
سفر خانواده قالیباف به ترکیه؛ پدیداری که از لایههای پنهان و تاریک خبر میدهد/ عمیقتر شدن شکافهای طبقاتی، به فروپاشی اجتماعی منجر میشود
افشای سفر خانواده رئیس مجلس شورای اسلامی به ترکیه برای آنچه که خرید سیسمونی عنوان شد موجب شده است تا بار دیگر پرونده تمایز بین خودی و ناخودیها و افراد به ظاهر متعهد مذهبی و نقش آنها در شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور گشوده شود.
جامعه ۲۴- روز گذشته وحید اشتری از اعضای منتسب به جریان عدالتخواهی طی یک رشتهتوئیتی از ماجرای سفر خانواده محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به ترکیه برای خرید سیسمونی نوه قالیباف در این شرایط بد اقتصادی که بسیاری از مردم را به وضعیت نامناسبی انداخته است، پرده برداشت.
اشتری در توئیت خود نوشت: در پی انتشار چند عکس از یک خانواده چادری که روز سهشنبه از استانبول به همراه حجم بالای بار وارد «فرودگاه امام خمینی» تهران شده بودند مشخص شد آنها زهرا مشیر و مریم قالیباف همسر و دختر محمدباقر قالیباف و امیررضا بحیرایی داماد او هستند که برای خرید سیسمونی به ترکیه سفر کرده بودند.
وی همچنین نوشت: نمیشود آن بالا نشست و با چفیه برای مردم از تولید ملی و اشتغال و ممنوعیت ورود لوازم خانگی و خودروی ملی سخنرانی کرد و خانواده را برای خرید سیسمونی بدرقه ترکیه کرد.
این توئیت و افشاگری اشتری، واکنشهای مختلفی در پی داشت، عباس عبدی فعال سیاسی و روزنامهنگار نوشت: «این خبر آنقدر مهم و ویرانگر است که وی باید از همه مناصب خود استعفا دهد. حیف که اطمینان دارم نفر جایگزین او، نامناسبتر خواهد بود. پس پیشنهاد استعفا نمیدهم. فقط نمیدانم از این پس چگونه در دوربین نگاه کرده و علیه ۴ درصدیها حرف میزند؟ این خرید خاص طبقه یک در دههزاریها است.»
همچنین رحمتالله بیگدلی مدرس حوزه و دانشگاه نیز نوشت: «فقط استعفای قالیباف این ننگ را پاک میکند.»
عذرخواهی فرزند قالیباف با کلی سفسطه
الیاس قالیباف، فرزند رئیس مجلس نیز در واکنش به این افشاگری، کار خانواده خود را خطا دانست و نوشت: «خواهرم و همسرش کاری انجام دادند که حتما غلط است. این سفر آن هم در این شرایط اقتصادی مردم یقینا اشتباه است. آنها برای خرید سیسمونی نرفته بودند و ناراستیها و بزرگ نماییهایی در متنهای منتشر شده وجود دارد، اما به هر صورت انجام این سفر خطایی نابخشودنی است، چرا که باعث میشود همه تهمتهایی که در گذشته به پدرم و خود آنها زده شده است را صحیح جلوه دهد. آنچه این خطا را نابخشودنیتر میکند آن است که به امید و اعتماد مردم ضربه میزند و زبان ضد انقلاب و بدخواهان را دراز میکند.»
الیاس قالیباف همچنین نوشت: «این رفتار حتما مخالف نظر و مشی و مرام پدرم است. آنان که میخواهند خطای فرزند را به پای پدر بنویسند، بدانند که این کار از قبل مورد مخالفت ایشان قرار گرفته بود، ولی متاسفانه نادیده گرفته شد. بنده به سهم خودم از همه مردم عذرخواهی میکنم و آنها هم حتما باید عذرخواهی نمایند.»
این موضوع و عذرخواهی فرزند قالیباف در حالی است که بسیاری بر این اعتقاد هستند این موضوع در این شرایط اقتصادی نه تنها حاکی از افزایش شکافهای طبقاتی به دلیل سیاستهای نادرست امثال قالیباف است که حتی به نوعی موجب سرخوردگی و وادادگی بیشتر مردم در مورد مشکلات اجتماعی میشود.
با این حال سفر خانواده قالیباف در شرایطی صورت میگیرد که وی چندی قبل به کسانی که وسایل سیسمونی را از خارج کشور وارد میکنند تاخته بود.
این اولین بار نیست که عکاسان از خریدهای خارجی برخی مسئولان تصاویری منتشر میکنند، چند سال قبل نیز تصاویری از حداد عادل رئیس پیشین مجلس منتشر شد که وی را در حال خرید از یک فروشگاه لباس انگلیسی نشان میداد.
اینگونه ریاکاریها و نفاق بین شعار تا عمل به خصوص در میان مسئولان بیش از سایر شهروندان و زیستمندان جامعه به چشم میآید و باعث دلسری مردم میشود. اینگونه رفتارهای نابخردانه، امروز همگان را یاد آن شعر زیبایی از حضرت حافظ میاندازد که میگوید: «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند / چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند».
پدیدارهای زشتی که حکایت از پشت پردهای بدتر دارند
احمد بخارایی، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتگو با جامعه ۲۴ درباره اینگونه رفتارهای مسئولان و نفاقی که در رفتار و عمل آنها مشاهده میشود، اظهار کرد: همه این اتفاقاتی که رخ میدهند، پدیدارهای اجتماعی هستند، زشت و زیبا؛ شما اگر در یک جامعه شاهد یک اجتماعی مبتنی بر همپیوستگی اجتماعی و مشارکتجویی بودید پدیدارهای اجتماعی زیبا جلوهگر میشوند. از آن سو پدیدارها در شکل بد هم رخ میدهند که بیانگر حقایق ناخوشایند و پدیدههای پنهان هستند. همه پدیدارهای زیبا و زشت که قاعدتاً سلسلهوار به هم مرتبطند قابل تحلیل بوده و نمادهای وضع موجود هستند از جمله موضوع سفر خانواده آقای قالیباف به ترکیه؛ این «پدیدارها»، جلوه و ظاهر یک «پدیده» پنهانیاند.
بیشتر بخوانید: سفر خانواده قالیباف به ترکیه برای تهیه سیسمونی و دعوا در فرودگاه رسوایی به بار آورد!/ تصاویر
وی افزود: همه اینها نمادهای مهمی بوده و نمیتوان به سادگی از آن گذشت. وقتی این اتفاقات زیاد رخ میدهند هر تصادفی میتواند نمادی از پشت صحنه این تصادفها و اتفاقات و حقیقتی که در پشت آنها وجود دارد باشد و هر روز میتواند به یک شکلی متجلی شود.
تشدید فاصله طبقاتی توسط افراد متظاهر به شعائر مذهبی
این جامعه شناس ادامه داد: این پدیدارهای زشت حکایت از یک حقیقت پنهان ناخوشایند دارند. اینگونه مسائل تنها به آقای قالیباف معطوف نیست و تشدید فاصله طبقاتی دیگر چپ و راست هم نمیشناسد. متأسفانه قدرت معطوف به ایدئولوژی با مرزبندی خودی و غیر خودی، مؤمن و غیر مؤمن با تفسیر خاص خود که در چهل سال اخیر به نحوی عمل کرده بین افرادی که تظاهر به تعهد نشان داده یا اعتقاداتی همسو با حاکمیت دارند و از آن سو افراد متخصص با دانش و کسانی که مذهب را در چهارچوب خانه خود نگه میدارند و در بیرون از جامعه به آن تظاهر نمیکنند و میخواهند دانش و تخصص خود را برای کشور هزینه کنند، اما پشت فیلترهای گزینشی مانده یا دفع شدهاند، دیوار کشیدهاند.
وی افزود: در این میان آقای قالیباف و خانواده ایشان یکی از خودیهایی است که همزمان به نگاه ایدئولوژیک نیز پیوند خورده است. وقتی این اتفاق رخ میدهد توزیع نابرابر فرصت، قدرت و ثروت رخ میدهد. فرصتهایی به افراد به ظاهر متعهد بیشتر تعلق خواهد گرفت و در ادامه منجر به توزیع نابرابر قدرت و در پی آن ثروت خواهد شد.
بخارایی ادامه داد: به عنوان مثال به فروش روزانه دو میلیون بشکه نفت میتوان اشاره کرد. این نفت را چه کسانی و با چه واسطهای و در چه باندهایی و در چه بستر غیر رسمی با چه دلال بازی در شرایط تحریم میفروشند؟ از یک سو دولتی داریم که تشنه پول بوده و باید حقوق کارمند، دانشگاهی، معلم و .. را پرداخت کند و به هر قیمتی به این پول نفت نیاز دارد. از طرف دیگر کسانی قرار دارند که از لحظه استخراج نفت تا زمانی که این منابع در بستر غیر رسمی به فروش میرسد تا کیفهای پر از دلار به دست حاکمیت برسد حضور دارند. این افراد فرصت طلب، کسانی هستند که خود را متعهد و به ظاهر دیندار نشان میدهند، اینها مشخص هستند چه کسانی بوده و برخی از مسئولین چه سهمی از سود آنها دارند.
وی بیان کرد: در این سالها میلیاردها دلار در جیب اینها رفته است، بهترین فضاهای اقتصادی در اختیارشان بوده است، شهرداری، ساختوسازها، شبکههای فساد که در زمان شهرداری آقای قالیباف هم تقویت شد و افرادی که یکشبه ره صد ساله رفتند. اینها چه کسانی بودند؟ تمام اینها ریشه اختلافات طبقاتی امروز است.
توجیه فساد
این جامعه شناس در ادامه اظهار کرد: در کنار این اختلاف طبقاتی چیزی به نام توجیه، استدلال و ... وجود دارد. در یک فضای ایدئولوژیک وقتی مالکیت نامشروع، مشروع جلوه داده میشود، وقتی بانکهایی به نام اسلام از مشتریان بهره سنگین میگیرند و آن را با دلایل دینی توجیه میکنند، وقتی پای توجیه، دلیل آوری و تفسیر به صحنه باز میشود دیگر این مسائلی مانند سیسمونی خریدن خانواده آقای قالیباف در برابر کارها و فجایع دیگر رقمی نیست و تنها تلنگری است برای بیداری موقت ما. متاسفانه گسل زلزله خیزی را که بر روی آن قرار گرفتهایم نمیبینیم، اما مواردی اینچنینی را به یمن حضور شبکههای مجازی میبینیم و الا مانند وقایع دیگری پنهان میشد.
بخارایی افزود: چون تابش نورافکنهای قوی را نمیبینیم یا حس دیدن نداریم، انداختن نور یک چراغ قوه به یک گوشه تاریک را یک نور بزرگ میدانیم. این کوته فکری ما است. به نظر من ماجرای سفر آقای قالیباف به ترکیه افتاده در مقایسه با اتفاقات بد و فجایع آشکار و پنهان دیگر یک اتفاق عادی رخ داده است.
ارتباط ارگانیک عملکرد مسئولان و خانوادههایشان بر افراد جامعه
این جامعه شناس در ادامه با اشاره به تأثیر این اتفاقات بر شکاف مردم با حاکمیت اظهار کرد: مردم بر رویه و سیره صاحبان قدرت رفتار میکنند، وقتی که در قدرت هر کسی در جمع خودشان تلاش میکنند تا بهرهای از این سفره ببرند مردم هم همینگونه میشوند، مثلا در رانندگی کسی به کسی دیگر راه نمیدهد. موضوعی که هفته گذشته در یکی از مدارس اتفاق افتاد و معلمی که با قیچی موی سر بچهها را میچید و دانشآموزان را در برابر همه تحقیر میکرد یک ارتباط ارگانیک با عمل خانواده آقای قالیباف دارد.
وی ادامه داد: آن معلم تحقیر شده است، پایگاه اقتصادی ندارد، پایگاه اجتماعیاش را از دست داده است، مقام بالاتر به او زور گفته و کتابهایی را درس میدهد که به او دروغ میگویند در نتیجه این معلم که خشونت دیده، خشونت میورزد، صدایش را بلند میکند. اینها خودآگاه و ناخودآگاهش محصول ساختار بد است.
بخارایی بیان کرد: در نتیجه عمیقتر شدن شکافهای طبقاتی، جامعه اتمیزه میشود و در چنین شرایطی فروپاشی اجتماعی عمیق میشود، محصول این فروپاشی اجتماعی وادادگی است مثلا وقتی اتفاقی رخ میدهد افراد جامعه میگویند «رها کن به من ارتباطی ندارد» این موضوع اوج انفجار اجتماعی را نشان میدهد. جامعهای این چنین سرشار از مشکل و درد است. این همه اخبار در رسانههای ایرانی و خارجی در مورد فساد منتشر میشود، اما دیگر حساسیتها کمرنگ شدهاند که این همان وادادگی اجتماعی، بیتفاوتی و احساس بی قدرتی است.
این جامعه شناس و استاد دانشگاه بیان کرد: در شرایط وادادگی، افراد جامعه به صورت افراطی به شبکههای اجتماعی پناه میبرند، سلبریتیهای بیهویت و جعلی مطرح میشوند و رهبری جامعه را بر عهده میگیرند.