کد خبر: ۲۹۶۱۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۶ ۲۷ بهمن ۱۴۰۰

تأملی بر حادثه اهواز؛ چرا به پژوهش و بازنگری در قوانین نیاز داریم؟

حادثه تکان‌دهنده‌ای بود؛ مردی با سر بریده همسرش در خیابان‌ها می‌گشت. همسری که پنج سال از ازدواجش می‌گذشت و سه سال بود که مادر شده، اما هنوز به سن قانونی نرسیده بود!

تأملی بر حادثه اهواز چرا به پژوهش و بازنگری در قوانین نیاز داریم؟

جامعه ۲۴- اعظم محبی - تفسیر‌های فراوانی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی درباره این حادثه منتشر شد که بیشتر خلأ قانونی برای حمایت از زنان را نشانه گرفته بود، اما نقص قانون کجاست؟
معاون امور زنان در دولت به نیاز حمایت‌های قانونی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان اشاره می‌کند، اما نمایندگان مجلس نظر دیگری دارند، آن‌ها معتقدند قتل‌های ناموسی معمولا اتفاق می‌افتد و حادثه مهمی نیست که برایش قانون جدیدی وضع کنند!
در این شرایط از مواضع دولت و وکلای مردم در مجلس نمی‌توان نقص قانونی را دریافت؛ باید حادثه را بار دیگر مرور کرد تا ببینیم چرا زنی نوجوان از خانه شوهر فرار می‌کند؟ و چرا مردی از عواقب کشتن یک انسان نمی‌ترسد و به جنایت خود افتخار هم می‌کند.
مصاحبه پدر مقتول نکاتی دارد که بیشتر به ما کمک می‌کند؛ پدر دختری که سرش بریده شده می‌گوید دخترش وقتی ۱۲ ساله بوده با گواهی رشد توسط دادگاه، توانسته بود ازدواج کند! یعنی مرجع قانونی به‌جای اینکه خانواده دختربچه‌ای را متقاعد کند که از ازدواج زودهنگام این کودک صرف‌نظر کنند، دختر را برای ازدواج، مناسب تشخیص داده و گواهی رشد صادر کرده است.


اینکه دادگاه به‌طور مستقیم وظیفه متقاعدکردن مردم را ندارد، درست، اما کدام مرجع در این مواقع باید خانواده‌ها را از آسیب ازدواج زودهنگام آگاه کند؟ آیا نهادی یا سازمانی وظیفه مشاوره‌دادن به خانواده‌هایی را دارد که تقاضای گواهی رشد برای ازدواج کودکان خود را دارند؟


در اینجا فلسفه وجودی صدور گواهی رشد باید مورد توجه قرار بگیرد و اینکه آیا صدور این گواهی برای ازدواج کودکان ۱۱ یا ۱۲ ساله، اقدامی قانونی است؟


بیشتر بخوانید:مرکز پژوهش‌های مجلس به موضوع خشونت علیه زنان ورود کرد


این در حالی است که تعیین ۱۳ سال برای ازدواج نیز سال‌هاست که مورد انتقاد و بحث فعالان اجتماعی و حقوقی است و بسیاری از منتقدان این قانون معتقدند با ازدواج دختران در کودکی، در آینده شاهد نسلی خواهیم بود که مادران افسرده و ناراضی داشته‌اند و از نظر روانی با جمعیت خطرناکی روبه‌رو خواهیم بود.
اما نکته دوم در این حادثه، نقش نظام طایفه‌ای در ساختار اجتماعی برخی مناطق کشور است که سبب به‌وجودآمدن خرده‌فرهنگ‌ها و خرده‌قانون‌هایی شده که برخی از این قوانین خود بار سنگینی بر جامعه تحمیل می‌کند.


مردی که در این حادثه قهرمان منفی داستان ماست، به‌عنوان پسر شیخ طایفه ساعت‌ها و روز‌ها را با این تفکر که آبروی طایفه‌اش در گرو تصمیم اوست، سپری کرده و با تصور اینکه باید آبروی طایفه خود را در مقابل طوایف دیگر حفظ کند، روز‌های خود را گذرانده است.
بررسی نظام طایفه‌ای در ساختار اجتماعی، موضوعی است که تاکنون کمتر مورد علاقه و توجه مسئولان بوده و حتی پژوهش‌های مؤثری در‌این‌باره انجام نشده و کمتر از ظرفیت کارشناسان و پژوهشگران محلی برای اصلاح این ساختار بهره گرفته شده است.


در نهایت نکته سوم که به نظر نگارنده مهم‌ترین نکته‌ای است که در این حادثه باید مورد توجه قرار بگیرد، وجود کریدور‌های آماده و فعال در برخی مناطق مرزی است که امکان فعالیت قاچاقچیان انسان، کالا و مواد مخدر را فراهم می‌کند.


براساس گفته‌های پدر غزل حیدری، این دختر توسط باند قاچاق دختران به تهران کشانده شده بود و بعد از طریق منطقه‌ای در مرز‌های غربی به ترکیه فرستاده شده بود.
در سال‌های گذشته به‌دلیل وجود شرایط و عواملی در برخی مناطق کشور معبری برای عبور قاچاقچیان به وجود آمد، اما کمتر به این نکته پرداخته شده که مشکلات اقتصادی و شرایط بین‌المللی در منطقه، سبب پدیدآمدن ساختاری برای مافیای قاچاق شده است.


در این میان گردش مالی این مافیای قاچاق، ساختاری برای حفظ شرایط موجود فراهم کرده است که در نتیجه آن امروز شاهد فعال‌بودن دائمی کریدور‌هایی در برخی مناطق مرزی کشور هستیم.


مجموعه این نکات ما را به این مهم می‌رساند که به بازنگری در قوانین نیاز داریم، به پژوهش‌های کاربردی در نظام اجتماعی و همچنین به توجه به کانون‌های خطرساز کشور نیاز داریم و با تأکید بر حفظ برخی از قوانین و شرایط گذشته باید منتظر حوادث بیشتری در جامعه باشیم.

دیدگاه کاربران
آخرین اخبار
پربحث ترین
پربازدید ترین
آخرین اخبار