کد خبر: ۴۰۵۳۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۰ ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
جامعه۲۴ گزارش می‌دهد:

سندروم‌های استکهلم – لیما چیست؟

گاهی این اتفاق عجیب رخ می‌دهد که قربانیان گروگان‌گیری به گروگان‌گیر خود وابسته شده و دچار عاطفه می‌شوند به این اختلال روانشناختی سندروم استکهلم گفته می‌شود، اما برعکس این حالت نیز وجود دارد که گروگان‌گیر به قربانی خود وابسته می‌شود که به آن سندروم لیما می‌گویند. در این مطلب با این دو سندروم بیشتر آشنا می‌شوید.

جامعه ۲۴- سندرم استکهلم یک واکنش روانی است که در مواردی باعث ایجاد همبستگی، همدلی و عاطفهٔ مثبت در فرد آزار دیده نسبت به فردی می‌شود که او را مورد آزار و اذیت قرار داده یا به گروگان گرفته است.

ماجرای شناسایی این سندروم به سال ۱۹۷۳ بازمی‌گردد وقتی که چند سارق به بانکی در میدان نورمالمستورگ استکهلم سوئد یورش برده و ۴ کارمند بانک را گروگان می‌گیرند. این گروگان‌گیری ۶ روز طول می‌کشد در این مدت میان گروگان‌ها و گروگان‌گیران احساس عاطفی رخ می‌دهد به نحوی که گروگان‌ها از همکاری با پلیس خودداری می‌کنند و حتی پس از رهاسازی هم از گروگان‌گیر‌ها پشتیبانی می‌کنند.

در طول این مدت یک روان‌پزشک و جرم‌شناس سوئدی به نام نیلز بجرو با پلیس همکاری داشت که برای این وضعیت نام سندروم استکهلم را انتخاب می‌کند.

سندروم استکهلم چیست؟

سندرم استکهلم در روابط عاطفی به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فردی که در یک رابطه سمی، آزاردهنده یا کنترل‌گر قرار دارد، به جای مخالفت با فرد آزارگر، به او وابسته می‌شود و از او حمایت می‌کند. این پدیده معمولاً در روابطی رخ می‌دهد که در آن یکی از طرفین از نظر روحی، جسمی یا عاطفی تحت سلطه و کنترل طرف مقابل است، اما به مرور زمان به جای تلاش برای خروج از رابطه، احساس نزدیکی و وفاداری شدیدی به فرد آزارگر پیدا می‌کند. سندرم استکهلم در روابط عاطفی معمولاً در شرایطی شکل می‌گیرد که فرد قربانی تحت فشار روانی و استرس شدید قرار دارد و برای کاهش این فشار، ذهن او به طور ناخودآگاه تلاش می‌کند با آزارگر همدلی کند و احساسات مثبتی نسبت به او بسازد. این مکانیسم دفاعی باعث می‌شود که قربانی حتی رفتارهای نامناسب یا خشونت‌آمیز طرف مقابل را توجیه کرده و تصور کند که فرد آزارگر در اصل نیت خوبی دارد یا تحت شرایط خاصی مجبور به این رفتارها شده است. یکی از عواملی که می‌تواند این وضعیت را تشدید کند، چرخه خشونت در روابط است، به این معنا که فرد آزارگر پس از هر رفتار مخرب، با ابراز پشیمانی و محبت موقت، قربانی را متقاعد می‌کند که او واقعاً دوستش دارد. این چرخه باعث می‌شود که قربانی به امید تغییر و بهبود رابطه باقی بماند و حتی احساس کند که بدون حضور آزارگر نمی‌تواند زندگی کند. علاوه بر این، ترس از تنهایی، وابستگی مالی یا احساسی و کاهش عزت‌نفس نیز می‌توانند فرد را در این چرخه نگه دارند. در چنین روابطی، فرد قربانی ممکن است به تدریج توانایی تشخیص رفتارهای سمی و آسیب‌زننده را از دست بدهد و حتی در برابر پیشنهاد کمک از سوی دیگران مقاومت کند. شناخت این وضعیت و دریافت حمایت روان‌شناختی برای خروج از این نوع روابط ضروری است، زیرا ادامه آن می‌تواند اثرات جدی بر سلامت روانی و حتی جسمی فرد داشته باشد. برای غلبه بر این سندرم، آگاهی از الگوهای ناسالم رابطه، افزایش اعتمادبه‌نفس و دریافت کمک از مشاوران حرفه‌ای بسیار مهم است.

نشانه‌های سندروم استکهلم

سندروم استکهلم نشانه‌هایی دارد که می‌تواند ابتلای فرد به این اختلال را نشان دهد این علائم شامل رشد احساسات مثبت گروگان یا قربانی خشونت نسبت به گروگان‌گیر یا فرد آزاردهنده، این عواطف در شرایطی رخ می‌دهد که سابقه ارتباط میان طرفین وجود ندارد، گروگان یا قربانی خشونت به انسانیت گروگان‌گیر یا آزاردهنده باور دارد.

سندروم‌های استکهلم – لیما چیست؟

خودداری گروگان‌ها از همکاری با پلیس یا دیگر مقامات برای رهایی از دست گروگان‌گیر

همچنین برای بروز این احساس در قربانی خشونت باید موقعیت آزاردهنده اعم از گروگان یا خشونت چند روز طول بکشد. قربانی و آزارگر یا گروگان‌ها و گروگان‌گیر‌ها با هم تعامل و کنش داشته باشند، گروگان‌ها احساس کنند که گروگان‌گیر‌ها افرادی بی‌گناه و قربانی شرایط هستند.


بیشتر بخوانید: اختلال خود بیمارانگاری چه علائمی دارد؟


علت بروز سندروم استکهلم

این وضعیت با شکل‌گیری استرس حاد و فعالیت مکانیزم دفاعی در ارتباط است و تنها در افراد به گروگان گرفته شده شکل نمی‌گیرد بلکه به صورت کلی افرادی که تحت خشونت و آزار‌های جسمی و روانی قرار گیرند ممکن است به این سندروم مبتلا شوند. افراد مبتلا به سندروم استکهلم با وجود آزار و رنجی که تحمل می‌کنند از همکاری با پلیس و افرادی که قصد کمک به آنان را دارند خودداری می‌کنند. در واقع این حالت نوعی مکانیزم دفاعی برای فرار از پریشان احوالی قربانیست.

درمان سندرم استکهلم

افراد مبتلا به این سندروم نیازمند روان‌درمانی هستند. رفتاردرمانی شناختی بهترین شیوه درمان برای افرد مبتلاست در این روش درمانگربهترین راهکار برای درمان کسانی است که به این سندرم دچار می‌شوند. در این رویکرد درمانی، روان‌شناس تلاش می‌کند که احساسات و باور‌های نادرست درمانجو نسبت به گروگان‌گیر یا آزارگر را تغییر دهند تا فرد بتواند درک درست و روشنی نسبت به شرایطی که تجربه کرده است داشته باشد. در برخی از شرایط ممکن است از روش دارودرمانی برای کاهش استرس فرد به کارگیری گرفته شده و دارو‌های ضد اضطراب تجویز شود.

سندروم لیما چیست؟

سندروم لیما نیز اختلالی کاملا برعکس سندروم استکهلم است در این سندروم این گروگان‌گیر است که از نظر عاطفی به قربانیان خود وابسته می‌شوند.

در این شرایط گروگان‌گیران به لحاظ عاطفی به ربوده شدگان وابسته شده و تسلیم نیاز‌ها و خواسته‌های آن‌ها می‌شوند.این سندروم نتیجه احساس گناه گروگان‌گیر ایجاد حس همدلی نسبت به قربانی یا قرار دادن خود به جای گروگان‌هاست که در شرایط وحشت‌آور و استرس‌زایی به سر می‌برند

نام سندرم لیما از یک آدم‌ربایی در سفارت ژاپن در لیما پرو، در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۶ می‌آید. در این گروگان‌گیری با گذشت چند روز آدم ربایان متوجه شدند که ربوده شدگان چه چیزی را تجربه می‌کنند.

رفتار‌های معمول سندرم لیما

آدم ربا از صدمه زدن به قربانی اجتناب می‌کند، به قربانی آزادی‌های خاصی می‌دهد یا حتی به او اجازه می‌دهد تا خود را آزاد کند، با برقراری ارتباط مستقیم و صمیمی در مورد مسائل مختلف نگران وضعیت جسمی و روحی قربانی است.

در این حالت گروگان‌گیر اطلاعات شخصی خود را با قربانی به اشتراک گذاشته و حتی ممکن است وعده‌هایی درباره محافظت از او بدهد در واقع گروگان‌گیر به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی آزادی قربانی را محدود نکرده و او تحت فشار و استرس نیست گاهی آدم‌ربا دچار توهم مراقبت از قربانی خود می‌شود. حتی گروگان‌گیر برای تحقق بخشیدن به این توهم خود تلاش می‌کند که زمینه بهبود وضعیت گروگان را فراهم کند. آدم ربا یا آدم ربا تمام تلاش خود را می‌کند تا وضعیت قربانی را بهبود بخشد.

درباره سندروم لیما داده‌های کمی وجود دارد و تحقیقات کمی نیز صورت گرفته است. به این دلیل که این سندروم به ندرت رخ می‌دهد.

دیدگاه کاربران
آخرین اخبار
پربحث ترین
پربازدید ترین