
چگونه پزشکان عمومی پولدار میشوند؟/ پشت پرده تبلیغات گسترده پوست و مو
چند روز پیش جامعه متخصصان پوست و زیبایی برای سومین بار تجمعی اعتراضی برپا کرد، اعتراضی که علت آن دخالت افراد غیرمتخصص به حوزه پرسود و البته تخصصی پوست بود. جامعه ۲۴ علت این اعتراضها و عواقب دخالت پزشکان عمومی بیتخصص در حوزه زیبایی و پوست را مورد بررسی قرار داده است.
جامعه ۲۴، شادی مکی: خدمات تخصصی مرتبط با پوست مدتهاست که توسط کلینیکهای مختلف ارائه میشود، بسیاری از مواقع خدمات مرتبط با پوست توسط پزشکان عمومی ارائه میشود، پزشکانی که دورههایی خاص، اما غیر آکادمیک را پشت سرگذاشته و کار با برخی دستگاهها از جمله دستگاه لیزر را آموختهاند. این خدمات گاهی توسط آرایشگاهها نیز ارائه میشود، آرایشگرانی که صرف گذراندن دورههای ویژه پوست و مو، وارد حیطه یکی از تخصصیترین و حساسترین رشتههای پزشکی شده و خدماتی را ارائه میدهند.
اما سوال این است که آیا ارائه خدمات تخصصی پوست و زیبایی توسط پزشک عمومی حتی با عنوان فلوشیپ پوست یا توسط آرایشگرها درست و فاقد ریسک و خطر برای مراجعهکنندگان است؟
تجمع اعتراضی متخصصان پوست و مو مقابل وزارت بهداشت و گلایه آنها از سازمان نظام پزشکی میتواند پاسخی به این سوال باشد، تجمعی که روز دوشنبه ۲۱ تیر ماه توسط جمعی از پزشکان، اعضای هیات علمی و رزیدنتهای رشته تخصصی پوست در مقابل وزارت کشور برپا شد.
محمد ایمانی، عضو هیات مدیره انجمن متخصصان پوست ایران در اینباره گفته بود: «متاسفانه یک روز قبل از امتحان ارتقای رشتههای تخصصی و در بحبوبه انتخابات نظام پزشکی از طریق فضای مجازی و مصاحبه رئیس انجمن پزشکان عمومی متوجه مطلبی تحت عنوان «مصوبه کمیسیون ملی صلاحیتهای حرفهای مبنی بر صدور مجوز انجام اعمال زیبایی توسط پزشکان عمومی» شدیم.»
وی افزود: «نتیجه و پیامد چنین مصوباتی آسیب دیدن سلامت مردم است، پزشکان عمومی با گذراندن دورههای کوتاهمدت که در حال حاضر نیز توسط ارگانهایی مانند جهاد دانشگاهی برگزار میشود، قرار است در انجام امور زیبایی آموزش ببینند و شروع به آزمون و خطا روی مردم کنند. از طرف دیگر اعلام چنین مصوبهای بهصورت غیر مسئولانه و نامتعارف آن هم یک روز قبل از امتحان ارتقاء رزیدنتی رشتههای مختلف تخصصی، عملا به سخره گرفتن سیستم آموزش پزشکی و تخصصی در کشور است.»
البته این اولین بار نبود که متخصصان به این مصوبه اعتراض میکردند؛ آنها پیش از این نیز یک بار مقابل ساختمان سازمان نظام پزشکی کشور و یک بار هم مقابل وزارت بهداشت تجمع و اعتراضات خود را اعلام کرده بودند.
معترضان معتقدند ارائه خدمات تخصصی در این حوزه نه تنها از تعداد مراجعان متخصصان مربوطه که تمامی دورههای لازم را به صورت آکادمیک گذراندهاند میکاهد که با ارائه خدمات نه چندان ماهرانه و گاهی اشتباه از سوی افراد غیرمتخصص کار بیمار به جایی میرسد که هم سلامتیاش به خطر میافتد و هم اینکه برای حل مصائب و پیامدهای منفی کمک گرفتن از یک فرد غیرمتخصص برای گذراندن مراحل درمان یاد مراجعه به متخصصان پوست میافتد. در واقع این متخصصان پوست هستند که نتایج ندانمکاری عدهای پزشکان غیرمتخصص را باید جمع و جور کنند البته اگر بخت و اقبال با بیمار ناآگاه یار بوده و مراجعه به پزشک نوشدارو بعد از مرگ سهراب نباشد.
بیشتر بخوانید: کلینیک تبدیل دختران به کیم کارداشیان لو رفت!
به گزارش جامعه ۲۴ حق بر سلامت یکی از حقوق شناخته شده برای انسان در تمامی جوامع و در جهان است. با اینکه بر این حق به صراحت در هیچیک از قوانین بالادستی به صورت شفاف تاکید نشده است، اما با این حال با نگاهی به قوانین خردتر در حوزه سلامت میتوان پی برد که وزارت بهداشت رسالت تامین این حق و جلوگیری از تضییع حقوق سلامت مردم را بر عهده دارد.
از جمله این مقررات میتوان به ماده ۷۴ برنامه ششم توسعه کشور اشاره کرد که براساس آن وزارت بهداشت مکلف است بر اجرای نظام خدمات جامع و همگانی سلامت با اولویت «پیشگیری و بهداشت» بر «درمان» مبتنی بر مراقبتهای اولیه سلامت با محوریت سطح بندی خدمات، نظام ارجاع، پزشک خانواده با بهکارگیری پزشکان عمومی توجه ویژهای داشته باشد.
همچنین ابلاغیه سیاستهای کلی نظام سلامت، بر «ممانعت از تقاضای القایی و نظام سطح بندی خدمات و نظام ارجاع» تاکید دارد که این موضوع نیز بیانگر اهمیت سپردن امور حوزه بهداشت و درمان کشور به متخصصان هر حوزه است.
با یکی از متخصصان معترض پوست و مو که نمیخواهد نامی از او برده شود گفتگو داشتهایم.
بحران سلامت با ورود پزشکان عمومی به بازار پرسود زیبایی
این متخصص پوست و مو با بیان اینکه «مردم نمیدانند پشت پرده تبلیغات گسترده پوست ومو وزیبایی چیست»، به جامعه ۲۴ میگوید: «در گذشته رشته تخصصی پوست وجود داشت که شامل بیماریهای پوستی، بیماریهای عفونی و بیماریهای مقاربتی و ... میشد. بعد از چند سال حوزه زیبایی مانند جوانسازی و... هم وارد این حوزه شد و بعد هم تبدیل به یک صنعت بزرگ شد، اما تمام این اتفاقات در دنیا به شیوه کاملا علمی رخ داد.
اولین موادی که برای این موضوع وارد کشور شد بوتاکس بود که ماده آن موسوم به بوتوکس ابتدا تنها جنبه درمانی برای میگرن و... داشت، اما بعدها متوجه شدند که میتوانند برای زیبایی هم از آن استفاده کنند. این حوزه مرتب گسترده شد و در نهایت دستگاههای لیزر وارد شد. وقتی همه اینها وارد رشته پوست شد به تدریج سایر رشتههای پزشکی بهویژه پزشکان عمومی پا به این عرصه گذاشتند و از بوتاکس و چنین مواردی کار خود را شروع کردند. در گذشته به این دلیل که اولین مرحله درمان مراجعه به پزشک عمومی است روی تابلوی این افراد نوشته میشد پوست، داخلی و اطفال. اما این سفره مرتب باز شد و با واردات گسترده محصولات زیبایی کار از کرم و بوتاکس گذشت و به لیزر و تزریق و... کشیده شد.
در این بین شرکتهای وارد کننده این محصولات متوجه شدند که اگر محصولات خود را تنها به متخصصان پوست بفروشند، فروش زیادی نخواهند داشت بنابراین شروع کردند آموزش دادن موارد اولیه در کارگاههای چند ساعته در حالی که آنچه آموزش میدادند نیاز به پشتوانه علمی بسیار قوی داشت. ابتدا پزشکان عمومی به یکدیگر این موارد را آموزش میدادند، اما امروزه این آموزشها زیر نظر جهاد دانشگاهی و حتی وزارت کار ارائه میشود. ماجرا فسادآلود شد، به این ترتیب که پزشکان یا افراد دیگر تبدیل به سرمایهداران شرکتهای واردکننده محصولات زیبایی شدند، در نتیجه برای افزایش فروش محصولات این پزشکان شروع کردند آموزش دادن موارد مربوط به حوزه تخصص پوست به افراد غیرمتخصص.
به تدریج تمام افراد آموزشدیده وارد حوزه پوست شدند. امروزه نام پزشکان عمومی حذف شده و به جای آن تبدیل شدند به دکترای حرفهای پزشکی با فلوشیپ پوست، مو و زیبایی در حالی که این عناوین جعلی بوده و مردم هم از آن خبر ندارند. مردم با مشاهده عنوان فلوشیپ گمان میکنند پزشک مذکور متخصص یا حتی فوق تخصص پوست است در حالی که این فرد، پزشک عمومی است. این عناوین توسط سازمان نظام پزشکی گسترده شده است چرا که پای سود و تجارت درمیان است. اما حقیقت آن است که پوست هم مانند سایر ارگانهای بدن آناتومی پیچیده دارد، لایههای پوست، سلولهای تشکیل دهنده آن، رگهایی که از پوست رد میشوند هریک نکات و علم خاص خود را دارند. یک متخصص پوست ۴ سال به صورت تخصصی در این حوزه تحصیل میکند، این علم را نمیتوان در یک کارگاه آموخت.
از آنجایی که پزشکان عمومی طی سالیان متوجه شدند که با عنوان پزشک عمومی نمیتوانند مردم را قانع کنند که کار زیبایی و پوست را انجام دهند با همکاری سازمان نظام پزشکی عنوان پزشک عمومی را حذف کرده و تبدیل به دکترای حرفهای پزشکی کردند، اما به عنوان تخصص نیست و معادل کارشناسی ارشد در سایر رشتههاست. این موضوع باعث شده که یک بحران سلامت رخ دهد به این معنی که تمام پزشکان عمومی حتی آنهایی که هنوز فارغالتحصیل نشدهاند به دلیل حجم بالای سود در حوزه پوست و زیبایی به دنبال بازگشایی کلینیک پوست هستند.
بحران سلامت پیش آمده است چرا که از یک طرف به دلیل ندانستن علمی که پشت اقدامات زیبایی انجام میشود برای بسیاری از بیماران عوارض منفی ایجاد میشود که گزارش نمیشود، زیرا این مسائل در نظام پزشکی حل میشود و سیستم ما در نظام پزشکی به شدت فشل است. شاید بیمار یک پزشک متخصص هم دچار عوارضی شود، اما متفاوت است ممکن است بر اساس تفاوتهای بینفردی که متخصص نمیداند مشکلی ایجاد شود، اما وقتی پزشک عمومی بدون تخصص در حوزه پوست اقدامی کند به این معنی است که عوارض پیش آمده برای بیمار قابل اجتناب بوده و اگر فرد متخصص انجام میداد، چون به آناتومی پوست و... آشناست میدانست که چه کاری را انجام دهد یا انجام ندهد. متاسفانه، چون پوست بیرون است همه فکر میکنند کار در این حوزه آسان است در حالی که مثلا درباره دستگاه گوارش فرد غیرمتخصص به خود اجازه فعالیت تخصصی را نمیدهد، درحالی که از نظر پزشکی هم پوست ارگان است و هم دستگاه گوارش.
از سوی دیگر با ورود دستگاههای لیزر به کشور پزشکان عمومی شروع به استفاده از این دستگاه کردند. ابتدا گفتند تنها در رابطه با موهای زائد از این دستگاه استفاده میکنند، اما با ورود دستگاههای جدید با تواناییهای بیشتر این پزشکان به سراغ لکههای پوستی رفتند، در حالی که لکههای پوستی بعد از مباحث بیماریهای عفونی پوست در کتابهای رفرنس ما پیچیدهترین مبحث است. اینکه پزشک بتواند تشخیص بدهد که این لکه، خال، لکه مادرزادی یا سرطان پوست است و براساس آن برای بیمار تصمیمگیری کند بسیار سخت و پیچیده است.
برای من سوال است که با چه جرات و علمی پزشکان عمومی هر لکه پوستی را لیزر میکنند. طی ۲ ماه گذشته ۲ مورد را مشاهده کردم که یکی از آنها مادر یکی از دوستانم بود. میگفت یک خال داشتم که از آن چیزی بیرون زده بود. این فرد به پزشک عمومی در همدان مراجعه میکند او هم میگوید این خال چیزی نیست و آن را میسوزانم. وقتی عکس خال را برای من فرستادند گفتم سریع برای نمونهبرداری اقدام کنند و نهایتا مشخص شد مبتلا به ملانوم پوستی است و چون زود تشخیص داده شد بیمار وارد مراحل اولیه درمان سرطان پوست شد. یعنی من به محض مشاهده عکس پی بردم که نباید این خال را سوزاند یا فریز کرد. اما یک ماه بعد بیماری دیگر به من مراجعه کرد که به صورت نادانسته طی یک سال سرطان پوستش ۴ بار فریز و لیزر شده بود. وقتی بیمار به من رسید عمق سرطانش یک سانتیمتر شده و غدد لنفاوی زیربغل نیز درگیر سرطان شده بود. بیمار ناچار به هزینهکرد میلیاردی شد در حالی که اگر مانند بیماری قبلی سرطانش سریع تشخیص داده میشد ممکن بود در همان مراحل ابتدایی درمان شود.»
(آرایشگاههایی که خدمات پوست و مو انجام میدهند هم آیا میتوانند خطرساز باشند): «موضوع آرایشگاهها یک بحث انحرافی است. هر بار که انجمن پوست به سراغ آرایشگرهایی رفت که از دستگاه لیزر استفاده میکنند و خدمات تخصصی پوستی ارائه میدهند، آرایشگر یک پروانه مطب آورد که نشان دهد یک پزشک عمومی پروانه مطب خود را در اختیار آن قرار داده است و آرایشگاه در این حوزه زیر نظر پزشک مذکور است. این مساله به این دلیل ایجاد شده است که پزشکان نیاز به مجوز کسب تجاری ندارند و اگر پروانه مطب داشته و همسایهها مخالف نباشند میتوانند حتی منزل خود را تبدیل به مطب کنند؛ بنابراین پزشکی که پروانه مطب دارد میتواند آن را در یک آرایشگاه بگذارد بنابراین مشکل اصلی پزشکان عمومی است هرچند که پزشک قانونی و عفونی و ... هم دارند کار پوست میکنند.
فساد در عرصه سلامت
ما خواهان آن هستیم که در سربرگهای پزشکان عمومی مشخص شود که پزشک عمومی هستند و بعد هم در جلساتی مشخص شود که چه نوع اقدامات درمانی را میتوانند انجام بدهند و کدام اقدامات را نمیتوانند. متاسفانه آماری از بیمارانی که در اثر مداخلات غیرتخصصی آسیب پوستی دیدهاند وجود ندارد به ویژه آنکه مردم کمتر درباره پوست نگران میشوند. مثلا فردی ممکن است ابرویش بیفتد، اما نگران نشود و این مساله گزارش نمیشود. از سوی دیگر وقتی این ادله را جمع و به سازمان نظام پزشکی میدهید این سازمان مساله را لاپوشانی میکند چرا که این سازمان بیشتر به دست همین پزشکان عمومی اداره میشود و سود هم در حوزه پوست و زیبایی است.
پول و قدرت فسادزا هستند. قدرت سیستم صنفی پزشکان که نهاد قانونگذاری هم محسوب میشود و پول هم شرکتها هستند این دو با یکدیگر ترکیب شده و سیستمی فسادزا ایجاد کردهاند که به شدت برای سلامت عمومی خطرناک است برخی ما را متهم به انحصارطلبی میکنند در حالی که حقیقت آن است که من دروس مرتبط با پوست و زیبایی را خواندهام و نیازی به انحصار طلبی ندارم.
بحران سلامت ناشی از این رویکرد سازمان پزشکی در اینجا مشخص میشود که مردم وقتی به یک کلینیک مراجعه میکنند برای یک مشکل و لکه پوستی نمیدانند که آیا پزشک عمومی صلاحیت درمان آن لکه را دارد یا نه و آیا درمان مناسبی تجویز میکند؛ این مساله سلامت مردم را به خطر میاندازد. مساله دیگر آن است که در بسیاری از نقاط با کمبود پزشک عمومی مواجه هستیم، زیرا هیچکس دوست ندارد برای کار به مناطق محروم برود، اما در گذشته پزشکان عمومی ناچار بودند کار در این مناطق را بپذیرند به این دلیل که هم پول خوبی میدادند و هم اینکه کار دیگری برایشان نبود مگر اینکه سخت درس میخواند و در یک تخصص تاپ مانند پوست قبول میشد. اما به تدریج راه به نحوی باز شد که پزشکان عمومی که علاقهای به خواندن درس هم نداشتند وارد بازار کار پرسود پوست و زیبایی شوند.
من مدتها پزشک عمومی بودم و در روستاها کار کردم پول هم کم درنمیآورند، اما اینکه یک کلینیک پوست شیک در بالای شهر تهران راهاندازی کنی کجا و اینکه در روستاهای محروم کار کنی و بیماران این مناطق را به عنوان لاین اول درمان ویزیت کنی کجا. در واقع این کار بسیار سخت است و پول سختتر به دست میآید. سوال من این است که آیا مشکل کشور ما زیبایی است که سازمان نظام پزشکی هم و غم خود را گذاشته تا مجوز دایر کردن کلینیکهای زیبایی را به پزشکان عمومی بدهد یا اینکه مشکل بحران کمبود پزشک در مناطق محروم است. چرا به جای اینکار از وزارت بهداشت نمیخواهند که مشوقهای مالی بیشتری را به پزشکان عمومی تخصیص بدهند که برای کار به مناطق محروم میروند؟ در واقع نظام پزشکی باید به فکر حفظ سلامت مردم باشد نه گسترش کلینیکهای زیبایی برای فعالیت پزشکان عمومی.»
(چه مسالهای باعث شد که متخصصان پوست بعد از سالها سکوت به تازگی به این مساله سکوت کنند در حالی که پزشکان عمومی سالهاست که در حوزه پوست و زیبایی فعالیت میکنند؟): «جرقه این اعتراضات از یک نامه زده شد. شخصی به نام دکتر فرقان، مسئول کمیسیونی است که تابلوی مطبها را ساماندهی کرده و مشخص میکنند که چه مواردی را میتوان در مطب انجام داد چه مواردی را نمیشود انجام داد. این فرد نامهای به شورای عالی نظام پزشکی زد مبنی بر اینکه پزشکان عمومی میتوانند این اقدامات را در مطبهایشان انجام دهند. این اقدامات شامل ۳۲ مورد است که ۱۳ مورد آن مربوط به اعمال یا پروسیجرهای بسیار تخصصی و پیچیده پوست و زیبایی بود که متخصصان برای میلیمتر به میلیمتر آن در یک اقدام درمانی بحث میکنند. در این نامه اختیارات گسترده بود و مشخص بود که از متخصصان پوست کمک گرفته نشده است.
پوست یکی از رشتههای تاپ رزیدنتی است و باید یک دانشجوی پزشکی به شدت درسخوان و تاپ باشد تا در این رشته پذیرفته شود. به همین دلیل به همه رزیدنتها برخورد. رزیدنتها میخواستند وارد بازار کار شوند. نباید کار متخصص پوست جمع کردن اشتباهات دیگران باشد. همین مساله باعث شروع اعتراضات شد. در واقع در این همه تبلیغات گمراهکننده بیمار دیگر نمیتواند یک متخصص پوست را پیدا کند. به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم اعتصابی سراسری کنیم. مثلا بیمارستان رازی به دلیل عدم حضور رزیدنتها نیمه تعطیل شد. نکته آن است که تعداد متخصصان پوست کشور کمی بیش از هزار نفر است و ما میخواستیم بگوییم که رشته ما هم علم است مانند هر تخصص دیگری در جهان پزشکی. ما نامههایی خطاب به وزیر بهداشت و سازمان نظام پزشکی ثبت کردیم، اما تنها به ما قول ترتیب اثر داده شد.
روز گذشته هم نامهای از سوی دکتر مصطفی قانعی دبیر شورای آموزش پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت به معاونت درمان نوشته شده است که کمیته تعیین صلاحیتهای سازمان نظام پزشکی حق تعیین صلاحیت فارغالتحصیلان رشته پزشکی را ندارد، اما این نامه ممکن است تاثیر کمی داشته باشد و نظام پزشکی با این نامه مخالفت کند چرا که قوانین ما در این حوزه دچار ضعف بوده و در بسیاری موارد سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت به موازات یکدیگر فعالیت میکنند و هیچیک هم نمیتواند بر دیگری نظارت کند. به همین دلیل هم احتمالا اعتراضاتمان را ادامه میدهیم تا زمانی که مطمئن شویم مصوبه کمیته تعیین صلاحیتها لغو شود. ۲۵ تیر ماه انتخابات سازمان نظام پزشکی است و هر یک از این افراد برای به دست آوردن رای بیشتر سعی میکنند نشان دهند که اقداماتی به نفع پزشکان عمومی انجام دادهاند.»