
روایت قربانیان ریزگرد
حوادث در اکثر مواقع نباید به قتل منجر شود. گاهی حوادث طبیعی نیز منجر به از دست دادن جان انسان میشود.
جامعه ۲۴- «تشنج کردم. طوری که سمت چپ بدنم بیحس شد. پلک چشم سمت چپم نیز افتاده بود. دست و پای چپ بدنم هم کار نمیکرد و سرم لرزش خیلی شدید داشت. فکر کردم سکته کردم بعد دکتر گفت؛ از ریزگردهایی بوده که وارد مغزم شده.»
اینها بخشی از صحبتهای یکی از مراجعان ناشی از گرد و خاک هوا در خوزستان است.
چند سالی است که گرد و خاک و ریزگردها در برخی شهرهای کشورمان برای مردم دردسرساز شده است، اما در خوزستان مخصوصا در اهواز و در سیستان و بلوچستان به دلیل دریاچه و دشت جازموریان بیشتر از شهرهای دیگر مشاهده میشود.
بشتر بخوانید: غلظت خاک اهواز به بیش از ۲۲ برابر حد مجاز رسید!
یکی از اقوام مراجعهکننده دیگری که به علت وجود این ریزگردها در هوا جانش به خطر افتاده است میگوید: «دکترها هر کدام تشخیصهای مختلفی برای دخترعمویم دادند. یکی از دکترها گفت؛ سکته مغزی است. دکتر دیگری گفت؛ تومور مغزی استتا اینکه متوجه شدند به خاطر گرد و خاک و ریزگرد بوده است.»
و، اما ریزگرد چیست؟ ریزگرد از اختلاط دود زیاد، گرد و غبار معلق در هوا، رطوبت هوا و سایر گازهای آلاینده هوا به وجود میآید و در هوا به حالت معلق در میآید. میدان دید را کاهش میدهد و روی عملکرد دستگاه تنفسی تاثیرات منفی شدیدی میگذارد.
آلودگی به وسیله ریزگرد میتواند یک معضل فرامرزی باشد. به این صورت که اگر تراکم و وسعت آن در منبع بسیار زیاد باشد، پس از عبور از مرزهای هوایی شهرها و کشورهای همسایه همچنان قابل مشاهده و اندازهگیری باشد. ریزگرد به عنوان یک عامل غیرطبیعی تاثیر بسزایی بر چشمانداز دارد. حتی اگر منبع اصلی این ریزگردها صدها یا هزاران فرسخ دورتر از محل زندگی ما باشد، باز هم میتواند موجب اختلال در دید و چشمانداز شود.
نادر ستوده عضو شورای شهر و مدیر اداره درمان بیماریهای معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر درخصوص مراجعهکنندگان ناشی از ریزگردها به بیمارستان به «اعتماد» میگوید: «ریزگردها در سیستان و بلوچستان و خوزستان بیشتر از شهرهای دیگر است. الان چند روز است که مشکل و معضل بیشتر شده است. موضوع ریزگردها باعث شده که تعداد مراجعهکنندگان ناشی از علائم تنفسی به دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر به شدت افزایش پیدا کند و تا صددرصد این تعداد نسبت به گذشته بیشتر شده و متاسفانه جز اینکه صورت مساله را پاک کنند کسی فکر چاره اصلی نبوده است. فقط گاهی اعلام میشود که مردم از خانه خارج نشوند، اما درخصوص ریشهیابی این موضوع تا حالا اقدامی صورت نگرفته است. به هر حال بحث خشکسالی و کاهش بارندگی به ماجرای زیاد شدن ریزگردها کمک میکند. به خاطر خشکسالی دریاچه و دشت جازموریان ذرات گرد و غبار در هوا معلق است و راهکار علمی نیز برای این دریاچه و دشتهای اطراف آن درنظر گرفته نشده و فیامانالله رها شده است.»
همین چند روز پیش در ۱۶ اردیبهشت ماه سال جاری حبیب حیبر معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز اعلام کرد که سه هزار و ۱۳۱ بیمار با علائم تنفسی به مراکز درمانی خوزستان درپی وقوع گرد و غبار در روزهای اخیر مراجعه کردهاند. غلظت این گرد و غبار در اهواز و برخی شهرهای خوزستان به بیش از ۳۰ برابر حد مجاز رسیده و تعطیلی ادارات، مدارس و دانشگاههای خوزستان را به دنبال داشته است.
همچنین عبداله ارجمند سرپرست مرکز اطلاعرسانی داروها و سموم دانشگاه علوم پزشکی کهگیلویه و بویراحمد درخصوص خطرات ریزگردها که سلامتی مردم را به خطر میاندازد عنوان کرد که ریزگردهای با سایز کمتر از ۱۰ میکرون میتوانند به اعماق مجاری تنفسی نفوذ کرده و باعث مشکلاتی از جمله بیماریهای قلبی و عروقی شوند و باعث بروز بیماریهایی از جمله قلبی و عروقی مثل ترومبوز، اختلالات انعقادی، انقباض شریانها، افزایش فشار خون، کاهش ضربان قلب و در نتیجه ایجاد سکتههای قلبی شود.
سکانس اول؛ سال ۱۴۰۱
خانم «پهلوانی» از اتفاقی که حدود ۵ روز پیش برای دخترعمویش که دو فرزند ۵ و ۱۱ ساله دارد، رخ داده است به «اعتماد» میگوید: «طبق معمول همیشه خریدهای روزانهاش را انجام میدهد و به خانه میرود. به خانه که میرسد چند دقیقه بعد حالت تهوع شدیدی پیدا میکند و دو، سه روز بعد ناگهان دچار تشنج میشود. گویا در راه انتقال به بیمارستان نیز دوباره تشنج میکند؛ یعنی دو بار.
وقتی هم به بیمارستان رسید فکر کردند سکته مغزی کرده است، چون دخترعمویم دچار هذیانگویی و حافظهاش ضعیف شده بود. من بالای سرش بودم. خودم در بیمارستان ابوذر اهواز شاغل هستم. اول که دکترها هر کدام تشخیصهای مختلفی برای دخترعمویم دادند. یکی از دکترها گفت؛ سکته مغزی است. دکتر دیگری گفت؛ تورم مغزی است تا اینکه متوجه شدند به خاطر ریزگردها و گرد و خاک بوده است.»
او درخصوص گرد و خاکهای شهرستان اهواز میگوید: «خودم ۱۰ سال است که ساکن اهواز هستم. تهران زندگی میکردم، ولی از روزی که به اهواز آمدیم درگیر این ماجرای گرد و خاک هستیم. اگر شما یک بار به اهواز بیایید پشیمان میشوید. چند روزی است که سرفه میکنم وقتی به دکتر مراجعه کردم گفت برای گرد و خاک و ریزگردها است. این چند وقت اخیر هم دیدهام اکثر آدمهایی که مراجعه میکنند حالت تهوع و دل درد دارند که برای همین ریزگردها است. حالا ظاهرا میخواهند تالاب شادگان را نیز خشک کنند. اگر تالاب شادگان خشک شود، مردم اهواز دیگر رنگ خورشید را هم نمیبینند.»
سکانس دوم؛ سال ۱۳۹۷
زن ۴۱ سالهای پشت خط تلفن است. در اهواز زندگی میکند و کارمند است. میداند که موضوع صحبت به ریزگردها و گرد و خاک مربوط است، سریع حادثهای که برایش پیش آمده بود را توضیح میدهد: «سال ۹۷ تشنج کردم. طوری که سمت چپ بدنم بیحس شد. پلک چشم سمت چپم نیز افتاده بود. دست و پای چپ بدنم هم کار نمیکرد و سرم لرزش خیلی شدید داشت. فکر کردم سکته کردم بعد دکتر گفت؛ از ریزگردهایی بوده که وارد مغزم شده. حالا از کجا متوجه شدیم الان برایتان میگویم؛ بیمارستان و دکترهای اهواز نمیتوانستند تشخیص بدهند. همسرم نگران بود و مرا به اصفهان برد. چون ما اصالتا اصفهانی هستیم. تشخیص دکتر مغز و اعصاب در بیمارستان اصفهان این بود که باید حتما بستری شوم. سیتی اسکن و امآرآی از مغزم انجام شد تا اینکه متوجه شدند یک نوع عفونت وارد مغزم شده است که این عفونت ناشی از گرد و خاک داخل هوا بوده است. اسکن و امآرآی مغزم لکههایی را نشان میداد که دکترهای متخصص تشخیص دادند به دلیل عفونتی که در ریزگردها بوده، ایجاد شده است. یک هفته در بیمارستان بستری بودم و بعد هم برایم دارو تجویز کردند و تا یک سال و نیم هم داروها را مصرف کردم. از گرد و خاک در اهواز مدتی خبری نبود، اما امسال دوباره چند روزی است که شدت گرفته است.»