کد خبر: ۱۱۲۸۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۴ ۱۹ شهريور ۱۴۰۰
جامعه ۲۴ به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی گزارش می‌دهد؛

خودکشی دختر نوجوان خرم‌آبادی با شلیک گلوله به گلو/ تاثیر اختگی سیاسی و اجتماعی بر افزایش پدیده خودکشی در ایران

سونامی خودکشی در کشور قابل انکار نیست، پدیده‌ای که طی یکی دو سال اخیر حتی در میان جعیت نوجوانان و دانش‌آموزان کشور نیز مشاهده شده است، همچنین حدود یک دهه است که زنان نیز سهمی قابل توجه از خودکشی‌های کشور را به خود اختصاص داده‌اند. جامعه ۲۴ پدیده خودکشی در کشور را مورد بررسی قرار داده است.

خودکشی در ایران

جامعه ۲۴ ، شادی مکی: پنجشنبه هفته گذشته یعنی ۱۱ شهریور ساناز دختری روستایی از توابع خرم‌آباد به بدترین شکل ممکن به زندگی خود پایان داد. (نام کامل دختر و روستای محل سکونت او به دلیل مسائل خانوادگی عنوان نمی‌شود.)

این دختر نوجوان متولد آخرین روز‌های سال ۱۳۸۱ بود، به تازگی در کنکور شرکت کرده و امیدوار بود بتواند به رغم مخالفت‌های برادری که ۴، ۵ سالی از خودش بزرگ‌تر است، در دانشگاه ادامه تحصیل بدهد. پدر با همه بدخلقی‌هایش درباره دانشگاه قول مساعد داده بود و همین موضوع او را دلگرم می‌کرد. اما شرایط استرس‌آور زندگی که می‌توان گفت عامل اصلی آن مشکلات روحی همین پدر همواره عصبانی بود، طومار زندگی او را در هم پیچید و دختر جوان که دیگر تاب تحمل رفتار‌ها و تنش‌های موجود در خانه را نداشت با شلیک گلوله به گلوی خود به زندگی‌اش پایان داد.

یکی از افرادی که با این خانواده آشنایی دارد به خبرنگار جامعه ۲۴ می‌گوید: «این خانواده ۴ فرزند دارد، که ساناز دختر دوم خانواده بود. در این خانواده تنش بسیار بالاست و پدر فردی به شدت عصبی است.»

او ادامه می‌دهد: «دو، سه روز قبل از این ماجرا میان پدر خانواده و پسر بزرگ‌تر درباره مسائل کاری دعوایی رخ می‌دهد، پدر کار سر زدن به بخشی از کشت‌ها را به پسر می‌سپارد و همراه با همسرش به سر زمین می‌رود، اما پسر سرگرم کار خود شده و برای پیگیری کار‌های خودش از خانه بیرون می‌رود.»

با بازگشت پدر و پسر به خانه دوباره دعوا و جر و بحث شروع می‌شود، فردا هم شرایط به همین منوال است و پدر و مادر وقتی از سر زمین به خانه باز می‌گردند متوجه می‌شوند که پسر بزرگتر به کشت‌های دیگر سر نزده است. پدر عادت دارد به محض عصبانیت همسر و فرزندانش را به باد کتک بگیرد، اینبار هم دست به همین کار می‌زند ابتدا آن‌ها را کتک زده و بعد همسرش، را به همراه سازناز و پسر کوچک خانواده وادار می‌کند ساعت یک نیمه شب سراغ آبیاری کشت‌ها بروند، کار تا حدود ساعت چهار، پنج صبح (پنچشنبه) طول می‌کشد، صبح آن روز هم بار دیگر بین پدر و پسر بزرگ‌تر بحث می‌شود، پسر تفنگ پدر را برداشته و می‌خواهد به سراغ کارهایش برود.

در دعوای پدر و پسر، ساناز هم قربانی می‌شود و پدر با دسته تفنگ به پای دختر نوجوان می‌کوبد، با پایان یافتن دعوا پدر برای انجام کاری از خانه بیرون می‌رود، پسر عصبانی هم سوار ماشین شده و با عصبانیت از خانه خارج می‌شود.

زمان ناهار ساناز به اتاق خودش می‌رود و ناهار نمی‌خورد. حدود ساعت ۳ بعدازظهر مادر و پسر کوچکتر آماده انجام آبیاری کشت‌ها می‌شوند. بعد هم به سراغ دختر می‌رود که کار رسیدگی به دام‌ها را به او بسپارد.

به گزارش جامعه ۲۴ ، مادر وقتی در اتاق را باز می‌کند صحنه عجیبی می‌بیند ابتدا بوی باروت را داخل اتاق حس می‌کند و بعد هم مشاهده می‌کند که دختر در حالی که به تعدادی بالش تکیه زده است دراز کشیده و تفنگ هم روی سینه‌اش قرار دارد، مادر متوجه نمی‌شود که فرزند جوانش خودکشی کرده است. به این گمان که دخترک در حال گرفتن عکس با ژست جدید است سر شوخی و خنده را باز می‌کند، اما وقتی پاسخی به شوخی‌اش داده نمی‌شود نگران می‌شود، به سمت دختر رفته و او را تکان می‌دهد کم کم حس می‌کند اتفاق بدی رخ داده با بلند کردن دختر خون از ناحیه سر فرزندش سرازیر می‌شود.

ساعت‌ها ضجه زدن و در آغوش نگهداشتن فرزند بی‌فایده است، ساناز با دنیایی آرزو برای همیشه رفته است دختری که باید مهر ماه رخت دانشگاه به تن می‌کرد به زندگی‌اش پایان می‌دهد تا شاید صدای اعتراضش را پدر همیشه عصبانی و برادر بی‌تفاوت و حق به جانبش بشنوند. این درحالی است که شاید اگر مرجع و نهادی بود که درهمین محیط روستایی پدر خانواده را زودتر به روانشناس ارجاع می‌داد و به سادگی با یک برچسب دیوانه و بی‌اعصاب از کنار رفتار‌های این مرد عبور نمی‌شد امروز دختر زنده بود.

زنانی که خودکشی می‌کنند مورد تهمت قرار می‌گیرند

۳ سال پیش که دختر با نزدیک‌ترین دوستش درد و دل کرد و گفت که از این زندگی پرتنش و تحمل کتک‌های سخت پدرش که نصیب همه اعضای خانواده می‌شود خسته شده و روزی خود را می‌کشد، هیچکس صحبت‌های او را جدی نگرفت. دختر نوجوان دیگر تاب تحمل ضرب و شتم‌های پدر، واسطه‌گری هرباره همسایه و آشنا و حتی گاهی موارد گریه‌های پدر بعد از حمله به اعضای خانواده‌اش را نداشت.

با این حال، اما اگر این تهدید‌های گاه و بیگاه دختر به خودکشی جدی هم گرفته می‌شد نبود خدمات روانشناسی در روستاها، هزینه گزاف روانشناس و روانپزشک و نبود فرهنگ مراجعه به روانشناس و مایه آبروریزی دانستن این اقدام در برخی خانواده‌ها، باعث می‌شد که تغییری در شرایط روحی دختری که اتفاقا در خانواده مسئولیت‌هایی سنگین و نامتناسب با سن و سالش را به دوش می‌کشد ایجاد نشده و خودکشی‌اش را عملی کند.

آشنای این خانواده به جامعه ۲۴ تاکید می‌کند: «متاسفانه خودکشی و به صورت ویژه‌تر خودکشی زنان در استان لرستان و بخصوص مناطق روستایی و عشایری زیاد است. اما نکته تاسف‌آور آن است که در جامعه ما بعد از خودکشی یک زن معمولا درباره او شایعه‌سازی شده و مورد بهتان قرار می‌گیرد به این معنا که مردم سعی می‌کنند علت خودکشی او را به یک ارتباط نامشروع نسبت بدهند، این اتفاق درباره ساناز هم افتاد و یکی از مردان روستای همسایه درباره او گفته بود که این دختر حتما کاری خطا کرده و ارتباطی نامشروع داشته که دست به خودکشی زده و به همین دلیل هم لایق این نیست که مراسم تشییع و سوگواری برایش برگزار شود. در واقع درخصوص خودکشی زنان هیچ کس فکر نمی‌کند که آن‌ها به دلیل فشار‌های روانی و مشکلات زندگی دست به خودکشی می‌زنند و سعی می‌کنند قربانی را مقصر جلوه بدهند.»

تفاوت معناداری میان خودکشی منجر به مرگ در زنان و مردان وجود ندارد

لیلا عنایت‌زاده، فعال حوزه زنان و جمعیت‌شناس درباره علل خودکشی در مناطق مختلف کشور به جامعه ۲۴ می‌گوید: «در سال‌های ۹۱ تا ۹۵ مطالعه‌ای را در شهرستان سقز انجام دادم که نشان می‌داد در این شهرستان ۱۵۸ اقدام به خودکشی در میان مردان و ۸۷۴ اقدام به خودکشی نیز در میان زنان رخ داده است. از این تعداد ۲۹ زن و ۳۰ مرد خودکشی منجر به مرگ داشتند. این آمار نشان داد با وجود تصوری که وجود دارد مبنی بر اینکه خودکشی میان زنان امری جدی نیست و به همین دلیل هم از شیوه‌هایی استفاده می‌کنند که منجر به مرگ نشود، تفاوت معناداری میان مرگ ناشی از خودکشی در میان زنان و مردان وجود ندارد.»

«خودکشی امری فردی نیست و اکثرا تحت تاثیر پدیده‌های جمعی است هرچند که انگیزه‌های فردی هم در ایجاد آن بی‌تاثیر نیست. اما هر زمان که بحران‌های خاصی ایجاد شده، شاهد افزایش خودکشی بوده‌ایم مثلا در زمان کرونا، یا در زمان بروز بحران‌های اقتصادی آمار خودکشی زیاد می‌شود.»

«فشار‌های اجتماعی و اقتصادی و محرک‌های منفی وارد شده بر افراد در کنار عدم موفقیت‌های فردی و حذف محرک‌های خوشایند از عوامل زمینه‌ساز برای بروز پدیده خودکشی است به عنوان مثال در خصوص حذف محرک‌های خوشایند می‌توان به جوامع بسته‌تر کشور اشاره کرد، در چنین جوامعی ایجاد محدودیت برای زنان مانند عدم اجازه برای ادامه تحصیل دختران از سوی خانواده نوعی حذف محرک خوشایند است از سوی دیگر همین فرد با محرک منفی مواجه می‌شود مثلا به زن اجازه خروج از منزل داده نمی‌شود و ... در واقع این موارد متاثر از مولفه‌های فرهنگی است و نمی‌توانیم به خودکشی به صورت تک‌عاملی نگاه کنیم. عوامل این پدیده از جامعه‌ای به جامعه دیگر و از فردی به فرد دیگر متفاوت است.»

«وقتی عواملی مانند سن، قومیت، جنسیت و ... را در نظر بگیریم مشاهده می‌کنیم که عوامل زمینه‌ساز برای خودکشی به شدت متغیر هستند. مثلا در برخی جوامع خودکشی رفتاری زنانه تلقی می‌شود و به همین علت ممکن است که مردان آن جامعه کمتر دست به خودکشی بزنند تا درجامعه برچسب داشتن رفتار زنانه به آنان زده نشود. این مساله می‌تواند در تفاوت میزان خودکشی میان زنان و مردان یک جامعه موثر باشد.»


بیشتر بخوانید: فوت سالانه ۸۰۰ هزار نفر در جهان بر اثر «خودکشی»


عامل جنسیت چگونه بر خودکشی تاثیر می‌گذارد؟

(در برخی مناطق کشور افراد دست به خودکشی‌های خشونت‌بار مانند خودسوزی می‌زنند علت این نوع خودکشی‌ها که معمولا به عنوان خودکشی‌های اعتراضی هم از آن‌ها یاد می‌شود چیست؟): «عامل جنسیت مولفه‌ای موثر در اقدام به خودکشی در میان افراد است. زن یا مردی که به خودکشی‌های خشونت‌بار مانند پریدن از ارتفاع، شلیک به خود یا خودسوزی که دردناک‌ترین شکل خودکشی است دست می‌زند در واقع سعی دارد از دیگری انتقام بگیرد و این را اعلام کند که دیگری باعث شده که من با چنین شرایط خشونت‌باری دست به خودکشی بزنم تا انتقام بگیرم. به عنوان مثال خودکشی و در واقع خودسوزی زنان در ایلام طی سال‌های گذشته آمار چشمگیری را به خود اختصاص داده بود. در شهر سقز هم بار‌ها و بار‌ها شاهد خودکشی و خودسوزی زنان بودیم، اما طی ۲، ۳ سال اخیر به نظر می‌رسد این موارد کمتر شده است.»

«در واقع باید گفت وقتی یک زن قدرت این را نداشته باشد که به لحاظ حقوقی و قضایی تغییری برای بهبود زندگی خود ایجاد کند و مدام به دلیل رفتارهایش مورد انواع انگ‌های اجتماعی و قضاوت‌های منفی قرار بگیرد احتمال خودکشی او افزایش می‌یابد. مثلا زنان در موارد بسیاری نمی‌توانند به راحتی طلاق بگیرند به این دلیل که در یک جامعه مرد سالار با نگاه جنسی یا ناموسی نسبت به خودشان مواجه می‌شوند یا در سیستم قضایی به عنوان مقصر شناخته می‌شوند، بسیاری از زنان به دلیل ترس از انگ اجتماعی و فشار خانوادگی ناشی از طلاق و فشار قضایی که در مسیر طلاق باید تحمل کنند به زندگی با همسری که به دلایل مختلف از او رضایت ندارند ادامه می‌دهند درحالیکه تاب تحمل شرایط را هم ندارند پس در اعتراض به این سیستم وبا اعمال خشونت بر بدن دست به خودکشی اعتراضی می‌زنند.»

«درخصوص مردانی که دست به خودکشی‌های خشن و اعتراضی می‌زنند هم همین شرایط صدق می‌کند. مردی که شغل ندارد، بیمه و حقوقش به موقع و به درستی پرداخت نمی‌شود، مردی که در شرایط و تنگنا‌های وحشتناک اقتصادی قرار داشته و نمی‌تواند برای رسیدن به خواسته‌هایش تشکیل اتحادیه بدهد و تغییری ایجاد کند ممکن است دست به چنین خودکشی‌هایی بزند. در واقع مردی که به احساس مردانگی او خدشه وارد شده ممکن است دست به خودکشی بزند. معمولا در دو صورت مردانگی مرد مورد خدشه قرار می‌گیرد یکی زمانی که نمی‌تواند نیاز‌های اقتصادی خانواده خود را تامین کند و دیگری زمانی که توانایی تامین نیاز جنسی خود را ندارد.»

«متاسفانه ما در ساختاری قرار داریم که دچار اختگی شده‌ایم و قدرت آن را نداریم که سوژگی خود را ابراز کنیم. ما قدرت کنش سیاسی نداریم و از همه چیز بریده شده‌ایم در چنین شرایطی تنها چیزی که می‌ماند بدن است در واقع مردان و زنان هر دو با سلطه و فشار‌های ساختاری مواجهند، اما هریک به شکلی متفاوت.»

(خودکشی فراگیرتر شده و به مناطق مرکزی کشور هم گسترش یافته است. به نظر شما چه مولفه‌هایی این شرایط را رقم زده است؟) «با توجه به فراگیر شدن فشار‌های عمومی می‌توان این مساله را تبیین کرد. به این معنی که فشار‌هایی که قبلا بیشتر در مناطق غربی و مناطق محروم کشور احساس می‌شد امروز عمومی‌تر شده و به سایر مناطق کشور هم گسترش یافته است. ما در دوران کرونا قرار گرفته‌ایم که باعث شده مجموعه‌ای از عوامل مردم را تحت فشار قرار بدهد مانند فشار‌های اقتصادی و فشار‌های ناشی از مرگ عزیزان. ما این فرایند را در میان پزشکان و کادر درمان کشور مشاهده کرده‌ایم. بسیاری از پرستاران و فعالان عرصه پزشکی مواردی از خودکشی را تجربه کرده‌اند که این ناشی از فشار‌های این دوران است. آنطور که شنیده‌ام تنها در یکی از بیمارستان‌های کشور سه، چهار نفر اقدام به خودکشی کرده‌اند، یعنی می‌توان گفت خودکشی‌های منجر به مرگ در میان کادر درمان کشور افزایش یافته است.»

«در مساله خودکشی با دو دسته از عوامل مواجه هستیم، عوامل خطرزا و عوامل حمایتی درونی و بیرونی. عوامل خطرزا در حال حاضر همه‌گیر است و مربوط به نقطه‌ای خاص نیست. از دست دادن کار، فشار اقتصادی و کاهش دستمزد و فشار‌های سیاسی و اجتماعی و ناامیدی از آینده همه جا وجود دارد.»

«از طرف دیگر عوامل حمایتی ما کمرنگ‌تر شده است به این معنا که مثلا امروز دیگر محیط مدرسه را نداریم که مانند یک سوپاپ اطمینان عمل می‌کرد که بچه‌ها می‌توانستند فشار‌های درونی‌شان را آنجا تخلیه کنند این مساله یکی از عوامل زمینه‌ساز خودکشی در جمعیت دانش‌آموزی شد. مثلا در شهر سقز اواخر سال ۹۹ حدود ۵ دانش‌آموز دست به خودکشی زدند که ۳ نفر آن‌ها دختر و ۲ نفر پسر بودند، از این تعداد تنها یک نفر که از طبقه چهارم پایین پریده بود زنده ماند. از سوی دیگر در شرایط کرونایی تعاملات خانوادگی و دوستانه حتی اقدامات خیرخواهانه کمرنگ شد و امید به آینده هم از بین رفته است و افراد نمی‌توانند تنش‌های خود را در فعالیت‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی یا خیرخواهانه تخلیه کنند. فقدان این عوامل حمایتی تحت تاثیر بیماری کرونا در کنار عوامل خطرزا همگی مولفه‌هایی هستند که می‌تواند پدیده خودکشی را پررنگ‌تر کرده و به همه نقاط کشور گسترش دهد.»

(آیا راهکاری برای پیشگیری از خودکشی در کشور وجود دارد؟): «در خصوص عوامل ساختاری مانند افزایش هزینه‌ها، رکود اقتصادی، تورم و ایجاد شغل که از فاکتور‌های مهم در پدیده خودکشی هستند کاری از دست ما ساخته نیست و دولت باید به این موضوع رسیدگی کند، اما از حیث وظیفه فردی اقداماتی می‌توان انجام داد. مشارکت افراد در مجموعه فعالیت‌هایی که می‌تواند به زندگی آن‌ها امید و معنا بدهد می‌تواند راهکاری برای پیشگیری از خودکشی باشد. اگر افراد بتوانند ولو به صورت مجازی و با ورود به شبکه‌های مجازی با یکدیگر در تعامل بوده و آگاه شوند که مشکلاتی که درک می‌کنند مبتلابه افراد دیگری هم هست و با یکدیگر همدردی کنند شاید تا حدودی از تمایل به خودکشی کاسته شود.»

به گزارش جامعه ۲۴ خودکشی در کشور ما دیگر پدیده‌ای عجیب و دور از ذهن نیست. تعداد افرادی که به خودکشی فکر کرده و برای نحوه انجام آن برنامه‌ریزی می‌کنند هم قابل توجه است. شاید فقط باید پژوهشگری باشد تا در خصوص میزان تمایل به خودکشی در میان ایرانیان تحقیق کند. در واقع خودکشی در کشور ما پدیده‌ای رو به رشد بوده و زنگ خطر آن در جامعه ما به صدا در آمده است آنچنانکه چند روز پیش دکتر سید رضا ملکوتی عضو هیئت مدیره جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران در وبیناری در خصوص خودکشی، از افزایش نرخ خودکشی در کشور پرده برداشت و عنوان کرد که میانگین خودکشی در کشور حدود ۷.۲ درصد در هر ۱۰۰ هزار نفر و در برخی استان‌ها ۱۰، ۱۵ و ۲۰ درصد در هر ۱۰۰ هزار نفر است.

او همچنین گفته بود: «آمار خودکشی در استان‌های ایلام، کرمانشاه، لرستان، آذربایجان غربی، کهگیلویه و بویر احمد در چند سال گذشته بالا و اکنون رو به کاهش است و در عین حال این آمار در استان‌های خوزستان و مرکزی در حال افزایش است.»

دیدگاه کاربران
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Canada
|
۱۹ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۳:۰۰
0
1
نبايد اجازه بدين ادمهاي عصبي ازدواج كنند
آخرین اخبار
پربحث ترین
پربازدید ترین
آخرین اخبار