
جنگلهای پاوه میسوزند، چارهای جز تماشا نداریم
جنگلها و مرتعهای نوسود در پاوه آنقدر سوخته که شبیه آدمی عزادار و سیاهپوش شده است. آتشسوزی اتفاق متداول این روزهای کردستان شده و داوطلبان بیقرارند و با قد کشیدن هر شعله به دل حریق میزنند.
جامعه ۲۴ - حدود ساعت سه بعد از ظهر آتش به جان منطقه «نانهویژه» در پاوه افتاد و «شرکان» هم گرفتار شد. داوطلبان که دو ساعت بعد از آتشسوزی توانستند خودشان را به بلندیهای پاوه برسانند میگویند زمین شیبدار است، باد شدت گرفته و دیگر کاری از کسی برنمیآید. برای همین ۶۰، ۷۰ نفر از نیروهای داوطلب، محیط زیست و منابع طبیعی که در منطقه حاضر شدهاند، چارهای جز تماشا ندارند.
بیشتر بخوانید: جنگلهای ایران، همچنان میسوزند و خاکستر میشوند
در ساعات بعد از ظهر سهشنبه، انگار به جنگلها کبریت کشیدند که ناگهان سوختن جنگلهای اطراف «شرکان» شروع شد و بعد «نانهویژه» گر کرفت. کمیته عملیاتی انجمن ژیوای پاوه که همیشه برای جنگ با آتش آمادهاند، راهی این دو نقطه شدند؛ گروه «شهید یاسین کریمی» به شرکان رفتند و گروه «شهید بلال امینی» به نانهویژه. چه نامهای آشنایی. هشتم تیرماه پارسال یاسین و بلال به همراه مختار خندانی که سخنگوی انجمن بود، راهی آتش بوزین و مرهخیل شدند، در دره ژالهگیر افتادند و در آتش سوختند. حالا گروههای اعزامشده به شرکان و نانهویژه نام آنها را بر خود دارند و برای نجات درختان بلوط و بنه از هیچ کمکی دریغ نمیکنند.
خاموش میکنیم، آتش میزنند
شهرام ویسینژاد، عضو انجمن ژیوای که ۶ روز از هفته پیش را هم گرفتار همین آتشسوزیها بود، حالا به شرکان رفته است. او میگوید آتشسوزی شدید است، زمین شیب تندی دارد و باد میآید. «مهار کردن آتش در این شرایط اصلا آسان نیست. اینجا درختان بیشتر بلوط و بنه، زالزالک و گلابی وحشی است. ما تا از نوسود خودمان را به منطقه برسانیم ۴۰ دقیقه در راه بودیم. یک طرف این آتشسوزی، همینجاست که ما هستیم و یک محورش روستای ورا در پاییندست سد داریان است.» نانهویژه که حالا در حال سوختن است، بیشتر از ۵۰۰ راس کل و بز دارد. این را شهرام میگوید.
دلیل این آتشسوزی چیست؟ شهرام با بغضی در گلو میگوید که هیچکس نمیداند و هیچکس جواب نمیدهد. «هفته پیش ۶ روز در آتشسوزیها بودم. روستای شیخان که پاییندست سد هیروی است، نانهویژه، نروی که نزدیک رودخانه سیروان است و کوههای شمشی در ارتفاعات نوسود.» او ۴۸ ساعت در آتش شمشی بود. آتش را مهار میکردند و دوباره شعله میکشید. «انگار سه چهار نفر میآمدند و آتش میزدند و میرفتند. کسی که محیط زیست و طبیعت رحم نمیکند، به بچه خودش هم رحم نمیکند. نمیدانیم نیتشان چیست، اما ظاهرا ۹۰ درصد آتشسوزیهای این منطقه در نقاطی مرزی و امنیتی است که نمیتوان کاری کرد. ۲۰ روز پیش بالای ۴۰۰ هکتار از این مناطق سوخت و هیچ به هیچ.»
چند دمنده داریم که به درد نمیخورد
شهرام پارسال بهترین دوستش را در یکی از همین آتشسوزیها از دست داد. «من مختار، دوست بیستسالهای که شب و روز با هم بودیم را به خاطر همین ندانمکاریها از دست دادم. او سرپرست گروه بود، بچهها را گروهبندی میکرد. من هنوز در عزای مختارم.» او هر شعله را به یاد مختار خاموش میکند.
داوطلبان برای خاموش کردن آتش با خود شاخههایتر دارند و چند دمنده. اما شهرام میگوید این بار دمنده به درد نمیخورد. «دمنده مثل بمب ساعتی روی کول بچههاست، اما جایی به درد میخورد که زمین مسطح باشد و دره نباشد. اینجایی که در حال سوختن است، شیب زمین بیشتر از ۸۰ درجه است. فقط باید هلیکوپتر بیاورند.» او بارها به فرماندار پاوه، رئیس منابع طبیعی و حتی عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گلایه کرده است. «پارسال که آقای کلانتری برای مراسم مختار به پاوه آمد، گفتم که ما مختار را از دست دادیم که شما ببینید در حال سر و کله زدن با چه دردی هستیم. این آتش را چه کسی روشن میکند؟ چرا کسی جرات نمیکند جلوی آنها را بگیرد؟» نزدیکی این آتشسوزی دو سد بزرگ است، شهرام مدام میگوید باید هلیکوپتر بیاورند و آب این سدها را روی آتش بریزند.
هلیکوپتر میخواهیم
کسی صدای سوختن درختان پاوه را نمیشوند. در خبرها همه چیز پیدا میشود جز آتشی که همین حالا در شرکان و نانهویژه طبیعت را خاکستر میکند. اما چه میتوان کرد؟ یوسف قادری، عضو دیگر انجمن ژیوای پاوه که به نانهویژه رفته میگوید: «هلیکوپتر میخواهیم.» او همراه ۶۰، هفتاد نفر دیگر در حال تماشای کوه آتش است. «آتش در سه جبهه شروع شده. هیچ کاری از نیروی انسانی بر نمیآید. وضعیت به حدی خراب است که فاجعه زیست محیطی در حال وقوع است و کسی نمیشنود. اگر فورا با این آتش مقابه نشود و هلیکوپتر نرسد، فاجعه رخ خواهد داد.» اکنون نیروهای منابع طبیعی و محیط زیست و نیروهای مردمی و بچههای انجمن ژیوای روی کوه آتشاند، اما آنها فقط ۱۵ دمنده دارند و چند شاخه تر. قادریان میگوید: «با آتشسوزی در مناطق صعبالعبور و آلوده به مین چه میتوان کرد؟ هیچ چارهای داریم. همه ما ایستادهایم و تماشا میکنیم.»