
اصلاح الگوگیری در نوجوانان چگونه و با چه روشی؟
روانشناس بالینی و مشاور خانواده با تاکید بر اینکه تصمیم گیریها و الگوگیریها در سن نوجوانی بر پایه احساسات شکل میگیرد نه تعقل، گفت: اصلاح الگوگیری فرزند، نخست نیازمند گفت و گوی دوستانه یا والد فرزندی است.
جامعه ۲۴، حسن بهرامنی با یادآوری اینکه نوجوانی پلی ارتباطی میان دوران بی خبری کودکی و رسیدن به دوران پر مسوولیت بزرگسالی است، اظهار داشت: نوجوانی و جوانی مرحلهای از زندگی است که هیچ نوع ثبات در آن وجود ندارد، اما در عین حال زیربناها زیرسازی و فرد آماده ورود به جامعه بزرگسالی میشود.
وی افزود: هویت یابی، ویژگی کاملا بارز و متمایز این مقطع سنی نسبت به دورههای سنی دیگر است یعنی نوجوان به دنبال شخصیت و الگویی میگردد تا هویت و منیت خود را بیابد و براساس آن الگوها، در آینده به شخصیتی با ثبات برسد.
تبعیت چند الگویی در بین نوجوانان شایعتر است
بهرامنی با تاکید بر اینکه افرادی که نتوانند در آینده به این ثبات برسند دچار اختلال هویت و اختلالات رفتاری و روانی در ساختار شخصیتی خود میشوند، خاطرنشان کرد: این الگوها ابعاد مختلف دارند و یک فرد به طور کامل الگوی یک نوجوان نمیتواند باشد، زیرا گاهی لباس پوشیدن را از یکی الگو میگیرند، فرم موی سر را از گروهی دیگر تبعیت میکنند و نوع حرف زدن و راه رفتن را از دیگری. در حقیقت هویت یابی اتفاقی است که میتواند از الگوهای متفاوت گرفته شود یا با تبعیت کردن از یک الگو دست یافتنی میشود، اما به طور کلی رواج چند الگویی شایعتر است.
این روانشناس بر این موضوع که الگوگیری از افرادی که به عنوان سلبریتی یا الگوهای عمومی جامعه از آنان نام میبریم، فرایندی است که مربوط به نسل فعلی نیست و در تمام دوران تاریخی نوجوانان و جوانان افرادی را که میدیدند به عنوان الگو انتخاب میکردند؛ تاکید و تصریح کرد: باید توجه داشت نوجوانان و جوانان ما فقط چیزی را میپذیرند که میبینند.
وی توضیح داد: یعنی مقطعی از زندگی و حرکت یا مورد توجه بودن یا مشهور بودن فرد را میبینند و احساس میکنند که این میتواند بهترین الگو برایشان باشد. در واقع یک دید تک بعدی نسبت به این موضوع دارند و همان را به عنوان کل برای خود انتخاب میکنند.
بهرامنی با تاکید بر اینکه نوجوان یا جوان در افکار خود آرمانهایی را ساخته که آن را در این مدلها میبیند به همین دلیل آن الگو را در ذهن برجسته و بزرگ میکند و سعی میکند مطابق با آن رفتار کند، توضیح داد: گاهی فلان خواننده از هیچ چیز به همه چیز رسیده و تلاش و پشتکار داشته تا از کف به اوج برسد این الگویابی مثبت است هرچند داشتن تعادل در همه چیز خوب است.
به گفته این روانشناس بالینی، رواج این الگو برداریها در سایه همکاری رسانهها و استفاده از افراد مطرح در ابعاد ورزشی، هنری، علمی یا سیاسی در برنامهها دست یافتنی است، آنجا که مراکز تبلیغی و رسانهای با انتشار زندگی نامهها و شرح حال و زوایای زندگی این افراد را پررنگ کنند و در اختیار مردم قرار دهند تا انگیزه بیشتری در جوانان ایجاد شود.
وی افزود: چه اشکالی دارد از سلبریتی که در کنکور رتبه تک رقمی گرفته یا ورزشکاری که در کنار ورزش به تحصیلات عالیه رسیده است یا از افرادی مانند پروفسور سمیعیها و مریم میرزاخانیها فیلم و سریال ساخته شود و در اختیار مردم قرار گیرد یا در سیمنارهای انگیزشی از این افراد استفاده شود.
مقاومت و مقابله تند و چکشی والدین با فرزند ممنوع
بهرامنی درباره روش معرفی الگوها از سوی والدین یا رسانه به نوجوان توضیح داد: در نوجوانی چیزی به اسم عقل و منطق نداریم و همه چیز را با عواطف و احساساتی تابع هیجانات و گاه افراط بررسی میکنند یعنی اگر به چیزی علاقمند میشوند در حد اوج آن علاقمند میشوند پس این بعد افراطی را اگر جهت دهی و کنترل کنیم الگوگیری درستی برای نوجوان به ارمغان آورده ایم.
این روانشناس بالینی، با تاکید بر اینکه مقطع سنی نوجوانی مقطع تفکر عقلانی نیست و خانوادهها نمیتوانند با افکار منطقی در مقابل فرزند قرار بگیرند، تصریح کرد: خانوادهها به جای مقاومتها و مقابلههای تند و چکشی باید ببینند فرزندشان در این الگویی که انتخاب کرده دنبال چه چیز میگردد و چه چیزی برایش جذابیت داشته است اگر مطلوب است اجازه بدهند پیروی کند.
وی ادامه داد:، اما اگر منفی است باید دید آن بعد منفی چه حسی در نوجوان تقویت کرده سپس با ارایه الگوهای مشابه و مثبت همان حس را ایجاد کنند بدون اینکه عملکرد منفی در نوجوان تاثیرگذار باشد. پس به جای برخورد چکشی و تند و حذف ناگهانی علاقمندیهای نوجوان، باید دلایل این وابستگی مورد بررسی و تا آنجا که ضرر و زیانی ندارد و افراطی نیست و ابعاد مثبت را دریافت میکند، اجازه ادامه مسیر داده شود، اما زمانی که به انحراف کشیده و افراطی میشود یا الگوهای منفیتر را میگیرد باید الگوی بهتری را جایگزینش کرد.
بیشتر بخوانید: لزوم رصد کودکان در خانوادههای درگیر فقر و اعتیاد
بهرامنی به والدین توصیه کرد: نوجوانان از تعداد بالای فالوورها یا نامتعارف بودن فلان سلبریتی در فضای مجازی به الگوسازی از او میپردازند ضمن اینکه نوجوانی زمان منطق نیست، زیرا منطق متعارفها و الگوها و عرفها را میطلبد، اما احساسات و عواطف الگوهایی نامتعارف را میخواهد؛ الگوهایی که عجیب و غریب و خاص هستند و مطابق میل عمومی جامعه نیستند. پس برای اصلاح الگوگیری فرزند باید نخست با گفت و گوی دوستانه و نه عاقل اندر سفی یا پدر فرزندی، دریافت که چرا نوجوان چنین الگویی را پذیرفته و چه چیزی در این فرد دیده است.
این مشاور خانواده یادآور شد: گفت و گویی که نوجوان در آن فرصت داشته باشد آنچه را که در ذهن دارد یا کمبود ها، خواستهها و نیازهایش را عنوان کند. در این حالت است که والدین میتوانند بفمهند آن الگو چه بخش زندگی نوجوانشان را پررنگ کرده و براساس آن، الگوهای متشابه را ارایه کنند البته ارایه الگوها باید جذابیتهای خاص خود را داشته باشد تا نوجوان احساس کند که میتواند همزادپنداری کند.