
مرد روانی با آتش سیگار همسرش را آزار جنسی می داد
اقتباس بدون جرح و تعدیل حقوق خانواده از فقه، سبب طرح این پرسش است که؛ موقیعت اجتماعی و نیازهای زن امروز با کدامیک از اوصاف زنان حاضر در زمان وضع چنین قواعدی تطبیق دارد؟
جامعه ۲۴-خانم الف میگفت؛ چندماه از ازدواج وی با همسرش نگذشته بود که عدم تمایل و توانایی شوهرش در رابطه زناشویی با وی سبب مراجعه به مشاوران و پزشکان متخصص شده در نهایت مشخص میشود که شوهرش فاقد توانایی جنسی است و خواهان طرح دادخواست فسخ نکاح بود.
خانم الف:شوهرم پس از اطلاع از نظر پزشکان شروع کرد به بدرفتاری با من و فکر میکرد با دیدن برنامههای ماهوارهای و مصرف داروهایی که شبانه روزتبلیغ میکنند، همراه با مصرف انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی مشکل جسمی-جنسی اش درمان میشود که نشد، بلکه روح و روان وی نیز دچار مشکل شد.
گواهی پزشکان همراه با تصاویر ضمیمه شده، حکایت از آزارهای جنسی متعدد در اندام این زن داشت، شدت و شکل آزارهای جنسی که خانم الف تحمل کرده بود به حدی عجیب و غیرقابل باور بود که فقط میتوان به یک نمونهی آن اشاره کرد؛ سوزاندن اندام وی با آتش سیگار.
بیشتر بخوانید:غبار همسایهها در چشم ایران
یک قِسم از آزارهای جنسی خانم الف کافی بود برای طرح دادخواست طلاق به جهت بروز و ظهور عسر و حرج زن، اما خانم الف خواهان طرح ادعای فسخ نکاح به موجب ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی بود که در صورت پذیرش این ادعا مسیر پرونده به مراتب سادهتر از اثبات عسر و حرج زوجه به نظر میرسید.
بند۲ماده مذکور عِنَن* را به عنوان یکی از عیوب مردان برای فسخ نکاح تعریف کرده است. منظور از عِنَن؛ عدم توانایی مرد در برقراری رابطهی زناشویی است، اما چالش اصلی دراستناد به این عیب آنجاست که قانون مدنی برقراری یک مرتبه رابطهی زناشویی را زایل کننده این حق برای زن میداند و این شرط مشکل و مانع اصلی خانم الف در طرح دعوی فسخ نکاح بود؟! چراکه شوهر وی مدعی یک نوبت رابطهی زناشویی بود، اما خانم الف منکر وقوع چنین رابطهای و در اثبات این ادعا به مدارک پزشکی اشاره میکردکه گواهی کرده بودند ممکن است زایل شدن بکارت زوجه از طریق رابطهی زناشویی متعارف نبوده بلکه ناشی از همان آزارهای جنسی است!
علیرغم مصائب و مشکلات خانم الف، قواعد فقهی و قانونی طوری بود که نمیتوانستم به طور قطع و یقین به وی اطمینان بدهم که مستند به این عیب میتوانیم سراغ دادگاه رفته و حکم فسخ نکاح ایشان را دریافت کنیم چراکه برای اعمال این شرط، بنا به قواعد فقهی موانع سختی متصور بود با این همه میبایست راهی برای رهایی خانم الف مییافتم.
اگرچه ظاهر ماده۱۱۲۲قانون مدنی راهکار ساده و قابل استنادی برای زن در طرح ادعای فسخ نکاح به تصویر کشیده، اما بر فرض وجود تمام شرایط و اثبات وجود چنین عیبی نزد زوج، قید شرط یک نوبت رابطه در زایل شدن این حق برای زوجه پیشرفت پرونده و حصول نتیجه را مشکل میکرد؛ لذا چارهی کار را در طرح دادخواست طلاق دیدم و ضمن شرح مشکلات و موانع احتمالی در طرح طلاق عسر و حرجی مستند به ماده ۱۱۳۰ قانونمدنی و تطبیق وضعیت زندگی ایشان با مصادیق عسر و حرج قول دادم، دادخواست را طوری تنظیم کنم که احتمال موفقیت در پرونده بیشتر از طرح موضوع فسخ نکاح باشد*.
جلسهی دادگاه؛ پیش از شروع جلسه متوجه شدم شوهرخانم الف در جلسه حاضر نمیشود و لایحهای ارسال کرده، لذا با اجازهی قاضی شروع به قرائت دادخواست کردم، هنوز کلامم منعقد نشده بود که حاج آقا با غیظ و تحکمی آمیخته با فریاد گفت، تند نرو آقا، فکر کردی اینجا کجاست و تو کی هستی که میخوای با یک دادخواست و ادعای کذب تمام قواعد و احکام شرع انور را زیر سوال ببری؟! از نحوهی برخورد حاج آقا متوجه شدم این دادرسی را نمیتوان با مختصات دادرسی متعارف پیش برد لذا برخلاف قاعده و بدون اذن ایشان، به عوض اینکه پاسخی به وی بدهم اوراق پزشکی که موید آزارهای جنسی خانم الف بود را روی میز قاضی گذاشتم! که به یکباره خشمش دوچندان شد و اوراق تقدیمی بین زمین و آسمان رها شد و گفت:اینها به من ربطی ندارد شرع مقدس میگوید کافیست مرد در سال یکبار با زوجه رابطه داشته باشد که شوهر این زن در لایحهای که ارسال کرده به نحو اکمل راجع به شب زفاف و رابطه اش توضیح داده، همین یک نوبه رابطه برای یکسال زوجه کافی است مگر چه خبر است که هر شب و هرشب رابطه داشته باشند؟! از نگاه خانم الف که سرگرم جمع کردن اوراق پزشکی از روی زمین بود حس کردم مترصد است با فریادی تمام درد و رنجهای زندگی اش را سر قاضی خالی کند لذا به بهانهی کمک به وی در جمع کردن اوراق، طوری که حاج آقا متوجه نشود وی را به سکوت دعوت کردم و گفتم:من اینجا هستم تا فریاد شما باشم، اما به وقتش.
بیشتر بخوانید:نجات معجزه آسای پسربچه از عمق چاه
برای رهایی موکلم از آزارهای شوهرش لازم بود بنا به مدارک موجود، به غایت و مستدل از خواستهی تقدیمی دفاع کنم. همینطور که مشغول نوشتن بودم، زیر چشمی حواسم به قاضی محکمه بود که کتاب لمعه دمشقیه* را تورق میکرد، یک دفعه طوری که انگار زنبور نیشش زد فریادزد:بیا اینم قاعده شرعی که فکر نکنی من از خودم حرف در میارم..
پیش از آنکه بخواهد از روی کتاب قاعده را بخواند، کل قاعده را به عربی قرائت کردم، پس از قرائت قاعده، لحنِ کلامش کاملا تغییر کرد و گفت:پسرم شما که به احکام شرعی تسلط دارید نباید بگذارید این زنها هرکاری دلشون میخواد بکنن...
کلامش که تمام شد گفتم حاج آقا زنان امروز را نمیتوان با زنان ۱۴۰۰ سال پیش مقایسه کرد، حتی به نظر بنده خصوصیات وتوقعات زنان ایرانی درهمان۱۴۰۰سال پیش هم با زنان آن جغرافیا قرابت و نسبتی نداشته چه رسد به زنان امروز جامعهی ایرانی، علاوه اینکه، این زنها که میگویید، شامل مادر و خواهر و همسر من وشما هم میشوندکه دوباره داغ کرد و با همان لحنِ تندِ ابتدای جلسه گفت:فکر کردی ۴تا قاعدهی فقهی بلدی حق داری اظهار نظر کنی؟ بیا صورتجلسه را امضاء کن تا با حکم محکمه بفهمید اینجا کجاست.
پس از ابلاغ رای دادگاه بر رد ادعای خانم الف، درلایحه تجدیدنظر خواهی با شرح مشکلات موکل و مصائب و تالی فساد نداشتن رابطهی زناشویی مناسب بین زوجین را بنا برنظریات ارائه شده در علم روانشناسی از مصادیق عسر وحرج تعریف وبا تکیه بر تفاوت توقعات و شرایط زندگی زنان امروزبا مقطع زمانی انشاء قواعد فقهی مورد استناد قاضی دادگاه بدوی مقدمات نقض حکم بدوی را فراهم کردم.
علیرغم اینکه دادگاه تجدید نظر، ظهور عسر و حرج را پذیرفت و حکم بر طلاق خانم الف با حفظ حقوق مالی وی داد، اما آنچه همواره، ذهنم را درگیر میکند عدم توجه به ضرورت اصلاح مقررات و به روز کردن برخی قوانین است.
توضیحات:
* عِنَن=بیماری جنسی که آلت تناسلی مرد نعوظ نمیکند
* تفاوت فسخ نکاح و طلاق=مهمترین اثر و تفاوت فسخ با طلاق در اثبات عنن به مهریه زن بر میگردد، به این توضیح که اگر نکاح زوجین به جهت عنن فسخ شود زن مستحق نصف مهریه است=۱۱۰۱البته به شرط عدم وقوع نزدیکی