
میانکاله را میسوزانند
رئیس ذخیرهگاه زیستکره میانکاله: از ابتدای سال ۲۶ آتشسوزی رخ داده و هر ۲۶ مورد عمدی است نیروهای امنیتی به دنبال علت آتشسوزی میانکالهاند
جامعه ۲۴ - یک روز درمیان و گاهی روزی دو بار میانکاله گر میگیرد. دود آتش قبلی نخوابیده، کولهبارشان را برای آتش بعدی بستهاند. حالا یک پنجم مساحت خشکی میانکاله سوخته؛ آن هم جلوی چشم حافظانش. همان ۲۰ نفری که آخر سر هم نفهمیدند که چه کسی جنگل را به آتش میکشد، اما میدانند که عمدی است. عمدی بودن آتش حتی در صحبتهای مسئولان محیط زیست استان مازندران هم تکرار شده، اما تاثیر محسوسی در افزایش نیروها و امکانات نداشته. همه محیطبانان در آمادهباشاند؛ سه ماه است که وضعیت این چنین است. قرار بر ۷۲ ساعت کار و سه روز تعطیلی بود، اما تعطیلی بیمعنی است. ظهر، صبح، نیمهشب؛ هر ساعتی که آتش به میانکاله افتاده، رفتهاند.
انگار بازی موش و گربه است. بازی تلخی است و بهایش را محیطبانان با خون و عرق میپردازند. آتش تازه خاموش شده و تانکر همان میان راه پر میشود؛ برای آتشسوزی بعدی که ممکن است چند دقیقه دیگر باشد. لباسها غرق دوده است و چشمها از دود و آتش و خستگی، خونین رنگ شده. عرق مخلوط شده با خون را با پشت دست از روی پیشانیشان پاک میکنند و آماده میشوند برای ماموریت بعدی.
بیشتر بخوانید: مرگ جنگلهای زاگرس ادامه دارد / هواپیمای آتشنشان ایرانی در ترکیه و آبرسانی با الاغ سهم جنگلهای گرگرفته ایران
تا به پایگاه برسند اقدامات اولیه انجام شده و تانکر خالی شده، دوباره آبگیری میشود. همان لحظه رسیدن به مرکز، تمام تجهیزات بار دیگر سرویس میشود. هنوز خستگی خاموشی قبلی از تن نرفته و میدانند که این قصه دنبالدار است.
برای هر آتشسوزی چند نفر اعزام میشوند؟ جواب به دو عامل بستگی داردِ: وسعت آتش و ظرفیت امکانات. منطقهای که گاهی دو بار در روز آتش میگیرد کل تجهیزاتش یک تراکتور است، یک ماشین و چند موتور. هر چند که به گفته امید کاظمی، یکی از ۲۰ محیطبان منطقه، همین هم اسقاطی است: «تمام زحمت روی دوش ماموران محیط زیست است و اغلب از هیچ جایی کمکی نمیرسد. حتی مشارکت مردمی هم نیست. فقط محیطبانان هستند و ۴ وسیله اسقاطی که مجبوریم با آنها آتش را خاموش کنیم. به اسم آن منطقه بودجه میگیرند، ولی کمکی به ما نمیرسد.» یک هفته قبل، یکی از همین روزها بود که دو بار میانکاله آتش گرفت. یک بار ۶ بعدازظهر در منطقه آزادگان و سه ساعت بعد منطقه دیگری در یولاف. فاصله بین دو محل چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر است و همین مسئله حر منصوری یکی از فعالان محیط زیست را به این باور رسانده که هر دوی این آتشسوزیها کار یک نفر بوده. «من برای عکس با پهباد به منطقه رفته بودم و تصور میکنم که این فرد با موتور اقدام به این کار میکند تا قدرت مانور بهتری داشته باشد.»
با دست خالی آتش را مهار میکنیم
این آتشسوزیهای پیدرپی زخمهای عمیقی بر تن محیطبانان گذاشته است. محیطبان کاظمی میگوید: «تحمل این حجم از فشار برای انسان نیست؛ این دیگر آدم مکانیکی میخواهد. وسیلهها حتی وسط کار خراب میشوند و مجبور میشویم با دست خالی برای خاموش کردن آتش اقدام کنیم. بچهها فشار زیادی رویشان هست، در حدی زخمی میشوند و میسوزند که باید در بیمارستان بستری شوند، اما وقتی منطقه سوخته را میبینند، سوختگی خودشان از یادشان میرود.»
در آتشسوزی ماه قبل، اما یکی از همین محیطبانان تا مرز خفگی پیش رفته بود. «آتش ۶ تا ۷ متر زبانه میکشد، جوری که در فاصله ۵ متری هم بایستی میسوزی. یکی از همکاران ما در همین آتش گیر افتاده بود و با هزار بدبختی توانستیم از مهلکه نجاتش دهیم، اما موقع فرار یکی از وسایل جاماند. به دلیل کمبود امکانات باز مجبور شدیم که با دست خالی برای خاموش کردن آتش اقدام کنیم تا همان وسیله اسقاطی را از آتش در بیاوریم.»
هر ۲۶ آتشسوزی عمدی بود
میانکاله از فروردینماه ۱۴۰۰ تاکنون ۲۶ بار آتش گرفته. علی کلانه، رئیس ذخیرهگاه زیستکره میانکاله که به تازگی به این سمت منصوب شده به «پیامما» میگوید: «هر ۲۶ آتشسوزی عمدی است؛ ما اینجا مشکل رعدوبرق و یا سایر مسائل طبیعی دیگر را نداریم.» علت این همه حریق پیدرپی چیست؟ او میگوید: «نیروهای امنیتی مثل سپاه و اطلاعات و نیروی انتظامی به دنبال جواب هستند. من نمیتوانم هیچ اظهار نظری در این رابطه داشته باشم.»
آنچه مسلم است تعداد حریقهایی که عاملش عمدی خوانده میشود، افزایشی بوده. بنا به اطلاعات سازمان حفاظت از محیط زیست در سال ۹۹ نیز بالغ بر ۱۶ آتشسوزی در این منطقه رخ داده و امسال افزایشی ۶۱ درصدی داشته است.
جهادکشاورزی اقدامی برای خاموش کردن آتش نمیکند
محیط زیست تنها ارگانی بوده که برای خاموش کردن این حریقها پیش قدم شده. کلانه میگوید: «سازمان ما متولی اطفای حریق نیست و وظیفه جهادکشاورزی است. اما در این مدتی که من مدیر هستم، ندیدم حتی یک بار هم جهاد برای خاموش کردن بیاید. به هر حال سازمان ما به صورت فوقالعاده با همین تجهیزات و امکانات اندکی که دارد این کار را انجام داده.» کل نیرو و امکاناتی که این اداره در اختیار دارد، ۲۰ محیطبان است و یک تراکتور به همراه تانکر آب و چند موتور.
هنوز علت آتشسوزیها مشخص نیست و نیروهای امنیتی هم اطلاعاتی در این زمینه منتشر نکردهاند. حر منصوری، اما علت این آتشها را تعارض منافع بین بهرهبرداران میداند. او توضیح میدهد: «تضاد منافع بین بهرهبرداران مجاز و غیرمجاز عامل آتشسوزی است. بهرهبرداران اعم از محیط زیست که آنجا را حفاظت میکند و مردم بومی که آنجا دامداری، زمین کشاورزی و صیدگاه دارند به تعارض خوردند. بین افرادی که آنجا به صورت غیرقانونی ماریجوانا کشت میکنند یا شکار دارند درگیریهایی با محیط زیست به وجود آمده که اخیرا پیچیدهتر شده و به همین دلیل هم آتشسوزیها شدت گرفته است. در طول ده سال گذشته حداقل یک پنجم پناهگاه در قسمت خشکی دچار حریق شده و پوشش گیاهیش از بین رفته است.»
به گفته او تا چند سال پیش افرادی که عامل حریق بودند به سه دسته تقسیم میشدند: «یکی از دلایل حریق انتقام گرفتن از نیروی انتظامی یا محیط زیست به خاطر از بین بردن مزرعه و کشتهای ماریجوانا بودند. این عده وقتی میدیدند نیروی انتظامی یا محیط زیست زمینهای غیرمجاز ماریجوانا را از بین برده، برای انتقام منطقه را آتش میزدند. گاهی هم عاملان حریق صیادان غیرمجازی بودند که کومهشان را محیط زیست تخریب کرده بود. در این مورد بیشتر شروع آتشسوزی از جایی بود که کومه را آتش زدهاند. در گذشتههای دورتر هم آتشافروزان زمینخوارانی بودند که میخواستند ملکشان را توسعه دهند؛ مثلا هزار متر زمین داشتند و با آتش زدن منطقه، زمینشان را در سمتهایی از پناهگاه حیات وحش میانکاله توسعه میدادند. در واقع این افراد انارستانها را میسوزاندند تا زمین را به شکل اراضی کشاورزی درآورند.»
در آتشهای اخیر، اما کمتر این الگوها تکرار شده. کاظمی که هفت، هشت سالی سابقه محیطبانی در میانکاله دارد درباره علت حریقهای اخیر میگوید: «آتشسوزیها تا سالهای قبل غیرعمد و اتفاقی بود، آن هم در حد دو، سه مورد. ولی امسال حجم آتشسوزی خیلی بالا رفته و ۹۹ درصدش هم عمدی است.»
به گفته این محیطبان آتشسورزیها بیشتر در مناطقی رخ داده که پوشش گیاهیشان سازیل و انار است و ارتباطی هم بین مناطق وجود ندارد: «نمیتوانیم بگوییم فردی مساحتی از زمین را آتش زده تا بعدا آن را تملک کند و یا هر دلیل دیگری؛ چرا که این نقاط هیچ ارتباطی با هم ندارند. یک بار ضلع شرقی را و بار دیگر ضلع غربی را آتش زدند. حتی احتمال اینکه آتشافروزان با برنامه این کار را کرده باشند، پایین است. این آتشسوزیها صرفا برخاسته از یک ذهن بیمار است.»
منصوری، اما تاکید دارد که علت آتشسوزی به نحوی انتقام گرفتن از محیط زیست، به دلیل وجود تضاد منافع بین بهرهبرداران است. نتایج نظرسنجی او از بومیان منطقه هم حاکی از نارضایتی مردم منطقه از محیط زیست است؛ به طوری که بومیانی محلی که مالک یک درصد از اراضی هستند حتی حاضر به خاموش کردن آتش نیستند: «مسلم است که تضاد منافع و تعامل نداشتن سازمان محیط زیست با مردم باعث این اتفاق شده و مردم تلاشی برای اطفای حریق و پایان دادن به این خصومت نکردند و این داستان همچنان ادامه دارد.»
با پایین رفتن آب، کنترل این شرایط سختتر از قبل هم شده. به گفته محیطبان کاظمی، مساحتی بالغ بر ۳۰ کیلومتر باز است و افراد به راحتی و بدون هیچ کنترلی وارد این منطقه حفاظتشده میشوند. با پسرفت خلیج منطقه خشکی گستردهتر شده و دست محیط زیست برای کنترل منطقهای به این وسعت بسته است.