترتیب برای فصل پایانی سال هزار میلیارد است. اگر بیمهها به این موضوع با دید اقتصادی نگاه کنند برایشان مقرون به صرفه است چراکه در بسیاری از موارد یک خدمت را پزشک، متخصص، فوقتخصص یا حتی یک پرستار میتواند ارائه دهد. به لحاظ اقتصادی برای خود نظام سلامت هم مقرون به صرفه است. البته قانون تعرفه گذاری تنها برای خدمات بیمارستانی است و ارزشگذاری واقعی برای آن انجام نگرفته است. ظرفیتهای پرستاران بسیار بالاست و اگر براساس آنچه به آنها آموزش داده میشود در حوزه اجتماعی و بهداشت فعالیت کنند بسیاری از مشکلات نظام سلامت را برطرف میکنند. به این ترتیب فعالیت آنها در حوزه بهداشت مانع بروز ۸۰ درصد از بیماریها میشود. این درحالی است که با اصلاح سبک زندگی و کمک به بالابردن کیفیت سلامت مردم اقداماتی نیز که نیاز به فناوریهای پیشرفته دارد مانند آزمایشگاهها و مراکز تصویربرداری کاهش پیدا میکند.
اگر حاکمیت و نظام سلامت حتی نگاه اقتصادی محور هم داشته باشد و به پرستار، ماما و کارشناسان سلامت اجازه ارائه خدمات دهد در بسیاری از موارد نیاز به گسترش تجهیزات گرانقیمت بیمارستانی نیست. اگر پزشک عمومی، پرستاران و ماما در خط اول از بیماریها پیشگیری کنند بسیاری از هزینهها از جیب مردم و درآمد ناخالص کشور کاهش پیدا میکند.
*چطور میتوان به این هدف دست پیدا کرد؟
-این موضوع باید در یک سطح بالاتر از نظام سلامت پیشبینی شود، آن بخشی که مربوط به منافع مردم است. برخی موضوعات فراسازمانی است و جای بزرگتری باید تصمیمات گرفته شود. شاید من پرستار به دلیل تعارض منافعی که دارم عملکرد و توانایی خود را بزرگتر از حد موجود به تصویر بکشم اما فرد دیگری خارج از این حوزه سیاستگذاری بهتری دارد. تلاش بر این است که مردم عدالت در سلامت را درک کنند و دسترسی راحت و سریعی به درمان داشته باشند اما گاهی تعارض منافع جلوی اجرایی شدن این موضوع را میگیرد. اگر نگاه فراسازمانی باشد میتوان امیدوار بود که این قانون اجرایی میشود.
*به اجرای قانون تعرفه گذاری پرستاران برگردیم. چقدر احتمال دارد که این قانون در سال ۱۴۰۱ اجرا شود؟
-ما همه تلاشمان را میکنیم اما گاهی به آن نتیجهای که میخواهیم نمیرسیم. مجموعههای متفاوتی در اجرای این قانون نقش دارند. مهم این است که برای این مهم قانون وجود دارد علاوه بر این اراده وزارت بهداشت و درمان را میخواهد که در این دوره وجود دارد. علاوه بر این به موافقت بیمهها نیاز است که آنها موافقاند اما سازمان برنامه و بودجه و نهادهای دیگر نیز در این بین تاثیرگذارند.
*بنابراین میتوان به اجرای آن در سال آینده امیدوار بود؟
-فعالیتها و اقداماتی که مربوط به وزارت بهداشت و درمان است در حال انجام است. همراهی و موافقت معاون اول رئیس جمهور وجود دارد. سال گذشته اعتباری که برای این موضوع پیشبینی شده بود با وجود تایید و تصویب در کمیسیون بهداشت و درمان در کمیسیون تلفیق حذف شد. امسال این مهم دوباره در لایحه بودجه پیش بینی شده است. تعامل خوبی هم با کمیسیونبهداشت و درمان داریم اما اگر این قانون در کمیسیون تلفیق رد شود سازمان برنامه و بودجه اعتباری در نظر نمیگیرد و نمیتوان آن را اجرا کرد.
*برای سال آینده نیز همان اعتبار ۴۰۰۰ میلیارد را پیشنهاد دادهاید؟
-بله. پیشنهاد این عدد برای اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری است ، اما بعد از دو سال باید ارزیابی کنیم تا عدد مناسبتری پیشنهاد دهیم. در حال حاضر ما به این عدد هم راضی هستیم تا حداقل قانون عملیاتی شود.
*به این ترتیب چه میزان از مشکلات پرستاران کممیشود؟
-بخش کوچکی از مشکلات آنها حل میشود.
*پس مشکلات همچنان باقی خواهد ماند.
-درست است. در واقع اگر سال آینده شما دوباره با من مصاحبه کنید و قانون تعرفهگذاری اجرایی شده باشد دوباره سوالاتی شبیه به این مسائل مطرح خواهد شد، چراکه این داستان ۳۴ ساله پرستاران است که همیشه وجود داشته است. به عبارت دیگر یک مطالبه حل شود مطالبات دیگری وجود دارد.
*حل مشکلات پرستارانی که با آنها قرارداد ۸۹ روزه بسته شده بود به کجا رسید؟
-بیش از این یک کج سلیقگی درباره استخدام پرستاران ۸۹روزه اتفاق افتاد که در این باره متاسفیم. همکاران پرستار به مسوولیت اجتماعی خودشان پاسخ دادند و زمانی که مردم به آنها نیاز داشتند با مردم همراه شدند. به این منظور طرحی در حال بررسی است که بر اساس آن وضعیت نیروهای غیررسمی، قراردادی و شرکتی روشن میشود. در بسته پیشنهادی که وزارت بهداشت و درمان ارائه داده یکی از بندهای آن تبدیل وضعیت همکاران طرحی و قراردادی است تا بتوانند رسمی شوند.
*این اتفاق به چه شکلی می افتد؟
-ما دو مدل جذب داریم. براساس ظرفیتی که در سازمان اتفاق میافتد که پس از تاسیس بیمارستانی نیروهای جدید استخدام میشوند. یک گروه هم همکارانی هستند که به هر دلیلی مانند استعفا یا بازنشستگی از سیستم خارج میشوند. برای بازنشستگی به ازای یک نفری که میرود یک نفر هم جایگزین میشود اما برای استخدام ردیف سازمانی را باید دولت بدهد. در دو سال گذشته که دوره اپیدمی کرونا بود برنامه های فوق العاده استخدامی گرفتیم. بهمن سال گذشته ۳۹ هزار نفر جذب داشتیم که از این تعداد نزدیک به ۴۰ درصد از آنها یعنی بیش از ۱۵ هزار نفر پرستار بودند.
*نمیتوان پرستاران بیشتری را جذب کرد؟
-برای این که یک بیمارستان به درستی فعالیت کند به مهارتهای زیادی نیاز است؛ مثلا نگهبان،تکنیسین اتاقعمل، پذیرش و... اگر این بخشها را جدا کنیم نه پزشکان میتوانند کار کنند و نه پرستاران. در واقع باید تناسبی را برای جذب در بیمارستانها رعایت کرد.