
سیلاب و رو آمدن مینهای مدفون دوران جنگ
بعد از بارندگیهای شدید روزهای گذشته، مهمات مدفونشده در اعماق خاک بر اثر سیلاب نمایان شدهاند»؛ این را رئیس اداره حفاظت محیط زیست سرپلذهاب گفته است. همان شهری که در طول هشت سال جنگ ایران با عراق، بیش از ۵۰ بار هدف آتش توپخانه و بمباران هواپیماهای ارتش دشمن قرار گرفت.
جامعه ۲۴- ۱۱۲ مرد جوان و پیر هیچوقت از پشت آن سنگرها به خانه برنگشتند و ۳۶۹ نفر دیگر مجروح شدند. همان شهری که بر اثر همین جنگ، ششهزارو ۵۰۰ واحد شهری، ۲۱۲ روستا با هشت هزار واحد روستاییاش تخریب شدند و هفتهزارو ۹۷۶ فقره خسارت کشاورزی را نیز متحمل شد.
شهری در غربیترین نقطه استان کرمانشاه که بعد از گذشت بیش از چهار دهه از جنگ هنوز فاصله زیادی با استانداردهای واقعی یک شهر دارد، زلزله در سالهای اخیر امانش را بریده و وضعیت اشتغالش تعریفی نیست. اما همه اینها یک طرف، مینهای جنگی بازمانده از دوران جنگ ایران و عراق یک طرف دیگر؛ مینهایی که با هر سیلاب از عمق زمین به سطح میآیند تا تلفاتی جدید به جا بگذارند.
بیشتر بخوانید: وضعیت وخیم نوجوانان قربانی انفجار مین
جنگ برای آنها که درگیرش هستند، هیچ وقت تمام نمیشود
فیلم «Da ۵ blood» را دیدهاید؟ پنج همخون، درباره چهار سرباز کهنهکار آمریکایی-آفریقایی تبار است که به کشور ویتنام بازمیگردند تا بقایای جسد رئیس جوخه خود را پیدا کنند، اما در جنگلهای آمازون یک نفرشان در حال حرکت، پایش را جایی میگذارد که نباید؛ روی مین. هِیدی، دختر جوانی که عضو داوطلب گروه کشف و خنثیکردن مین است، درباره جنگ و عاقبتش میگوید: «جنگ برای اونایی که درگیرشن هیچوقت تموم نمیشه؛ مثل مینهایی که صد سال پیش تو زمین جاساز شدن». حق با هیدی بود. از ویتنام تا سرپلذهاب، جنگ برای آنهایی که درگیرش هستند، تمام نمیشود. گواهش هم آخرین اظهارنظری که درباره خطرات مین در این شهر مطرح شده است.
کیانوش احسانیپور، رئیس اداره حفاظت محیط زیست سرپلذهاب، به مردم این شهر هشدار داد: مردم از حضور در مناطق حفاظتشده خودداری کنند؛ زیرا بعد از بارندگیهای شدید روزهای گذشته، مهمات مدفونشده در اعماق خاک بر اثر سیلاب نمایان میشوند. افراد در برخورد با اینگونه مهمات عملنکرده از دستکاری آن خودداری کرده و موضوع را برای خنثیسازی و جلوگیری از بروز حوادث جبرانناپذیر به نیروهای نظامی مستقر در منطقه گزارش دهند. دشت قراویز در شهرستان سرپلذهاب با مساحت سههزارو ۸۰۰ هکتار یکی از مناطق بکر و از منحصربهفردترین زیستگاههای آهوان ایرانی و برخی از گونههای متنوع جانوری در کشور و منطقه غرب است.
از مجموع ۴۸ کیلومتر نوار مرزی این شهر در غرب کرمانشاه با کشور عراق، ۱۵ کیلومتر از نوار مرزی در جوار روستاهای قلمه، بیشکان، هاوان و باویسی از توابع این شهرستان، آلوده به مین و مهمات عملنکرده از دوران جنگ است و با گذشت سالها از پایان جنگ، مرزنشینان مناطق غربی استان کرمانشاه مانند ساکنان سایر مناطق مرزی همچنان قربانی مینهای خاموش و انفجار مهمات عملنکرده هستند. اگرچه در سال ۹۱ جشن پاکسازی ۷۰۰ هزار هکتار از زمینهای آلوده به مین این استان با حضور مسئولان برگزار شد، اما از آن زمان تاکنون چندین مورد برخورد خودرو یا انسان با مینهای باقیمانده از زمان جنگ مشاهده شده است.
رضا، علی و عثمان؛ پایانی بر قربانیان مین نیست؟
همین یک ماه پیش بود که امیررضای ۱۰ساله در دهلران جانش را به خاطر همین مینها از دست داد؛ کودکی که هنوز چیزی از جنگ ۴۰ سال پیش شاید نشینده بود، فرصت زندگی پیدا نکرد. لیلا علیکرمی، وکیل دادگستری، دراینباره به «شرق» میگوید: علاوه بر کشف این ادوات، در یک ماه گذشته هفت شهروند ایرانی قربانی ادوات منفجرنشده باقیمانده از جنگی شدهاند که سالها پیش تمام شده است. اوایل دیماه بود که امیررضا، کودک ۱۰ساله از عشایر کوچرو در منطقه مرزی اطراف ابوغویر شهرستان دهلران هنگام چرای احشام بر اثر اصابت ترکش حاصل از انفجار شیء انفجاری باقیمانده از جنگ به سینهاش جان سپرد.
دو روز بعد از این اتفاق علی اسدی ۴۸ساله که او هم از عشایر کوچرو است، در منطقه چمهندی شهرستان دهلران دچار حادثه شد. شانزدهم دیماه چهار نوجوان در رده سنی ۱۲ تا ۱۵ سال در حین چرای دام در منطقه کنجانچم بایچرمگ مهران بر اثر انفجار مین مصدوم شدند. تنها به فاصله دو روز انفجار مینی دیگر در منطقه مرزی شوشمی، موجب آسیب شدید پای چپ یک کولبر به نام عثمان محمدی ۴۰ساله، اهل روستای حشمر شهرستان ثلاث باباجانی شد. این اتفاقات پیاپی این سؤال را به ذهن متبادر میکند که چند سال دیگر باید بگذرد و چند شهروند دیگر باید قربانی شوند تا مسئولان چارهای اساسی برای ریشهکنکردن مینهای زمینی و مهمات عملنکرده پیدا کنند؟
او اصل پاکسازی مین در کشور را مورد نقد قرار میدهد: سؤال اساسی دیگر این است که اگر پاکسازی بهطور صحیح صورت گرفته بود، آیا همچنان بعد از گذشت سه دهه از اتمام جنگ شاهد حوادث ناشی از انفجار مین و مهمات عملنکرده در دل خاک بودیم؟بنا بر نظر کارشناسان، متأسفانه در برخی موارد پاکسازیها با دقت و بهطور اصولی و صحیح صورت نگرفته است. همچنین کنترل و بازبینی کیفی بعد از اتمام پاکسازی انجام نشده است. از اینرو میتوان گفت ضعف مدیریت و برنامهریزی در امر پاکسازی، پاکسازی غیراصولی و نبود نظارت کافی و کنترل کیفی بعد از اتمام پاکسازی ازجمله عوامل دخیل در ادامه تلفات در مناطق پاکسازیشده است.
اینها در شرایطی است که قانون هم حمایتی از خانوادههای قربانی نمیکند: متأسفانه قوانین هم در زمینه جبران خسارت و حمایت از مصدومان مین و مهمات عملنکرده و خانواده قربانیان دچار ضعف است. قانونی در سال ۱۳۷۲ برای رسیدگی به پروندههای افرادی که بر اثر انفجار مین یا سایر ادوات منفجرنشده باقیمانده از دوران جنگ جان خود را از دست داده یا زخمی میشوند، تصویب شد. طبق این قانون که چندین بار نیز اصلاح شده است، کمیسیونی موسوم به کمیسیون ماده ۲ فرمانداریها مسئول رسیدگی به وضعیت قربانیان و جبران خسارت جانی و جسمی برای آنهاست. رسیدگی به این صورت است که بعد از وقوع حادثه نیروهای مربوطه مدارک مرتبط با زمان سانحه را جمعآوری کرده و به بنیاد شهید و امور ایثارگران تحویل میدهند.
بنیاد شهید اگر مدارک را کامل بداند، آنها را به فرمانداریها ارسال میکند تا در کمیسیون ماده ۲ مورد بررسی قرار گیرند. در واقع از این زمان به بعد است که مشکلات قربانیان یا خانواده افرادی که کشته شدهاند، آغاز میشود. این کمیسیونها با حضور نمایندگان نهادهای دولتی ازجمله بنیاد شهید که خود طرف دعوی است، غالبا در تشخیص افراد بهعنوان شهید یا جانباز تعلل میکنند. با وجود اینکه مطابق قانون، کمیسیونهای ماده ۲ باید در یک بازه زمانی معین تصمیمگیری کنند، اما کمیسیونها به بهانه تکمیلنشدن مدارک، مدت مدیدی پروندهها را معطل میگذارند.
آنهم درحالیکه بخش اعظم این قربانیان از دهکهای کمدرآمد جامعه هستند: قربانیان که اکثرا از خانوادههای آسیبپذیر جامعه نیز هستند، سالها به دنبال تکمیل مدارک و احقاق حق از این نهاد به سازمانی دیگر پاسکاری میشوند. از آنجایی که تصمیمی هم درخصوص پرونده آنها اتخاذ نشده، مرجعی هم برای اعتراض نیست.
در بسیاری از موارد شاهد بودهایم که پس از تشکیل پرونده، در نهایت کمیسیونها در نبود نماینده قانونی قربانیان، تصمیم میگیرند این افراد تحت حمایت کمیته امداد یا بهزیستی قرار گیرند. در این صورت فرد به جای دریافت حقوق قانونی خود از بنیاد شهید، مستمری بسیار ناچیزی از این دو نهاد دریافت میکند. چالش دیگر بر سر احقاق حق قربانیان مین آن است که حتی اگر کمیسیون هم رأیی صادر کند، مبنی بر اینکه فرد تحت پوشش بنیاد شهید قرار بگیرد، بنیاد به شیوههای مختلف در اجرای تصمیم کمیسیون تعلل میکند و راهی هم برای اجبار بنیاد به اجرای تصمیم کمیسیون وجود ندارد. مسئله دیگر آنکه رأی کمیسیون قابل تجدیدنظر نیست و تنها راه قانونی بهچالشکشیدن تصمیم کمیسیون از دیوان عدالت اداری میگذرد.
مردم محلی باید درباره نحوه برخورد با مین آموزش مستمر ببینند
در پی اظهارنظر درباره کشف ادوات منفجرنشده باقیمانده از جنگ، رئیس اداره حفاظت محیط زیست سرپلذهاب به امر دیگری نیز اشاره کرد که باید بهطوری جدی به آن پرداخته شود. او گفت: افراد در برخورد با اینگونه مهمات عملنکرده از دستکاری آن خودداری کرده و موضوع را برای خنثیسازی و جلوگیری از بروز حوادث جبرانناپذیر به نیروهای نظامی مستقر در منطقه گزارش دهند. این هشدار بار دیگر اهمیت امر آموزش و آگاهی از خطرات مین را گوشزد میکند. علیکرمی دراینباره میگوید: ایران دومین کشور آلوده به مین در جهان است، اما هنوز بسیاری از مردم کشور از این موضوع بیخبر هستند. با وجود اقدامات و آموزشهای صورتگرفته، هنوز هم بسیاری از مردم ساکن مناطق آلوده بهدرستی از خطر مینهای زمینی و سایر ادوات منفجرنشده باقیمانده از جنگ اطلاع ندارند. هنوز هم شاهد هستیم وقتی ساکنان مناطق آلوده شیء ناشناختهای پیدا میکنند، چون از خطر آن مطلع نیستد، بیپروا آن را در دست گرفته و در نتیجه حادثه دردناکی را رقم میزنند. بیشک آموزش مستمر و تأثیرگذار نقش مهمی در تغییر رفتار مردم و در نتیجه کاهش تلفات انسانی ناشی از انفجار مین دارد.
او معتقد است بهراحتی میتوان دراینباره به مردم آموزش داد: طبق استانداردهای بینالمللی، «آموزش خطر مین» مجموعه فعالیتها و اقدامات پیشگیرانه است که از طریق افزایش آگاهی و بهبود تغییرات رفتاری، با هدف کاهش خطر آسیبهای ناشی از انفجار مین و مهمات منفجرنشده باقیمانده از دوران جنگ، صورت میگیرد. استفاده از کانالهای ارتباطی ازجمله رسانههای جمعی یکی از ابزارهای اساسی برای انتقال و انتشار اطلاعات است. آموزشوپرورش هم نقش مهمی در روند آموزش آگاهی از خطرات مین ایفا میکند.
درصورتیکه آموزش خطر مین در کتب درسی گنجانده شود، تعداد زیادی از دانشآموزان بهطور مستمر با خطرات ناشی از مین آشنا میشوند. آموزش خطر مین یکی از پنج رکن پاکسازی بشردوستانه است که خود نیز دارای شش مرحله اصلی یعنی بررسی و تعیین نیازمندیها و تحقیق برای انتخاب روش کار، جمعآوری اطلاعات، طراحی آموزش و برنامهریزی، اجرا، ارزیابی نتایج و تبدیلکردن مهارتها به شیوه زندگی است.
این وکیل دادگستری در پایان بر مستمربودن این آموزشها تأکید کرد: از آنجایی که آموزش خطر مین روشی است برای ایجاد آگاهی، این آموزش باید بهگونهای طراحی و اجرا شود که طرز نگرش و رفتار مردم و جامعه را نسبت به خطر مین تحت تأثیر قرار دهد. از اینرو انتخاب روش آموزش و انتقال مفاهیم و دادهها باید متناسب با فرهنگ و شرایط هر منطقه باشد. باید در نظر داشت که آموزش خطر مین در صورتی تأثیرگذار است که به نحو مستمر صورت گیرد تا درون جامعه نفوذ کرده و منجر به تغییر شیوه رفتار مردم شود.
کودکان، بیش از ۴۰ درصد قربانیان مین
مطالعه «خسارات ناشی از انفجار مین» در ایران که در دهه ۸۰ منتشر شده، به مطالعهای گذشتهنگر در این زمینه بین سالهای ۶۷ (زمان اعلام آتشبس جنگ ایران و عراق) درباره مرگها و جراحات ناشی از مینهای زمینی از روی پروندههای بیمارستانی این افراد است.
در دوره ۱۴ساله این مطالعه، سههزارو ۷۱۳ پرونده از سه سازمان متولی رسیدگی به امور قربانیان مین مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، استان کردستان بیشترین میزان مرگ ناشی از انفجار مین یا مهمات عملنکرده جنگی را در ایران دارد. در مجموع ۹۳/۲ درصد این افراد مورد بررسی مرد و ۶/۸ درصد آنها زن بودند، اغلب قربانیان را غیرنظامیان تشکیل میدادند و ۴۰/۴ درصد افراد حداقل یک قطع عضو را تجربه کرده بودند، ۴۰/۶ درصد قربانیان را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل میدادند.
نتایج این مطالعه نشان داد که مرگها و جراحات ناشی از انفجار مینهای زمینی و مهمات عملنکرده در ایران درخور توجه است و نیاز به برنامهریزی بیشتری در این زمینه وجود دارد. از آن روز تا به حال، خبر معلولیت و مرگ در استانهای مرزی کشور، بهویژه درباره کودکان، چون جثه کوچکتری دارند، به خاطر برخورد با مینهای جامانده در زمین از دوران جنگ متوقف نشده است. اگرچه نیروهای پاکسازی میدانهای مین در این مناطق حضور دارند، اما با گذشت حدود ۳۰ سال از پایان جنگ، یک سیلاب میتواند قلب مردم ساکن مرزهای ایران را بلرزاند.