
سونامی بیماریهای روانی در پسا کرونا/ ایرانیانی که خانه را بیشتر دوست دارند تا محل کار
شیوع کرونا در جهان، تنها مرگ و بیماری به همراه نداشت، بلکه بار بیماریهای مختلفی همچون بیماریهای روانی را نیز افزایش داد. در این راستا بسیاری از کارشناسان در سطح جهان از شیوع بیماریهای مرتبط با سلامت روان در جهان خبر میدهند.
جامعه ۲۴ - آمارهای مختلف حاکی از رشد ۲۰ تا ۲۵ درصدی برخی از اختلالات روان خبر میدهند؛ چندی قبل محمد تقی رستموندی معاون وزیر کشور در این رابطه اظهار کرد: مطالعات جهانی نشان میدهد که ۲۷.۳ درصد علائم و نشانههای اختلال روان شامل استرس، اضطراب و افسردگی افزایش پیدا کرده است. در ایران نیز ۳۰ درصد علائم سهگانه مذکور در میان افراد درگیر کرونا افزایش یافته است. این موضوع زنگهای هشدار برای روزهای آینده را به صدا در میآورد چرا که این اختلالات میتواند هزینه بسیار زیادی بر نظام سلامت، دولت و جامعه بگذارد. استرس، اضطراب، افسردگی، بروز رفتارهای خشن و پرخاشگرانه، اعتیاد، بزهکاری، اختلال شخصیت و... برخی از مشکلاتی هستند که در دوران پس از کرونا در سطح جامعه نمایان خواهد شد.
سونامی بیماریهای روان در پسا کرونا
محمد حاتمی رئیس سازمان نظام روانشناسی به صورت مرتب از سونامی بیماریهای روانی در پاس کرونا خبر میدهد. وی چندی قبل در رابطه با این تعبیر خود اظهار کرد: این اتفاق با بروز آسیبهای اجتماعی روانی در جامعه پدیدار خواهد شد و از امروز باید از وقوع چنین پیامدی جلوگیری کنیم. هم مسئولان، هم مردم و هم خانوادهها باید این موضوع را جدی گرفته و برای مدیریت آن راهکارهای لازم را از طریق روانشناسان، مشاوران و افراد قابل اعتماد برای زندگی فعلی خود با امکاناتی که موجود است، در نظر بگیرند. وقتی یک نفر به شما حمله میکند، طبیعی است که دفاع میکنید. اما وقتی ما در حال دفاع هستیم به ضربهای که وارد میشود دقت نمیکنیم در حالی که آن ضربه را متحمل شدهایم.
وی با بیان اینکه ویروس کرونا از سال ۹۸ که وارد ایران شد، به همه ضربه زد و این بحران همچنان ادامه دارد، گفت: ارزیابی ما این است مردم در مدت یک سال گذشته در فشار بودند و هستند. طبق قوانین نانوشتهای هر تحریک و فشار، عوارض روانی دارد و این عوارض روانی روزی خود را نشان میدهد، آن وقت افراد یک روز به خود میآیند و میبینند که چه چیزهایی را در زندگی از دست دادهاند.
بیشتر بخوانید: رنج مضاعف «مردان» در مهلکه کرونا
رئیس سازمان نظام روانشناسی کشور با اشاره به اینکه عوارض آن میتواند تبدیل به یک اختلال روانی برحسب زمینه فیزیکی افراد شود، تاکید کرد: برای مثال افراد ممکن است دچار وسواس، افسردگی، اختلال دوقطبی، اضطراب، اضطراب پانیک، اضطراب اجتماعی، اختلال شخصیت یا حتی اختلالات شدید روانی شوند. پس با جامعهای مواجه هستیم که همه افراد به یک شکلی با بیماری و اختلالات روانی درگیر هستند. این را میگوییم «سونامی روانی پس از کرونا».
حاتمی در توضیح بیشتری گفت: این سونامی روانی ناشی از اختلالات روانی است که پسایند آن آسیبهای اجتماعی روانی است. حال آسیبهای روانی چه هستند؟ اینکه فرد از رفتن به سرکار اجتناب میکند. انگیزهاش را از دست داده و تمایلی به انجام هیچ کاری ندارد. اختلافات درون خانوادگی مثل افزایش نرخ طلاق و اعتیاد ایجاد میشود یا خیلیها درگیر انواع اعتیاد یا انزوا و تنهایی میشوند. کسی که این فشارها را تحمل میکند، برحسب محرکی که بدن تجربه کرده، امکان دارد که این آسیب و فشارها متوجه خودش شود یا متوجه دیگری کند. برای مثال اگر متوجه خودش باشد دچار افسردگی میشود، اما یک زمان ممکن است فرد این فشارها را برونریزی کرده و متوجه دیگران کند. کاری که افراد دچار اختلال شخصیت انجام میدهند.
این تنها حاتمی نیست که این موضوع را ابراز میکند چند ماه قبل دانشگاه بارسلونا اسپانیا نیز طی یک مطالعه اعلام کرد که اپیدمی بعدی پس از کرونا همهگیری بیماریهای روانی است. مطالعات دیگری که از سوی سایر مراکزتحقیقاتی جهان صورت گرفته است این موضوع را تأیید میکنند.
بیتوجهی به هشدارهای جهانی در مورد سلامت روان
این هشدارها به نظر میرسد تا امروز از سوی مسئولان چندان مورد توجه قرار نگرفته است. به طور مثال وزارت بهداشت به جز بستههای سلامت روان که از جمله آنها بستههای سوگ بود را در اوایل شیوع کرونا طراحی کرد برنامه جدید و تازهای را اعلام نکرده است این درحالیست که از آن زمان تا کنون اتفاقات جدیدی رخ داده و هم میزان مرگومیرها در اثر بیماری افزایش پیدا کرده و خانوادههای بسیاری داغدار شدند و هم اینکه جهشهای مختلفی در ساختار ویروس به وجود آمد که ترس از ابتلای به آن، افراد بسیاری را مضطرب کرده است و اگر زودتر فکری به حال آن نشود چه بسا تبدیل به یک بیماری مزمن روانی شود.
از سوی دیگر تنهایی ناشی از فاصلهگذاریهای اجتماعی که افراد بسیار زیادی را درون خانهها حبس کرد موجب بروز درجات مختلفی از اختلال افسردگی شده است و اگر هر چه زودتر راهکاری برای آن اندیشیده نشود چه بسا موجب شدیدتر شدن افسردگی و آسیبهای فردی و اجتماعی ناشی از آن شود.