
دلیل بیرغبتی پزشکان برای گرفتن تخصص
رئیس کل سازمان نظام پزشکی کشور، خطاب به مسئولین نسبت به بیرغبتی پزشکان جوان برای ورود به برخی رشتههای تخصصی و فوقتخصصی به دلیل وجود چالشهای جدی در این رشتهها، هشدار داده و گفته است این بیرغبتی تحصیل در رشتههای تخصصی و فوقتخصصی میتواند به «پسرفت 40 ساله» در برخی عملهای جراحی بینجامد.
جامعه ۲۴- صرفنظر از موضوع جدی مهاجرت پزشکان، چالش جدی دیگری که جامعه پزشکی با آن روبهرو شده، بیرغبتی پزشکان به تخصصخواندن در برخی رشتههای خاص است. خیلی از پزشکان عمومی رغبتی برای تخصصخواندن در ایران ندارند و حالا زنگخطر بیمتخصص ماندن در برخی رشتهها در ایران به صدا درآمده، دلایل متعدد است؛ از سختی بیش از حد کار در دوره رزیدنتی در ایران گرفته تا تعرفههای پزشکی که به گفته صاحبنظران نسبت به تورم آنچنان افزایش نداشته است. نکته مهم دیگر دردسرهای شکایت از کادر پزشکی در پروسه درمان و دیههایی است که ممکن است برای پزشک تعیین شود.
این زنگ هشدار به اندازهای جدی است که رئیس سازمان نظام پزشکی کشور تریبون نماز جمعه را برای عنوانکردنش انتخاب کرده. دکتر محمد رئیسزاده در سخنانی در پیشخطبه نماز جمعه این هفته تهران (۴ شهریور)، با تبریک روز پزشک و داروساز و هشدار نسبت به اجرای ناقص اسناد بالادستی و بهویژه عدم عمل به سند ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه درمان اظهار کرد: «در حال حاضر برخی مشکلات نظیر عدم توجه به کسبوکار پزشکان جوان، بیتوجهی به نیروهای طرحی، بیتوجهی به استعدادها و هجمههای گاه و بیگاه رسانهای به جامعه پزشکی وجود دارد.» او تصریح کرد: «جامعه پزشکی در برخی رشتههای تخصصی و فوقتخصصی با چالشهای اساسی مواجه است و از اینرو ممکن است در آینده فارغالتحصیلی از این رشتهها نداشته باشیم.»
مسئولین به دنبال چارهاندیشی برای آینده پزشکی باشند
او با بیان اینکه پزشکان جوان رغبتی برای ورود به برخی رشتههای تخصصی و فوقتخصصی به دلیل چالشهای جدی موجود در آنها ندارند، ادامه داد: «راهحل درمان این چالشها را به مسئولان میسپاریم. موظف بودیم به مسئولان این هشدار را بدهیم و بگوییم که این خطر و نگرانی بسیار جدی وجود دارد.»
رئیس کل سازمان نظام پزشکی کشور همچنین هشدار داد: «این بیرغبتی تحصیل در رشتههای تخصصی و فوقتخصصی میتواند به «پسرفت ۴۰ ساله» در برخی عملهای جراحی بینجامد، در این صورت برای برخی عملهای جراحی نیاز به وارد کردن جراح و پزشک از خارج کشور یا فرستادن بیماران به خارج از کشور خواهیم داشت و این یک هشدار جدی است.» در حال حاضر بیش از ۵۰هزار دانشجوی پزشکی و حدود ۱۵هزار دانشجوی تخصص در کشور داریم که به گفته رئیسزاده در امتحان پیشرو حدود ۴۱۴۳ متخصص و حدود ۳۷۸ فوقتخصص فارغالتحصیل خواهند شد.
چرا پزشکان درمانهای ریسکی را نمیپذیرند؟
«تعرفههای درمان در کشور ما اصلا انگیزشی و رقابتی نیست.» فاتیما، دانشجوی دوره عمومی پزشکی است. او معتقد است در کشورهای دیگر تعرفههای درمان آنقدر بالاست که پزشکان رقابتی کار میکنند. اما در کشور ما پایینبودن تعرفهها و بحث شکایتها و ارجاع به پزشکیقانونی آنقدر پر رنگ شده است که پزشکان به خودشان دردسر نمیدهند و بیماران بدحال را به همکاران دیگر ارجاع میدهند. متاسفانه در این فضا مردم هستند که ضرر میکنند؛ پزشکان ما دیگر بهندرت اقدام ریسکی برای بیماران بدحال انجام میدهند و کاری را که مسئولیت زیادی داشته باشد، نمیپذیرند، چراکه سود مالی برایشان ندارد و ممکن است به دردسر هم بیافتند. به نظر من این اصلیترین دلیل برای از بین رفتن انگیزه تخصصخواندن در کشور است. خیلیها در همان دوره عمومی به تحصیلات خود پایان میدهند و وارد حیطه کاری مرتبط یا غیرمرتبط میشوند.
کیفیتهای آموزش دوره عمومی پایین آمده
لی عظیمی فارغالتحصیل پزشکی عمومی از دانشگاه تهران یک سالی میشود که مدرک عمومیاش را گرفته، ولی برای تخصص اقدام نکرده است. او معتقد است صرفنظر از موضوع جدی مهاجرت پزشکان، اینکه چرا خیلی از پزشکان عمومی رغبتی برای تخصصخواندن ندارند و حالا زنگ خطر بیمتخصص ماندن در برخی رشتهها در ایران به صدا درآمده، به سختی بیش از حد کار در دوره رزیدنتی در ایران برمیگردد: «این دوره به بیگاری و بردهداری بیشتر شبیه است. دانشجوی رشته پزشکی، با حداقل سن ۲۶ سال به بالا، یعنی زمانی که مثل هر جوان دیگری بباید بهترین سالهای زندگیاش را بگذراند، باید در شیفتهای طولانیمدت کار کند آن هم با حقوق ۵-۴ میلیون تومان در ماه.»
دانشجویی که کارش درس خواندن و حضور در بیمارستان است، با این دریافتی نمیتواند زندگیاش را مدیریت کند. «تصورش را بکنید یک رزیدنت ماهی نزدیک به ۲۰ کشیک ۲۴ ساعته دارد و درنهایت حقوق ماهیانهاش از یک کارگر کمتر است. البته این حقوق بسته به بیمارستان و میزان سودده بودن مرکز درمانی متفاوت است، ولی در بیشترین مقدار هم بیشتر از ۹-۸ میلیون نمیشود.
صرفنظر از میزان سختی کار و دریافتی اندک، اگر آموزشهای دوره عمومی در دانشگاهها آنقدر با کیفیت بود، تحمل این مشکلات ارزش داشت. متاسفانه کیفیت آموزشهای دورههای پزشکی هم در کشور ما افت داشته و این هم چالش بزرگی محسوب میشود. عدهای از استادان هستند که نه سواد تدریس تخصص مورد نظر را دارند و نه دوست دارند هر آنچه را به قول معروف در چنته دارند، به دانشجویان یاد بدهند تا مبادا فردا روزی جای خودشان را بگیرد. از آن طرف هم البته استادان بسیاری داریم که میآیند و دلسوزانه دانش خود را به جوانان یاد میدهند، اما انتخاب نادرست بعضی از استادان سطح علمی دانشگاههای ما را بهشدت پایین آورده.»
او ادامه میدهد: «در شرایطی که دانشجوی پزشکی با رتبه برتر کنکور، هشت سال این مشقتها را تحمل میکند دیگر انگیزهای برای تخصصخواندن آن هم در رشتههای سخت برایش باقی نمیماند. خیلیها در این مرحله جذب بازارهای کاری مرتبط با حوزه پزشکی میشوند. مثلا دورههای زیبایی میگذرانند و در درمانگاهها و کلینیکها کارهای زیبایی میکنند. بسیاری هم مهاجرت را جایگزین تخصصخواندن در کشور میکنند.»
چالشهای اصلی در رشتههای نسخهنویسی است
سوسن کیانی، متخصص زنان و زایمان و عضو انجمن متخصصان زنان و زایمان کشور است. او مشکل بیرغبتی پزشکان نسبت به انتخاب برخی تخصصها را مرتبط با مشکلات رشتههای نسخهنویسی میداند: «تخصصهایی مثل داخلی و اطفال که با نسخهنویسی بهصورت مداوم درگیر هستند، چالشها و مشکلاتی دارند. بعضی رشتهها مثل طب اورژانس و جراحیهای قلب و عروق و زنان و زایمان هم به دلیل طبیعت کارشان که با موارد اورژانسی بسیاری همراه است، برای بسیاری چالشبرانگیز است و رغبت به این رشتهها در سالهای اخیر کمتر شده است.»
این متخصص زنان و زایمان معتقد است برای بسیاری از متخصصان پزشکی امنیت شغلی وجود ندارد. «حمایتی که در مقابل عوارض ناشی از عملها و درمانهای دارویی، باید قانون از پزشکان بکند، وجود ندارد. آینده کاری بسیاری از تخصصها در کشور ما مبهم است و تعهدهای طولانیمدت برای کار در مناطق دورافتاده برای دانشجویان تخصص با تعرفههای بسیار پایین همه از چالشهای جدی جامعه پزشکان جوان محسوب میشود.
تعهدهای کاری اجباری رشتههای پزشکی بسیار طولانی است و این اجبار برای خدمت در شهرهای دورافتاده در حالی است که متخصصان دیگر رشتههای دانشگاهی مثل انواع مهندسیها این تعهدات را ندارند. به این ترتیب بسیاری از همکاران ما بعد از ۴۵ سالگی تعهدات کاری اجباریشان تمام میشود و تازه آن زمان میتوانند شروع یک زندگی کاری مستقل را داشته باشند. همه این موانع باعث میشود رغبت افراد به تخصصخواندن با این همه سختی کمتر شود.
دیه در مسائل مربوط به پزشکی متناسب با حقالعمل و حقالزحمه پزشک نیست
کیانی با اشاره به اینکه تعرفههای پزشکی پایین است و پزشک جوان نمیتواند با درآمد دورههای رزیدنتی زندگیاش را اداره کند، ادامه میدهد: «علاوه بر درآمدهای پایین، با کوچکترین عارضهای در نظام پزشکی، پزشکیقانونی و دادگاهها بهصورت همزمان از یک پزشک شکایت میشود و همین مباحث احساس امنیت شغلی را از بین میبرد.»
او با بیان اینکه به پزشکان بیمه مسئولیت تعلق میگیرد، میگوید: «با این حال مدت زمانی که موارد و مشکلات حرفهای را این بیمهها پوشش میدهند ۵-۳ سال است و معمولا شکایتها بعد از این دوره بیمهای کوتاهمدت اتفاق میافتد. دیه در مسائل مربوط به پزشکی متناسب با حقالعمل و حقالزحمه پزشک نیست و عملا این سختیها در دوران سخت رزیدنتی و مشکلات کارورزی در بیمارستانها با مسئولیتهای سنگین و حقوق کارگری چالشهای جدید حوزه پزشکی است که اگر دلسوز آینده پزشکی در ایران باشیم، باید به آنها بپردازیم.
رسانهها بعضا بستر تخریب جایگاه پزشکی هستند
این متخصص زنان و زایمان معتقد است پزشکان و جامعه پزشکی از سوی رسانهها و صداوسیما مورد بیمهری قرار میگیرند و بعضا بستری برای تخریب جایگاه پزشکی شدهاند. «من که ۲۵ سال است در حوزه تخصص پزشکی کار کردهام، در سالهای اخیر این چالشها را بسیار بیشتر و پررنگتر میبینم و همینها باعث دلسردی پزشکان جوان در ورود به برخی تخصصها شده است.
جوانان پزشک متاسفانه آینده روشنی را در ذهن خودشان نمیبینند، زیرا از نظر مالی تامین نمیشوند و از نظر روحی و روانی هم به رضایتمندی از حرفه خود نمیرسند. مجموع اینها باعث میشود رشتههای تخصصی را ادامه نمیدهند. ورودی پزشکی برای خیلیها جذاب است و ادامه تحصیل بعد از گذراندن دوره عمومی ۸-۷ ساله دیگر برای خیلی از دانشجویان پزشکی جذابیتی ندارد.»
بیشتر بخوانید: بحران مهاجرت پزشکان
چالشهای جدی در رشتههای اطفال، طب اورژانس و بیهوشی، داخلی و جراحیها
مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی تهران رشتههای مادر را در حوزههای تخصصی پزشکی جزو رشتههای پرچالش برای دانشجویان پزشکی میداند. امیر صدری درباره مهمترین مشکلات جامعه پزشکی و موانعی که آنها را نسبت به تخصصخواندن بیرغبت کرده میگوید: «رشتههای تخصصی که به رشتههای مادر معروف هستند مثل اطفال، طب اورژانس و بیهوشی، داخلی و جراحیها، رشتههای پرچالشی هستند که چند سالی است خیلی مورد توجه پزشکان عمومی برای ادامه تحصیل قرار نمیگیرند. اینها رشتههایی است که به اصطلاح میگویند پولساز نیست.»
او ادامه میدهد مثلا در رشتههای بیهوشی و طب اورژانس، متخصصی که بعد از هفت سال بخواهد در شهری کار کند، دریافتی بالایی نخواهد داشت. به همین نسبت در فوقتخصصها هم چند رشته وجود دارد که به دلیل سختی بسیار زیاد در حال حاضر کمتر نسبت به آنها رغبت وجود دارد؛ مثلا جراحی اطفال و جراحی قلب که دانشجویان این دورهها تقریبا شب و روز و زندگی ندارند و با این حال درآمدشان نسبت به مشقتی که در دورههای تخصص و طرح میگذرانند، زیاد نیست. بیشترشان در مراکز دولتی مشغول به کار میشوند. متخصص جراحی دو سال فوقتخصص میخواند و دو سال طرحش را میگذراند؛ این دوران بعد از هفت سال دوره عمومی است. به همین شکل جراح قلب و متخصص اطفال هم دورههای فوقتخصصشان بسیار سخت است، ولی با تعرفههای پایین.
طرحهای اجباری سخت و طولانی، پزشک را بیانگیزه میکند
این مسئول سازمان نظام پزشکی تهران با اشاره به اینکه بارها دلسوزان حوزه پزشکی هشدار دادهاند که باید تعرفهها را طوری تعیین کنند که برای پزشک تحمل این سختی و مشقت تخصص و فوقتخصص گرفتن در کشور ارزش داشته باشد، تاکید میکند: «با این حال، با قوانین مندرآوردی مواجه هستیم. ما در کشورمان طرح نیروی انسانی برای پزشکان داریم؛ طرحی اجباری که در آن پزشکان باید در مناطق دورافتاده خدمت کنند و این شرایط طاقتفرسا و سخت است. آنها تا این طرحهای چند ساله را نگذرانند نمیتوانند در شهرهای بزرگ کار کنند.»
صدری راهحل پیشرو برای کمکردن چالشهای پزشکان جوان و تربیت نیروی متخصص در داخل را در ایجاد انگیزه کار و فراهمکردن بستری برای فعالیت باکیفیت پزشکی برای آنها میبیند: «باید انگیزه فعالیت را برایشان زیاد کنیم. تا از همین پزشکانی که امروز داریم و دانشجویان فعلی پزشکی بهترین نتیجه را برای آینده کشور بگیریم، نه اینکه به جایش ظرفیت پزشکی عمومی را زیاد کنیم، زیرا این افزایش ظرفیت دستکم ۱۵ سال دیگر نتیجه میدهد. دانشجوی پزشکی که امروز وارد دانشگاه میشود، ۱۵ سال بعد در بهترین حالت ممکن یک متخصص خواهد شد؛ بنابراین حتما باید شرایط را برای جامعه پزشکی تسهیل کنیم.»
این مقام مسئول در سازمان نظام پزشکی موضوع شکایت و پروندهسازی در پروسه درمان علیه پزشکان را در این بیرغبتی کماثر میداند: «اکثر رشتههای تخصصی که داریم در حوزه جراحی قلب و فوقتخصصی در حوزه اطفال و دیگر رشتههای پرچالش شکایت از آنها زیاد نیست. این گروه از متخصصان کسانی هستند که بیمارانی را که راههای دیگر درمان روی آنها جواب نمیدهد، پذیرش و درمان میکنند.»