
پیشنهادهای «عجیب» برای تنفس هوای پاک
هفته گذشته بود که همزمان با آلودگی هوای اراک، مدارس تعطیل شد. مدارسی که به دلیل کرونا نیم بند شده بودند، اینبار به دلیل ذرات معلق هوا تعلیق شدند.
جامعه ۲۴-در ماههای اخیر اصفهان و تهران نیز به تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی هوا تن داده بودند. تعطیلی مدارس و دانشگاه و ادارات عمده تصمیمات کارگروه کاهش آلودگی هوا هستند. تعطیلی که به کاهش تردد و کاهش انتشار آلایندهها منجر میشود. غیر از تعطیلات برقراری طرحهای زوج و فرد برای کاهش تردد اتومبیل در مناطق مرکزی و آلوده شهر، تعطیل شدن کارگاههای عمرانی و توقف مازوتسوزی در کارخانهها ختم میشود. فارغ از این تصمیمات، مسئولان گاهی پیشنهادهای ضربالاجلی نیز برای کاهش آلودگی هوا میدهند، پیشنهاداتی که عموما از سوی فعالان محیط زیست «عجیب» خوانده میشود. هرچند که همین عجایب گاهی اجرایی هم میشوند.
آذر ۸۹، محمدجواد محمدیزاده، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که دولت برای کاهش آلودگی هوای پایتخت استفاده از هواپیماهای آبپاش و نصب دستگاههای تهویه هوا را پیشنهاد داده است. این پیشنهاد بعدتر هم در جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوا به بحث گذاشته شد و در نهایت به گفته استاندار وقت تهران با استناد به مصوبه هیات دولت اعلام شد که ۱۰۰ دستگاه تهویه و هواپیمای آب پاش به کارگیری میشوند.
پیشنهاد پرواز هواپیماهای آبپاش، اما هم انتقاد فعالان محیط زیست و هم مسئولان وقت شهرداری تهران را به دنبال داشت. یوسف رشیدی که آن زمان مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران بود، درباره سمپاشی به ایسنا گفته بود: اگر قرار باشد هواپیماهای سمپاش در ارتفاع بالا اقدام به ریزش آب کنند پیش از آنکه آب به سطح زمین برسد کلا تبخیر میشود، لذا نه تنها تاثیری در کاهش میزان آلایندهها ندارد، بلکه در تغییر اینورژن نیز موثر نیست. از سوی دیگر تولید آلودگی هوا به صورت پیوسته است و با یک لحظه آب پاشی نمیتوان به هیچ عنوان مشکل را حل کرد.
بیشتر بخوانید: نتیجه سیاستهای نادرست، افزایش کانونهای گرد و غبار
حسن اصیلیان، معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست نیز همان روزها آب پاشی را زمینههایی برای ایجاد باران اسیدی خوانده بود و به رسانهها گفته بود: اگر دی اکسید گوگرد در هوای تهران بالا باشد پس از ترکیب با آب اسید سولفوریک ایجاد کرده و در نهایت منجر به بارش باران اسیدی میشود یا اگر میزان غلظت اکسیدهای نیتروژن بالا باشد پس از ترکیب با آب ایجاد اسیدنیتریک میکند. او همچنین با انتقاد از این روش تاکید کرده بود: پاشیدن ۱۰ هزار لیتر آب در فضایی مانند تهران مثل قطرهای در دریاست بنابراین در وهله اول باید به نفس عمل بپردازیم که آیا کارشناسی است یا خیر؟ در آن سوی ماجرا جباری دقیقی، مدیرکل هواشناسی استان تهران نیز اعلام کرده بود که در جلسه کمیته اضطرار آلودگی هوا با آن مخالفت کرده و تاکید کرده که سازمان هواشناسی این طرح را علمی نمیداند و آن را تایید نمیکند: این طرح به هیچ عنوان پایه علمی ندارد و سازمان هواشناسی این طرح را به هیچ وجه از نظر علمی تایید نمیکند چرا که تاثیری در کاهش آلودگی هوا ندارد.
باوجود تمام این انتقادات ۵ فروند هواپیمای تک موتوره سمپاش وزارت جهاد کشاورزی ۱۶ آذر در محدوده خیابانهای آزادی تا یافت آباد، آزادی تا انقلاب، شهید مطهری و طالقانی و مناطقی از مرکز شهر به پرواز درآمدند و تهران را آبپاشی کردند. این هواپیماها که در ارتفاع ۱۰۰ متری زمین پرواز میکردند، در هر سورتی پرواز قابلیت آب پاشی ۱۵۰۰ لیتر آب را داشتند و با توجه به شرایط آبوهوایی و پروازی، هر مرحله پروازشان حدود ۴۵ دقیقه طول میکشید. ساعاتی بعد از آب پاشی آسمان تهران، آنچه دولت به دنبال آن بود محقق نشد. مرکز هماهنگی اطلاع رسانی آلودگی هوای تهران در اطلاعیهای اعلام کرد: «براساس اطلاعات رسیده از ایستگاههای سنجش آلودگی هوای شهر تهران بر میزان غلظت کلیه آلایندهها به غیر از منوکسید کربن نسبت به روز گذشته افزوده شده، همچنین در میزان غلظت آلاینده ازن تغییری ملاحظه نمیشود. بدین ترتیب میانگین غلظت آلاینده ذرات معلق کمتر از ۵/۲ میکرون فراتر از حد مجاز بوده و شاخص کیفیت هوای تهران در شرایط «هشدار» است.»
مهپاشی در حد پیشنهاد باقی ماند
ابتدای دهه نود، اما ایدهای مشابه هواپیمای آب پاش دوباره از زبان مسئولان شنیده شد. اینبار محمدرضا محمودی، استاندار تهران شهریور سال ۹۱ پیشنهاد داد که برای کاهش آلودگی هوای ناشی از ذرات کمتر از ۲.۵ میکرون استفاده از روش مه پاش را پیشنهاد میکند. به گفته او در این روش آب به مه تبدیل میشود و با افزایش رطوبت هوا وزن ذرات افزایش پیدا میکند. پیشنهاد مهپاشی البته با مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست روبهرو شد. محمد جواد محمدی زاده، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیط زیست مهرماه همان سال به ایرنا گفته بود که مهپاشی تنها ممکن است بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از مشکل آلودگی هوا را حل کند: طرح مه پاشی عمدتا در مورد کارگاههای ساختمانی که پس از آوار شدن، قصد نوسازی دارند، صورت میگیرد و موجب میشود تا با ایجاد رطوبت بر روی خاک در اثر وزش باد این خاک در هوا پخش نشود که این امر مطلوب و پسندیده است. اما این طرح فقط برای ساختمانهایی است که میخواهند کار نوسازی انجام دهند و آلودگی هوای تهران را حل نمیکند و مه پاشی در وسعت ۷۰۰ کیلومترمربعی تهران بدون شک تاثیر جدی ندارد.
هواکشها به تهران نیامدند
پاییز امسال نیز دوباره خبرهایی درباره پروژه هواکش و تهویه مصنوعی برای کاهش آلودگی هوا منتشر شد. ایدههایی که اواخر دهه هشتاد همزمان با پروژه هواپیماهای آبپاش در تهران مطرح شده بود. پاییز امسال، اما معاون محیط زیست استان تهران در یک برنامه تلویزیونی از طرح مطالعاتی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران خبر داد. طرحی بر مبنای هواکش مصنوعی که میتواند آلودگی هوا را کاهش دهد. حسین شهید زاده، مدیرکل وقت شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نیز پاییز امسال در گفتگو با فارس، درباره جزئیات این طرح گفته بود: در شرکت کنترل کیفیت هوای تهران پروژهای درباره تهویه مصنوعی تعریف شده، به صورتی که بررسی کنیم که آیا با تغییراتی مانند تغییر رنگ سطح پشتبامها و سطح آسفالت و… همچنین توسعه و ایجاد فضای سبز در نقاطی از تهران آیا میتوان تا حدودی در ایجاد باد دائمی در پایتخت اقدام کرد. به هر حال این مساله هر چند ممکن است اثر پررنگی نداشته باشد، ولی اجرای آن چندان بیاثر هم نیست. موضوع تهویه مصنوعی مطالعات اولیه آن در حال انجام است و سه ماه پیش آغاز شده، قدمهای اولیه در این زمینه برداشته شده و انشاالله شاهد نتایج موثر در این زمینه خواهیم بود. مهدی چمران رئیس شورای ششم شهر تهران نیز درباره این ثمره موضوع به رسانهها گفته بود: با یقین نمیتوان گفت که این مطالعات به نتیجه قطعی میرسد و آیا صددرصد میتوان با این روش آلودگی هوای تهران را کاهش داد. تهویه مصنوعی البته تاکنون در تهران اجرایی نشده است.
دعا کنید که باد بیاید
مسئولان حوزه شهری و محیط زیست تنها به خلق ایدههای غریب برای کاهش آلودگی هوا اکتفا نکردند، آنها بیعملی خود در این حوزه را گاه با دست به دعا برداشتن به مردم نمایان میکردند. اول بار در پاییز ۹۶ بود که عیسی کلانتری، رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست درباره آلودگی هوا گفته بود: مشکل ما در ارتباط با گازوئیل است که باید اصلاح شود. گازوئیلی که میدهند دهها برابر بیش از استانداردی که باید وجود داشته باشد، آلودهکننده است. وضعیت خودروهایمان را هم که میبینید. بیشتر آلودگی هوا مربوط به این دو موضوع یعنی گازوئیل و ماشینها است. دولت چارهای ندارد.
اگر جلوی خودروها را بگیریم تا هوا را آلوده نکنند حملونقل از بین میرود. گازوئیلها هم غیراستاندارد است. بالاخره باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد. باید دعا کنیم باد بیاید تا آلودگیها را جابجا کند وگرنه میتوانیم بدون خودرو و بدون سوخت زندگی کنیم؟
این اظهار نظر واکنش برانگیز البته تاحدودی منطقی هم بود. کنش مسئولان برای کاهش آلایندگی آسمان خاکستری ایران کافی نیست «که تنها کائنات است که میتواند شر آلودگی را از سر این مملکت دور نگهدارد.» پس دعا کنید که باد بیاید.