
اقتصاد بیمار و شهروندان اتوبوس خواب؛ دو روی یک سکه/ هادی حقشناس: ریشه مشکلات در ناکارآمدی سیستم و سوءمدیریتهاست
هر روز و هر سال باید شاهد و چشمبهراه چهره تازهای از فقر در جامعه باشیم؛ تا دیروز کارتنخواب و گورخواب داشتیم امروز اتوبوسخواب. در کشوری غنی از منابع طبیعی و استراتژیک مشاهده چنین صحنههایی تلخ، شرمآور است.
جامعه ۲۴، نازنین فرزانجو: دنیا ایران را بهعنوان کشوری با منابع بسیار نفت و گاز و معدن و البته ثروتمند میشناسد. کشوری که مدتهاست وضعیت اقتصادی چندان خوبی ندارد و البته این روزها اوضاعش بدتر هم شده است. کالایی نیست که در چند ماه اخیر قیمت آن چندبرابر نشده باشد، گرانی و تورم در کشور بیداد میکند و کمر بسیاری را شکسته است. قیمت خانه و اجاره آن در چند ماه گذشته چنان بالا رفته است که داشتن خانه و سرپناه برای بسیاری به رویا بدل شده است. شنیدهها حاکی از آن است که میزان مراجعه به گرمخانهها امروز به همین دلیل بسیار بیشتر شده است.
بیسرپناهی در جامعه ما داستان امروز و دیروز نیست، چه تفاوتی دارد که نامش گورخوابی باشد یا پشتبامخوابی و اتوبوسخوابی؛ نام همه یکیست؛ بیسرپناهی. نمیتوان گفت برای جامعهای که داشتن سرپناه برای اعضایش تبدیل به رویا و سرپناه مناسب تبدیل به سراب شده است اتوبوسخوابی پدیدهای عجیب و تازه است. صحنههای بیسرپناهی شهروندان و کز کردن در هر گوشهای از شهر دردآور است و تنها یادآور این نکته که از بیخانمانی تا اتوبوسخوابی، کارتنخوابی و گورخوابی و مانند آن راهی نیست.
به گزارش جامعه ۲۴ ، هزینه اجاره مسکن این روزها بهگونهای بالا رفته است که بسیاری از شهروندان توان پرداخت آن را ندارند تا جایی که امروز شاهد افزایش پدیدههایی مانند اتوبوسخوابی هستیم. چند روز پیش رسانهها خبری منتشر کردند که نشان میداد کودک و مادری بیسرپناه ناچار بودند هر ۴۵ دقیقه بیدار شوند و جای خود را از یک اتوبوس به اتوبوس دیگر تغییر دهند.
افزایش آسیبهای اجتماعی و فقر در جامعه نگرانکننده است، اما باز هم گویی گوش مسئولین از رخدادها و پدیدههایی اینچنینی پر است و تصمیمی عملیاتی برای زدودن چهره فقر از جامعه ندارند. البته گاهی هم اظهارنظرهای پراکنده همیشگی را میشنویم که دردی از مردم دوا نکرده و نمیکند. روشن است که یکی از دلایل مهم نداشتن سرپناه و بیخانمانی، فقر است، اما بهنظر میرسد عوامل دیگری هم در این موضوع دخیلند که از فقر اهمیت بیشتری دارند و آن نبود زیرساختهای اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای عمومیست که ماموریت و وظیفه خود را مبارزه با فقر و بالابردن رفاه اجتماعی تعریف کردهاند.
بیسرپناهی از عوارض اقتصاد بیمار
هادی حقشناس، نماینده پیشین مجلس و کارشناس امور اقتصادی درباره افزایش فقر و افراد بیسرپناه در کشور به جامعه ۲۴ میگوید: هنگامیکه رشد اقتصادی متناسب با ظرفیت اقتصاد نباشد و شاهد تورم دو رقمی در کشور آن هم برای درازمدت باشیم به همین اوضاعی که امروز داریم میرسیم. چه این مسائل را به تحریمها یا کرونا و یا هر دلیل دیگری ربط دهیم بههر روی شرایط همین است. در چنین وضعیتی اقتصاد هرگز نمیتواند زایش داشته باشد به این معنی که کالا، خدمت و اشتغال نمیتواند تولید داشته باشد. در چنین وضعیتی بخشی از جامعه نمیتوانند شغل و درآمد مناسب داشته باشند بنابراین نمیتوانند برای خود خانه و سرپناهی فراهم کنند اینگونه است که شاهد کارتنخوابی و اتوبوسخوابی و مانند آن هستیم.
او ادامه میدهد: مسلم است کسانیکه امروز اتوبوسخوابند شغلی ندارند و یا اگر شغلی هم دارند درآمدشان بهاندازهای نیست که بتوانند از عهده هزینههای داشتن یک سرپناه و خانه برآیند. اینگونه نیست که کسی شغل و درآمد مناسب داشته باشد و نخواهد برای خود خانه و سرپناهی داشته باشد. تمامی این موارد جز عوارض اقتصادهای بیمار و توسعهنیافته است.
به گزارش جامعه ۲۴، میتوان برای انجام ندادن هر کاری بهانههای گوناگون آورد؛ میتوان همواره گناه را بر گردن تحریم و امروز کرونا و فردا مورد دیگری انداخت، اما در این میان تکلیف مردم در جامعهای این چنینی چیست؟ پاسخ فشار روانی و استرسی افرادی که نگران از دستدادن سرپناه امروز خود هستند را چه کسی میدهد؟ چه کسی میداند کودکی که در طول شب در اتوبوس میخوابد و بارها و بارها ناچار است بیدار شود تا اتوبوسش را عوض کند در آینده دچار چه آسیبهای روحی و روانیای میشود؟ آیا هر چه گناه است برسر تحریمهاست؟ در این میان ناکارآمدی دول گوناگون هیچ نقشی در بهوجودآوردن این وضعیت ندارد؟
حقشناس میگوید: اقتصاد ایران را باید به بیماری سرماخوردگی تشبیه کرد؛ هنگامیکه بدن شما سالم است و هیچ مشکلی ندارد با سرماخوردگی از پا نمیافتید البته اگر از همان ابتدا درصدد درمان باشید، اما اگر از کنار آن بدون توجه عبور کنید حتما شما را زمین خواهد زد. اقتصاد ایران یک بار در سال ۹۱ تحریم را تجربه کرد که البته رفع شد و بار دیگر از سال ۹۷ تا هم اکنون زیر بار این وضعیت است، هنگامیکه این روند طولانی میشود شاهد آثار زیانبار آن در جامعه هستیم. بهراستی دلیل کسری بودجه امسال چیست؟ آیا چیزی جز تحقق پیدانکردن تعهدات نفتی است؟ رشد اقتصادی دهه گذشته چه اندازه بوده است؟ نزدیک به صفر.
بیشتر بخوانید: روایتی از مسافران بامدادی اتوبوسهای تندرو
این کارشناس اقتصادی تصریح میکند: نمیخواهم مسئولیت تمامی مشکلات کشور را بر گردن تحریمها بنهم، اما بههرروی تحریمها نقش بسیار مهمی دارند. ایران در نیمی از سالهای دهه ۹۰ در تحریم بوده است این به چه معنیست؟ یعنی صادرات و واردات کشور با اخلال روبهرو شده است و این موضوع چه حجمی از تولید ناخالص ملی شما را تشکیل میدهد؟ در برخی سالها تا یک سوم. هنگامیکه یک سوم از توان اقتصادی کشور تحلیل میرود طبیعیست که باید شاهد چنین وضعیتی هم باشیم. البته همانگونه که اشاره کردید تمام مشکلات برگردن تحریمها نیست. در این میان کرونا را نباید نادیده گرفت چنانکه بسیاری از کشورهای دنیا تورم و بیکاری بیسابقهای را تجربه کردند و رشد اقتصادی دنیا منفی شد.
او ادامه میدهد: در کنار تحریم و کرونا نباید سوءمدیریتها و ناکارآمدی بخشهای گوناگون کشور در دولتهای مختلف را نادیده گرفت. اینکه اقتصاد کشور به کارتنخوابی رسیده است دلایل گوناگونی دارد که به چند مورد آن اشاره کردیم که هر یک در بهوجودآوردن این مشکلات و اوضاع سهم و نقشی دارند. امروز به ترکیه که تحریم نیست و با دنیا هم مشکلی ندارد نگاه کنید که با اندکی تغییر در نرخ بهره کشورش دچار چه بحرانی در مورد ارزش پول خود شد. این وضعیت را با اقتصاد ایران مقایسه کنید که مدام درحال دگرگونی در نرخ بهره و ارز و سرمایهگذاری هستیم.
راهکار چیست؟
استاندار پیشین گلستان در مورد راه برونرفت از این وضعیت میگوید: دلیل ناکارآمدی و بهرهوری پایین اقتصاد در ایران چیست؟ چرا در کشور شاهد جذب سرمایه نیستیم؟ چرا امروز شاهد بحران آب و خاک و صندوقهای بازنشستگی و هزاران مورد دیگر هستیم؟ آیا دلایل تمامی اینها چیزی جز ناکارآمدی سیستم کنونی و سوءمدیریتهاست؟ تا هنگامیکه تمامی این عوامل از میان برداشته نشود شاهد هیچگونه برونرفتی از این وضع نخواهیم بود.
به گزارش جامعه ۲۴، از سوی دیگر دولتهای قبلی برای حل معضل مسکن در حاشیه کلانشهرها دست به ساخت خانههایی زدهاند که معمولا گره از مشکلات جامعه و مردم باز نکرده که هیچ، بر مشکلات حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی نیز افزوده است. بهراستی این قبیل اقدامات تا چه اندازه میتواند راهگشا باشد؟
به باور این کارشناس اقتصادی این کار شدنیست، اما نیازمند کار و تلاش فراوان است. برای نمونه در تمام دنیا مرسوم است که شهرداریها برای افرادی که خانه و سرپناهی ندارند در حاشیههای شهرها خانههایی موقتی درنظر میگیرد تا آنها برای مدتی و تا هنگامیکه به ثبات اقتصادی برسند در آنجا سکنی گزینند. اگر در ایران هم وضع به همین شکل بود میتوانست کارایی داشته باشد، اما اگر طرح مانند مسکن مهر باشد که ساخت دو میلیون خانه ۱۶ سال به درازا کشید هرگز نمیتواند راه به جایی برد، اتفاقا بر مشکلات کشور هم میافزاید چنانکه در تمامی این سالها شاهد چنین مسالهای بودهایم.
حق شناس میگوید: شاید در برخی مواقع مداخله دولتها بهعنوان مسکن عمل کند و مشکلی حل شود، اما مسلم است که این مسکن راهکاری دائمی نخواهد بود و پس از مدتی اثر خود را از دست خواهد داد بنابراین ما باید بهدنبال راهکاری عملیاتی و ریشهای باشیم. تا هنگامیکه سیاستهای پولی و مالی کشور اصلاح نشود بخش واقعی اقتصادی نمیتواند به ذیل برگردد تا هنگامیکه به هر دلیلی بودجه کشور را با کسری میبندید و برای جبران آن از پول پرقدرت استفاده میکنید که به رشد نقدینگی دو رقمی و تورم ۴۰ درصدی تبدیل میشود و در چنین وضعیتی کمتر کاری درست و اقتصادیست و توجیه خردمندانه دارد.