
محدودیتهای کرونایی باز میگردد؟
۷۱۰ روز از آمدن کرونا به ایران میگذرد. ما حالا رسماً وارد پیک ششم کرونا شدهایم، جانباختگان روزانه مان اگرچه همچنان زیر ۴۰ نفر است، اما قرمز شدن ۱۵ شهر کشور بعد از آنکه نقشه کرونایی ایران به رنگ کاملاً آبی در آمده بود، نشان میدهد که ما وارد مرحله تازهای از جهش کرونا شدهایم.
جامعه ۲۴- حالا علاوه بر قم، کاشان، فردوس، ابرکوه، اردکان، خاتم و مهریز، ۶۱ شهر نیز با رنگ نارنجی در آستانه قرمز شدن هستند و ۲۷۴ شهر نیز که زمانی آبی بودند، به رنگ زرد درآمدهاند. این درحالی است که رعایت پروتکلها به جای آنکه بالای ۸۰ درصد باشد، زیر ۶۰ درصد است و تنها ۱۸ درصد از مردم به دوز سوم واکسن کرونا روی خوش نشان دادهاند.
با این همه آرایش جنگی برای ورود به مرحله جدید آغاز شده است. رئیس جمهور اولین قدمها را برای تغییر وضعیتی که با ساده انگاری و سهلانگاری برخی دوباره نگران کننده شده، برداشته است. سفرهای استانی تا اطلاع ثانوی تعطیل شده و بازی ایران و امارات هم بدون تماشاگر برگزار خواهد شد. با وجود این نگاهی به سطح معابر شهری، پاساژها، مراکز خرید، بازارها، کافهها، رستورانها، ادارهها، سینماها، تالارهای عروسی و باشگاههای ورزشی که هم اکنون ۱۰۰ درصد باز هستند، نشان میدهد که گویا ما به دوران پیش از کرونا باز گشتهایم! اما اگر سرمان را از گورستانهای شهرها که حالا کمی نسبت به گذشته خلوتتر شده است، به سمت بیمارستانها و مراکز درمانی بچرخانیم، متوجه میشویم که ابتلای روزانه ۲۹ هزار نفر به کرونا و عده زیادی که با علایم، اما تست منفی راهی خانههایشان میشوند، یک شوخی نیست که یک واقعیت محض از جولان دادن کرونا در سایه بی توجهی شهروندانی است که اگر تا دیروز ماسکها را به زیر چانه آورده و یا روی بازوهایشان گره میزدند، حالا جسورانه بدون ماسک در معابر عمومی قدم میزنند.
بیشتر بخوانید: نحوه کارِ مشاغل، تردد و سفر با کاهش محدودیتهای کرونایی
ما حالا با جماعت بدون ماسکی طرف شدهایم که با یک دوز واکسن کرونا، تصور رویین تن شدن پیدا کردهاند. همانهایی که تا همین دو ماه پیش دادشان از نبود واکسن و شلوغی مراکز واکسیناسیون بلند شده بود، حالا در به در به دنبال کارت واکسن جعلی هستند که زحمت حتی رفتن به یک مرکز خلوت واکسیناسیون را از دوششان بردارند. هم اکنون نگاهی به مراکز تجمیعی واکسیناسیون که تا دیروز تصویر شلوغیشان بهانههای جدید واکسن نزدهها بود، نشان میدهد برخی شهروندان نسبت به سویه جدید، خنثی شدهاند. از آن طرف، اما فضای رستورانها، آرایشگاهها، باشگاهها و مراکز خرید بشدت نگران کننده است.
«اینجا» یکی از آرایشگاههای معروف شمال تهران است. برخلاف یک ماه پیش که کسی بدون ماسک و با همراه حق ورود نداشت، حالا هیچ سختگیری وجود ندارد. پنجرهها به خاطر سردی هوا کاملاً بسته است و خانمها بدون ماسک، مشغول گپ زدن و انجام خدماتی هستند که اساساً با ماسک امکانپذیر نیست! یکی از آرایشگرها حالتی کمی سرماخورده دارد و مرتب سرفه میکند. چند نفری با اخم ماسکهایشان را از کیفشان درمیآوردند، اما خانم آرایشگر با شوخی و خنده میگوید که حساسیت فصلی است!
در یکی از ساندویچیهای معروف نزدیک سیدخندان، صف طولانی تشکیل شده است. تقریباً از هر ۱۰ نفر، سه نفر ماسک زدهاند که به محض آماده شدن ساندویچشان برمیدارند. آقای فروشنده، سلف سرویس خودش را که تا همین چند هفته پیش تعطیل کرده بود، دوباره راه انداخته، مشتریها یکی پس از دیگری با دست یا با چنگال، نانهای ساندویچی را پر میکنند و بعد هم ظرف سس مشترک را بین خودشان دست به دست میکنند. کمی آنطرفتر کافهای که تازه یک هفته است راهاندازی شده آنقدر شلوغ است که مشتریها یا میهمانهایش را به چند متر آن طرف هدایت کرده. از بین جماعتی حدوداً ۶۰ نفره، بهندرت یکی – دو نفر ماسک دارند. اینجا خبری از فاصله اجتماعی و رعایت دستورالعملها نیست. چند نفر داخل میشوند دوباره خارج میشوند و این چرخه تا ساعت ۱۲ شب ادامه دارد.
مرکز خرید معروف شرق تهران را که ببینید باورتان میشود کرونا تمام شده است. مأموری که تا یکماه پیش ماسک به دست دنبال شکار مشتریهای بدون ماسک بود، حالا روی صندلیاش راحت نشسته است میزند. مغازههای داخل پاساژ بقدری شلوغ است که تعدادی پشت درهای بسته صف کشیدهاند. آقای مغازهدار حراج ۷۰ درصد زده و اتاقهای تعویض لباسش آنقدر پر ازدحام است که به ناچار عدهای را به صف کرده است. از داخل مغازه صدای داد و بیداد چند مشتری بلند شده است. همسایهها میگویند معمولاً وقتی یک نفر ماسک میزند، یقه دیگران را میچسبد، اما همه این داد و بیدادها الکی است، چون کسی گوشش به تذکرها بدهکار نیست!
بازار تهران حالا شبیه روزهای نزدیک عید شده است. مغازهداران میگویند که مردم تشنه بیرون آمدن هستند. بیشتر مشتریها دو دوز واکسن را زدهاند، اما ماسک زدهها تعدادشان حتی به مشتریهای فلان رستوران معروف بازار هم نمیرسد. محوطه بیرونی بازار مملو از جمعیتی است که از شهرستانها به هوای خرید اجناس نوروزی به تهران آمدهاند. وقت ناهار، بوی چلوکباب و فلافل و... هوش از سر مشتریها میبرد، حالا همان تعدادی که ماسک زدهاند هم بدون ماسک لابه لای هجوم جمعیت مشغول غذا خوردن میشوند.
اگر مسیرتان به سمت متروی بازار کج شود، شلوغی واگنها و جمعیتی که درهم تنیده شده، تازه ترس کرونا را یادتان میاندازد. صف خرید بلیت و ورودی طوری بهم رسیده که گیجتان میکند، ورودی کجاست. مأمور گیت حواسش به ماسک زدهها و نزدهها نیست. او میگوید: «آمار فوتیها که پایین آمده کسی دیگر نمیترسد. تذکر بدهیم هم از گیت رد که شدند سریع برمیدارند.»
مسافری که ماسک نزده میگوید «احساس خفگی میکنم.» دو سال است که پیوسته ماسک زده و حالا از این همه رعایت خسته شده، دوبار گرفته و جان سالم بدر برده است. خودش میگوید شنیده که دوران کرونا تمام شده، اما چون ماسکها و واکسنها روی دستشان مانده عمداً میخواهند مردم را بترسانند! رعنا، دختری که کارمند یکی از سفارتخانههای خارجی است، میگوید که همچنان محل کارش برای ورود و خروج کارمندان سختگیری میکند. اما تا وقتی از مترو و اتوبوس استفاده میکند، تضمینی نیست که کرونا نگیرد. او میگوید که همین دو هفته پیش یکی از آشناهایشان را بر اثر کرونا از دست دادهاند و اینکه مردم دیگر نمیترسند فاجعه است.
علی مهندس برق یک شرکت خصوصی است که هزینههای تاکسیهای اینترنتی بالاخره مجابش کرده از مترو استفاده کند. هنوز هم محل کارش تب کارمندان سنجیده میشود، اما همه باید سه دوز واکسن را زده باشند. او میگوید که برخیها از ترس عوارض واکسن، کارت جعلی گرفتهاند و حتی با همین کارت سوار هواپیما هم شدهاند.
او ادامه میدهد: «سختگیری باید عمومی باشد. وقتی همکار من تولدش را در یک رستوران گرفته و با حالتی سرماخورده وارد باشگاه میشود و بعد هم سوار حمل و نقل عمومی و در نهایت به محل کارمان میرسد حتی اگر مانع ورودش بشوند هم ویروس را همه جا منتقل کرده است.»
حالا دیگر خبری از الکل و شست و شوی منظم دستها در رستورانها و کافهها نیست. بیشتر شهروندان به شرایط قبل از کرونا برگشتهاند و تصاویر شهرها نشان میدهد که بی خیالی شهروندان ممکن است در آینده کار دستمان بدهد. کارشناسان همچنان تذکر میدهند که نانواییها و حمل و نقل عمومی در رأس بی توجهترینها هستند. نگاهی به صف نانواییهای سنتی هم دقیقاً همین را میگوید. مشتریها از ترس از دست دادن جایشان، بدون فاصله میایستند و شاطرها هم با همان دستی که پول نقد را میشمرند نانها را جلوی مشتری میاندازند. وضعیت شهرها اگرچه رسماً به رنگ قرمز در نیامده، اما عدم احساس مسئولیت برخی از شهروندان نگرانیها را برای هفتهها آینده بیشتر میکند.
محدودیتها برخواهد گشت؛ اگر...
کارشناسان هشدار میدهند اگر رعایت دستورالعملها بویژه زدن ماسک و واکسیناسیون جدی گرفته نشود، ما بزودی به تجربه تابستان امسال و حتی سالهای ۹۸ و ۹۹ برخواهیم گشت. هم اکنون موارد ابتلا به اُمیکرون بهصورت هفتگی سه تا پنج برابر میشود.
علی رغم اینکه تاکنون هیچ تصمیمی برای بازگشت محدودیتها و تغییر در نحوه بازگشاییها صورت نگرفته است و همچنان تأکید بر ادامه روند زندگی عادی است، اما اگر شرایط به همین شکل ادامه یابد در هفتههای آینده شاهد بازگشت محدودیتها خواهیم بود. البته بعضی استانها با توجه به قرمز شدن تعدادی از شهرها بتدریج به سمت اعمال برخی محدودیتها همچون غیر حضوری شدن مدارس و تعطیلی تالارها و رستورانها رفتهاند، اما این تصمیم هم اکنون بهصورت محدود درحال اجراست.
این در حالی است که محدودیتهای کرونایی در دو سال اخیر زندگی اغلب مردم را دستخوش تغییرات زیادی کرد. غیر قابل انکارترین تأثیر این محدودیتها برتوقف آموزش حضوری در مدارس و مراکز آموزش عالی بود که اخیراً با کاهش قابل توجه مرگ و میرها و مبتلایان قرار بر این شد تا حضوری شود. از طرفی تعطیلی کسب و کارها و اصناف بویژه تالارهای عروسی و رستورانها بسیاری از این واحدها را به مرز ورشکستگی رساند و بسیاری را به ناچار به سمت تغییر کاربری سوق داد. علاوه بر این محدودیت تردد شبانه بعد از ساعت ۲۲ بسیاری از شهروندان را معترض کرد که در نهایت با تأخیر بسیار این محدودیت برداشته شد.
به همین ترتیب دورکاری۷۰ درصدی کارکنان دولت، محدودیتهای ورود به شهرهای قرمزو نارنجی، تعطیلی باشگاهها ورزشی، بیرونبر شدن رستورانها، تعطیلی کافهها، تعطیلی پاساژها، مراکز خرید، بازارهای بزرگ، عدم برگزاری مراسم مذهبی و آیینی، خالی شدن ورزشگاهها از تماشاگران، تعطیلی سینماها، توقف جشنوارههای بزرگ فرهنگی و هنری و کاهش دید و بازدیدها بیشتر این دو سال را برای همه ما ترسناک و توأم با نگرانی و ناامیدی کرده بود.
حالا کمتر از دو ماه دیگر به عید نوروز مانده است. اگر رعایت پروتکلها به ۸۰ درصد نرسد، اگر تزریق دوز سوم کماکان زیر ۲۰ درصد بماند و اگر ماسکها و شستوشوی دستها جدی گرفته نشود، ما ناگزیر به دوران محدودیتها برخواهیم گشت. این بار، اما خستهتر و بیرمقتر از آنیم که بتوانیم از پس حتی محدودیتهای جزئی برآییم.