کد خبر: ۳۹۲۶۲
تاریخ انتشار: ۰۷:۳۱ ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۱

بساط‌های غیرمُجاز مجازی

طرح ساماندهی دستفروشان در تهران درحال اجراست. پژوهشی که با عنوان «دستفروشان بساط گستر در شهر تهران، پژوهش و راهکار» انجام شده نشان می‌دهد ٩٤ درصد دستفروشان موافق طرح ساماندهی هستند، اما در واقعیت فقط حدود ٥ هزار دستفروش در تهران در سامانه ساماندهی ثبت نام کرده‌اند و تعداد زیادی همچنان موافق رونق بازار غیر‌رسمی دستفروشی هستند.

بساط‌های غیرمُجاز مجازی

جامعه ۲۴- کارشناسان معتقدند تا زمانی که بازار دستفروشی در تهران همانند سایر کلانشهر‌های بزرگ دنیا مثل نیویورک به رسمیت شناخته نشود، همچنان این پدیده به عنوان یک «مسأله شهری» باقی خواهد ماند. نکته مهم، اما نگاه اجتماعی به این پدیده خرد اقتصادی است. یعقوب موسوی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه  معتقد است که دستفروشی یک بخش غیر قابل تفکیک از اقتصاد اجتماعات است و قابل حذف نیست، اما آنچه امروزه دستفروشی را نسبت به گذشته متفاوت کرده، گرایش‌های اجتماعی به دستفروشی است و البته تغییر محیط دستفروشی از خیابان‌ها به فضای مجازی. گفت‌و‌گوی ما با او را در زیر می‌خوانید.

نگاهی که این روز‌ها به دستفروشی می‌شود، فارغ از اینکه حتی مشتری بساط دستفروشان باشیم یا نه! این‌است که آن‌ها را به عنوان یک بخش زائد و اضافه شده به اقتصاد شهری می‌بینیم. آیا این نگاه غالب نشأت گرفته از تفکری است که می‌خواهد با پدیده دستفروشی مبارزه کند یا اینکه نگاه درستی است که در کشور‌های دیگر هم وجود دارد؟

دستفروشی یک پدیده عام محسوب می‌شود که هم در سطح کلانشهر‌ها وجود دارد و هم حتی در روستا‌های کوچک به‌صورت یک هنجار اقتصادی دیده می‌شود. در گذشته هم همین‌طور بوده و دستفروشی یک بخش غیر قابل تفکیک از اقتصاد اجتماعات در نظر گرفته می‌شد. ما باید بدانیم دستفروشی یک پدیده جهانی است که در همه کشور‌ها به اشکال مختلف وجود دارد. بر این اساس در یک ارزیابی کلی گفته می‌شود که دستفروشی ویژگی جدایی ناپذیر اقتصاد در اجتماعات است و قابل حذف شدن نیست. بررسی‌های متعددی هم در ایران و هم در کشور‌های دیگر مثل امریکای لاتین و هندوستان انجام گرفته است که نشان می‌دهد با پدیده رو به گسترش دستفروشی مواجهند.

در این کشور‌ها از چه سیاستی در قبال دستفروشان استفاده شده و می‌شود؟ آیا آن‌ها بازار دستفروشی را تماماً به رسمیت شناخته‌اند؟

نکته اینجاست که در همه این کشور‌ها مشخص شده سیاست‌ها در قبال حذف نظام دستفروشی در نظام اقتصاد ملی یک سیاست شکست خورده است؛ بنابراین توجیهات، توصیه‌ها و سیاستگذاری‌ها همه به سمت ساماندهی و تنظیم یک بازار غیر رسمی در برابر یک بازار رسمی است.

یعنی بازار دستفروشی رسمی است؟

دستفروشی هم نیاز به لایه بندی، دسته‌بندی و تفکیک به انواع مختلف دارد؛ بنابراین هم دستفروشی رسمی و هم دستفروشی غیررسمی و زیرزمینی داریم. حتی بعضی از انواع دستفروشی در حکم جرایم اقتصادی است. خرید و فروش و توزیع اجناس غیرقانونی مثل مواد مخدر مصداقی از این نوع دستفروشی است. در تعاریف اسناد شهرداری، دستفروشی از دهه ۳۰ تا ۴۰ شمسی در حکم خرید و فروش کالا در معابر عمومی با چرخ دستی بوده که با مجوز رسمی و اشغال فضای عمومی تعریف شده بود، اما الان شکل گسترده‌تری پیدا کرده است و به شکل بازار دوم در شهر‌های بزرگ تلقی می‌شود.

پس با تغییر این تعریف، نوع سیاستگذاری‌ها هم متفاوت شده است؟

بله سیاستگذاری‌ها به سمت به رسمیت شناختن بازار دوم رفته است. یعنی به جای حذف و مقابله با آن به سمت پذیرفتن آن رفته‌اند. چون در مقاطعی در ایران به‌دنبال برخورد فیزیکی و جرایم سنگین مالی با آن بودند. الان در سلسله مراتب برخورد فیزیکی و انتظامی با دستفروشی حذف نشده، اما اخیراً بحث ساماندهی دستفروشان مطرح شده و سیاست جدید شهرداری‌ها هم بر همین مبنا درحال اجراست.
سیاست ساماندهی به نوعی می‌خواهد بازار غیر رسمی دستفروشی را به سمت رسمی شدن ببرد؟
در واقع می‌خواهد مدیریت شهری در مناطق، نواحی و فضا‌های خاص که در اختیار دارد، کنترل و مدیریت داشته باشد.

آیا فقط شهرداری در این حوزه مسئولیت دارد؟

خیر فقط شهرداری مسئول نیست. بهزیستی، قوه قضائیه و نیروی انتظامی هم باید مداخله کنند. خاطرم هست در شورای چهارم قرار شد یک مرکز یا نهاد هماهنگ کننده بین نهاد‌های مختلف که در این حوزه به نوعی مسئولیت دارند، ایجاد شود. ما به یک پشتیبانی تحقیقاتی و علمی برای سروسامان دادن به دستفروشی نیاز داریم. آخرین مرحله برخورد انتظامی است که آن‌هم باید در صورت بحران اجرا شود.

بحران یعنی چه زمانی؟

ایجاد بحران یعنی زمانی‌که دستفروشی تبدیل به یک تهدید شهری از نظر سلامت اقتصادی شود و برای امنیت و آرامش و تردد شهروندان ایجاد مزاحمت کند. مجوز به برخورد فیزیکی البته یک راه‌حل است، اما راه‌حل‌های دیگری هم باید باشد تا مانع اجرای این برخورد فیزیکی شود. ایجاد بازار‌های رسمی، صدور کارت ویژه، حمایت‌های مالی، پیدا کردن مراکز تقریباً ثابت برای عرضه اجناس، ارائه خدمات بهداشتی و نظارت بر سلامت کالا بویژه کالا‌های مصرفی از جمله این راهکارهاست.

وقتی در برابر این سؤال قرار می‌گیریم که چرا دستفروشی به‌وجود آمده، ذهنمان به سمت مسائل اقتصادی می‌رود، اما برای من جالب است که در شکل‌های جدید دستفروشی چه در مترو و چه در معابر و پیاده‌رو‌ها ما با اقشاری مواجه می‌شویم که لزوماً نیاز اقتصادی آن‌ها را مجبور به دستفروشی نکرده است. یعنی ما با طیفی مواجهیم که می‌توانند در مشاغل دیگر هم باشند، اما ممکن است این شغل را به‌خاطر درآمد بیشتر و

شرایط راحت‌تر انتخاب کرده باشد، نظر شما چیست؟

تحقیقات و بررسی‌های زیادی نشان می‌دهد پدیده دستفروشی به‌دنبال موج مسائل اقتصادی که در شهر ایجاد می‌شود، مثل بحران بیکاری و گرفتاری‌های اقتصادی کم‌درآمد‌ها ایجاد می‌شود. اما از طرفی برای برخی فروشنده‌ها نیز پرسود است.

به‌نظر می‌رسد ما با دو طیف در پدیده دستفروشی مواجهیم؛ عده‌ای که جزو اقشار ضعیف هستند و از این ناحیه امرار معاش می‌کنند و عده‌ای که در لباس دستفروشی، به صورت باند‌های ارتزاق کننده از این بازار غیررسمی هستند. اگرچه به گفته مسئولان شهری، تعداد این افراد زیاد نیست، اما موجب شده نگاه به

دستفروشی هم تغییر کند. برای این معضل چه باید بکنیم؟

مهم‌ترین راهکار، تفکیک این دو قشر از یکدیگر است. این کار را هم می‌توان با شناسنامه‌دار کردن دستفروشان انجام داد. یعنی با هویت بخشیدن به این افراد، سایرین را از امکانات و خدماتی که ارائه می‌شود، محروم کرد و حتی تعدادی را که مقاومت می‌کنند یا به‌دنبال سوءاستفاده هستند بازداشت کرد. قرار هم بر این است تا به سمت ساماندهی مشاغل مزاحم شهری برویم. از هم گسیختگی بازار دستفروشی در شهری مثل تهران به خاطر ضعف قدرت عمل نهاد‌هایی مثل شهرداری در شهر است. چون کار کنترل، شناسایی و نظارت بر دستفروشان باید با جدیت و بدون برخورد فیزیکی انجام شود تا افرادی که درآمد خوبی دارند، اما از ثبت نام شانه خالی می‌کنند، از نظر محاکم قضایی شناسایی و جریمه شوند. چون راه دیگری وجود ندارد. ساماندهی بدون صدور کارت دستفروشی امکانپذیر نیست، البته ساماندهی کار سختی است، چون شغل دستفروشی سیار است و افراد مدام جابه‌جا می‌شوند.

به نظر می‌رسد نگاه غالب به دستفروشی بیشتر از آنکه اجتماعی باشد، اقتصادی است. به همین علت هم اغلب طرح‌ها و برنامه‌هایی که اجرا یا مطرح می‌شود، با همین نگاه آماده شده است. آیا این رویکرد اشتباه نیست؟

اتفاقاً موضوع تحقیق یکی از دانشجویان من در دانشگاه الزهرا درباره علت گرایش دختران جوان به دستفروشی بود. اما نتیجه این تحقیق نشان می‌داد علت گرایش بیشتر از آنکه اقتصادی باشد، اجتماعی است. یعنی برخی دختران برای فرار از تنهایی و سرگرم شدن و ارتباط با مردم دستفروش شده‌اند، بنابراین باید مشکل را در جای دیگری حل کرد.

به نظر عجیب می‌رسد.

این تحقیق نشان می‌دهد برخی از این دختران دستفروشی برایشان سرگرم کننده است و به‌دنبال درآمد نیستند و بیشتر تمایل دارند ساعاتی را در فضای عمومی بگذرانند. جالب اینکه رضایت اجتماعی بیش از رضایت اقتصادی بوده است. بر این اساس اجرای این راهکار مستلزم سیاست‌هایی برای گسترش فضای عمومی است، البته بخشی از زنان دستفروش سرپرست خانوار هستند یا در خانواده مشکل کسری درآمد دارند. اما برخی دختران جوان علل و انگیزه اجتماعی دارند، در مرد‌ها البته لزوماً این‌طور نیست. ما باید آن‌ها را از هم تفکیک کنیم. یا مثلاً جوانان دستفروش انگیزه دیگری دارند. باید تحلیلی از موقعیت‌های عمومی و خصوصی افراد داشته باشیم. اینکه دستفروشی معلول فقر اقتصادی است کلیشه ۵۰-۴۰ سال پیش است. الان مثل آن دوران نیست. شکل دستفروشی هم تحت تأثیر فضای دیجیتال قرار گرفته است. یعنی خرید و فروش آنلاین به نوعی جایگزین خرده فروشی‌های حضوری در سطح خیابان‌ها شده که بخشی از آن همان دستفروشی است.

یعنی خرید و فروش‌های آنلاین هم به نوعی دستفروشی در فضای مجازی است؟

منظور این است که دستفروشی شکل مدرن پیدا کرده است و بر این اساس عده‌ای از دستفروشان به سمت فضای مجازی کوچ کرده‌اند. البته مسأله کرونا تأثیر زیادی روی این موضوع گذاشته است. اصلاً یکی از دلایلی که بخشی از مشتری‌های حضوری در این دو سال کم شده‌اند، باب شدن خرید و فروش در فضای مجازی است.

با این توصیف پدیده دستفروشی در آینده‌ای نزدیک دچار تغییر و تحولات زیادی خواهد شد.

بله ممکن است در آینده، دستفروشی به طور طبیعی به حاشیه برود. از نظر جامعه‌شناسان، نظام دستفروشی دارای خرده فرهنگی است که باید حذف شود. در این نظام فقط دستفروشان لذت نمی‌برند، خریداران هم لذت می‌برند. بسیاری از مردم علاقه دارند از دستفروشان خرید کنند. این یک پدیده متقابل است. یعنی اگر قرار است به تحلیل آن بپردازیم، باید بدانیم فقط دستفروشان نیستند که زیر سؤال هستند. خریداران هم زیر سؤالند. حتی اگر بخواهیم پیمایش کنیم هم متوجه می‌شویم که برخی‌ها بویژه زنان از این کار لذت می‌برند.


بیشتر بخوانید: متکدیان میلیونر با شگردهای جدید درپایتخت


 

در ایران بازار دستفروشی رسمی است یا غیررسمی؟

ما در ایران بیشتر درگیر بازار غیررسمی هستیم. بازار رسمی برای آن عده‌ای است که برایشان کارت صادر شده و شناسایی شده‌اند. البته آمار قطعی وجود ندارد، چون فعالیت اقتصادی سیاری است و تابع مسائل اقتصادی، اجتماعی و عمومی متعددی است.

دیدگاه کاربران
آخرین اخبار
پربحث ترین
پربازدید ترین
آخرین اخبار