
سالخوردگی جمعیت ایران، علتها و چالشها
سالخوردگی جمعیت ایران طی ۲ تا ۳ دهه آینده رخ میدهد، اتفاقی که میتواند عواقبی تلخ را برای آینده ایران به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی رقم زند. پدیده سالخوردگی جمعیت ایران عللی دارد که باید طی یک برنامهریزی بلند مدت و کارشناسی شده حل و فصل شود.
جامعه ۲۴ ، شادی مکی: جمعیت ایران طی ۲ تا ۳ دهه آینده پیر میشود؛ خبری که بارها و بارها درباره آن شنیدهایم، حدود یک دهه است که آهنگ رشد جمعیت در ایران سیری نزولی یافته است به زبان ساده این موضوع به معنای کاهش تعداد موالید نسبت به مرگو میرها و البته مهاجرتهاست، روندی که با شیوع کرونا و افزایش مرگ و میرها در کشور از یک سو و کاهش فرزندآوری و جایگزینی افراد جدید به ازای از دنیارفتهها از سوی دیگر سیر صودی به خودگرفت و شتاب سالمندی جمعیت کشور را بیشتر کرد.
کاهش نرخ رشد جمعیت تا آنجا پیش رفت که سال گذشته میزان این نرخ به کمتر از یک درصد یعنی ۶ دهم درصد رسید، این میزان کاهش به معنای افول جمعیتی است، مسالهای که باعث شد دکتر محمد اسماعیل اکبری، مشاور عالی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پیشبینی کند که نرخ رشد جمعیت کشور در سالهای نه چندان دور به صفر میرسد. از سوی دیگر گفته میشود که تا سال ۱۴۳۰ جمعیت ایران سالخورده و پیرخواهد شد.
در حال حاضر بیشترین گروه جمعیتی ایران در سن ۱۵ تا ۶۴ سال قرار دارند و چون در سن فعالیت هستند به آنها پنجره جمعیتی گفته میشود به عبارت دیگر اگر این گروه به بهرهدهی اقتصادی برسند به آن میگویند فرصت اقتصادی که کشورهای جنوب شرق آسیا مانند سنگاپور و چین در سایه این فرصت جمعیتی توانستند به رشد بالای اقتصادی برسند؛ بنابراین کاهش و پیرشدن جمعیت ایران به معنای آن است که طی دهههای آینده ما فرصت لازم برای رشد اقتصادی را با توجه به کاهش رشد جمعیت نخواهیم داشت مسالهای که باعث میشود برخی متخصصین نسبت به اجبار کشور برای استفاده از نیروی کار خارجی در جایگاهها و مشاغل مختلف هشدار بدهند.
کاهش موالید معمولا به سه علت رخ میدهد؛ کاهش ازدواج، کاهش فرزندآوری و مرگ و میر بالای نوزادان. مورد آخر، اما سالهاست که در ایران ریشهکن شده و نوزادان ایرانی سالم متولد شده و رشد میکنند؛ بنابراین کاهش نرخ جمعیت در ایران را باید ناشی از کاهش ازدواج و فرزندآوری دانست موضوعی که هر دوی آنها علل و عواملی قابل تامل داشته و دولتها نیز تا کنون برای رفع آن چارهاندیشی نکردهاند.
تنگناهای اقتصادی در ایران چنان گریبان مردم را گرفته است که شروع زندگی مشترک و ادامه آن را با چالش جدی مواجه کرده است، مسالهای که حتی ارائه وامهای چند ده میلیون تومانی به افرادی که قصد شروع زندگی مشترک را دارند نیز نتوانسته از شدت و حدت آن بکاهد. همین مشکلات اقتصادی نیز باعث شده زوجینی که ریسک ازدواج را پذیرفتهاند، علاقه خود را به فرزندآوری از دست بدهند چرا که هیچ آیندهای برای فرزند خود در جامعهای دست به گریبان با انواع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نمیبینند و حتی نمیتوانند از این موضوع اطمینان خاطر داشته باشند که فرزندشان با موفقیت و در سلامت روان دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر خواهد گذاشت.
نسل آینده خود را در برابر آینده فرزندانشان مسئول دانسته و از اینکه نسلی ایجاد کنند که در آینده مصائب آنها را بار دیگر تجربه کرده و با بیکاری، فقر و کمبود امکانات و نبود نشاط فردی و اجتماعی مواجه شوند در هراسند. همین شرایط کافی است که افراد در سن ازدواج و باروری و بهویژه قشر تحصیلکرده در مواجهه با فرزندآوری دچار تردید شوند. از سوی دیگر متخصصان معتقدند نداشتن فرزند ناشی از محافظهکاری والدین هم هست، چراکه هر قدر ازدواج دیرتر رخ دهد به همان نسبت شرایط سختتر شده و مساله فرزندآوری هم سخت میشود.
برای حل مشکل جمعیت، نمایندگان مجلس یازدهم دو اقدام عجیب انجام دادند یکی در نظر گرفتن وام ۷۰ میلیونی با بازپرداخت طولانی مدت برای زوجینی که سومین فرزند خود را به دنیا بیاورند و دیگری تدوین طرحی با عنوان جوانی جمعیت و فرزندآوری.
بیشتر بخوانید: تهران در حال زنانه و پیر شدن است
این هر دو طرح با مشکلات زیادی همراه بود؛ چه آنکه خانوادهای با ۳ فرزند وقتی نیازمند ۷۰ میلیون تومان پول وام برای گذراندن زندگی است چگونه میتواند از عهده باقی هزینههای سخت زندگی برآید و چرا باید برای همین ۷۰ میلیون تومان فرزند دیگری را با هزینههای سرسامآور به دنیا آورد.
طرح جوانی جمعیت و فرزندآوری نیز مشکلی بزرگ داشت. در این طرح برای افزایش جمعیت موضوع غربالگری جنین به نوعی حذف و شرایط سقطهای درمانی به شدت سخت شده بود. مسالهای که نشان میداد تدوینکنندگان این طرح به کمیت جمعیت بیش از کیفیت آن توجه کردهاند و برای افزایش تعداد موالید حاضرند فرزندانی با معلولیتهای شدید ژنتیکی متولد شوند درحالیکه خانوادههای آنها با مشکلات عدیده درمانی، آموزشی و اقتصادی مواجه خواهند شد و این افراد در آینده تبدیل به بزرگسالانی پر هزینه برای دولت و خانواده خواهند بود. این درحالی است که افراد دارای معلولیت در شرایط فعلی نیز از امکانات و حمایتهای لازم اجتماعی و بهرهمندی از زیرساختهای شهری و مناسب شرایطشان محرومند.
درحقیقت اگرچه فرزندآوری راه حلی مناسب برای حل مشکلات مرتبط با ساختار جمعیت و پیری آن در سالهای آینده است، اما پیش از تشویق مردم به ازدواج و فرزندآوری ضروری است به آنها اطمینان خاطر داده شود که فرزندانشان در شرایط مناسبی زندگی کرده و از نظر اشتغال و نیازهای اول زندگی تجربهای بهتر خواهند داشت. نمیتوان نسلی را که برای تامین زندگی خود تجربهای تلخ را پشت سرگذاشته و چه بسا که همچنان با این تجربه دست و پنجه نرم میکند به سوی داشتن فرزند و تشکیل خانواده سوق داد مگر با ایجاد شرایط امن زندگی نه در شعار که در عمل.