
راهکارهایی برای کاهش آسیب های طلاق
ازدواج از مهمترین و اساسیترین رخدادهای زندگیست و تاثیرات منفی و یا مثبت زیادی برروی افراد میگذارد. هر اندازه ازدواج اهمیت دارد جداشدن و طلاق هم به همان اندازه بزرگ و دارای اهمیت است و ممکن است فرد را با آسیبهای جدی روبهرو کند.
جامعه۲۴- یکی از مهمترین تصمیماتی که هر فرد در زندگی میگیرد تصمیم در مورد ازدواج است. ازدواج یکی از مهمترین و اساسیترین رویدادها در زندگی هر انسانیست که میتواند بسیار خوب یا بسیار بد باشد و تاثیرات مثبت یا منفی زیادی روی آنها بگذارد.
به گزارش جامعه ۲۴ ، همان اندازه که ازدواج و تاثیرات آن دارای اهمیتند، به همان نسبت جدایی هم مهم است و اگر درست مدیریت نشود میتواند تا همیشه زندگی فرد را تحتتاثیر قرار دهد و آن را دستخوش تغییرات منفی و مشکلات زیاد کند.
آسیبهای طلاق و ترس از آنها یکی از دلایلی است که گاهی سبب میشود برخی از زوجین با وجود مشکلاتی که در زندگی مشترک تجربه میکنند، برای جدایی اقدامی نکنند و بهاصطلاح بسوزند و بسازند.
به یاد داشته باشید اگرچه طلاق در برخی از مواقع میتواند برای رهایی از یک تصمیم و زندگی نادرست و اشتباه راهکار مناسبی باشد، اما بههرروی تجربه تلخیست که آسیبهایی هم به همراه دارد.
همه میدانیم جدایی دشوار است و دور ماندن از آسیبهای آن شدنی نیست، اما میتوان با راهکارهایی آنها را مدیریت و کم کرد.
ازدواجهایی که به جدایی میرسند مشکلات خاص خود را دارند و درواقع عوامل گوناگون مانند مشکلات مالی و اقتصادی و نداشتن هماهنگی میان فرهنگ خانوادهها و نداشتن شناخت کافی از هم و دیگر میتواند عاملی برای طلاق باشند. این موضوعات نشان میدهد باید پیش از ازدواج نسبت به مسائل بسیاری اندیشید و از کنار هیچ چیز بهسادگی عبور نکرد.
آسیبهای طلاق و بحرانهای پس از آن
همانگونهکه گفتیم تجربه جدایی و طلاق برای زن و مرد پیامدها و آسیبهای زیادی به همراه دارد. آسیبهای طلاق میتواند بر زندگی فردی و اجتماعی زن و مرد تا مدتها تاثیرگذار باشد. برخی از این آسیبها به دلیل شرایط روحی و اجتماعی خود فرد و برخی دیگر به دلیل قضاوتها و محدودیتهای اجتماعی ایجاد میشوند.
از مهمترین آسیبهای طلاق میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- بحرانهای و تنشهای روحی
یکی از جدیترین و مهمترین آسیبهایی که افراد پس از طلاق تجربه میکنند ناراحتیهای روحیست چیزی که تا مدتها با فرد میماند. البته این موضوع به عوامل گوناگونی بستگی دارد عواملی مانند نوع رابطه با همسر و دلیل جدایی، نوع رفتار با هم و شخصیت و ویژگیهای فرد.
فردی که به همسر و زندگی مشترک خود علاقمند بوده، در صورت تجربه طلاق، ممکن است دچار مشکلاتی مانند افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفس شود و کسی که در زندگی مشترک خود مدام اختلاف و دعوا را تجربه کرده است ممکن است دچار خشم و اضطراب شود.
بیشتر بخوانید:
با کودکان طلاق چگونه برخورد کنیم؟/ مهمترین ویژگیهای فرزندان طلاق
افزایش قربانیان اختلالات روانی در ایران
۲- داوری و قضاوت اطرافیان و جامعه
یکی دیگر از آسیبهای طلاق قضاوت اطرافیان و جامعه نسبت به کسیست که از همسر خود جدا شده است. این موضوع هم ارتباط زیادی با محیط زندگی فرد و فرهنگ حاکم بر آن دارد. فردی که در یک خانواده سنتی بزرگ شده است و در یک محله کوچک و با همان فرهنگ هم زندگی میکند نسبت به کسی که در یک شهر بزرگ زندگی میکند تجربه متفاوتی خواهد داشت اگرچه هیچکس از این داوریها در امان نیست. قضاوتهای نابهجا بهویژه در ارتباط با زنانی که از همسرشان جدا شدهاند، میتواند باعث بروز محدودیتهایی در ارتباطات و یا امکانات شغلی آنها باشد.
گاه برخی از مردم گمان میکنند کسی که از همسر خود جدا شده گناهکار است و نباید به او اعتماد کرد درصورتیکه جدایی اصلا چنین معنایی ندارد و در بسیاری مواقع تنها به دلیل تصمیم و انتخاب نادرست دچار این مشکل شده است.
۳- شک و بدبینی
برخی از افراد پس از جدایی نسبت به دیگران اعتماد کمتری دارند بنابراین این موضوع روی تشکیل خانواده دیگر بار و داشتن ارتباطی صمیمی در قالب ازدواج تاثیر منفی برجای میگذارد. این موضوع شاید سبب شود که آنها بسیاری از موقعیتهای مناسب خود را از دست بدهند.
۴- بروز مشکل هویت
برخی از کسانیکه پس از سالها زندگی مشترک جدا میشوند ممکن است در حفظ هویت خود پس از طلاق دچار مشکل شوند. معمولا زن یا مرد شخصیت خود را بر اساس روابط با همسر، فرزند، یا دوستان اجتماعی مرتبط با خانواده تعریف کردهاند.
فرد نقشهای مشخصی را به عنوان هویت منسجم خود در زندگی پذیرفته است. از هم پاشیدگی خانواده و جدایی زوجها میتواند هویت او را متزلزل کند و فرد را در ایجاد هویت جدید با مشکل روبهرو کند. اگر این موضوع در آستانه ۴۰ سالگی رخ دهد فرد را دچار بحرانهای بیشتری نیز خواهد کرد.
راهکارهایی برای کاهش آسیب های طلاق
به گزارش جامعه ۲۴ ، همانگونهکه اشاره کردیم رهایی از آسیبهای طلاق، شدنی نیست، اما میتوان با راهکارهایی آنها را تا اندازهای کم کرد. در این بخش به برخی از این راهکارها میپردازیم.
۱- موقعیت را بسنجید
درباره جدایی خوب بیندیشید و تصمیمی آنی و ناگهانی نگیرید. تصمیم برای جدایی کار یک روز و دو روز نیست و نیازمند دلایل کافیست. دقت داشته باشید هنگامی به جدایی بیندیدشید که خشمگین نیستید و بهتر آن است که با یک مشاور گاه به گاه در ارتباط باشید و گفتگو کنید، اما اگر با تمامی این موارد تصمیم به جدایی گرفتید تمامی جوانب و همچنین موقعیت خود را بسنجید.
آگاهی خود را در مورد آنچه پس از طلاق روی میدهد افزایش دهید. افرادی که پیش از شما این شرایط را پشت سر گذاشتهاند یکی از مهمترین منابعی هستند که میتوانند دراینباره به شما اطلاع دهند. کوشش کنید زندگی خود را پس از جدایی ترسیم و تصور کنید و از خود بپرسید آیا این همان چیزیست که بهدنبال آن هستید؟
۲- برنامهریزی کنید
هنگامیکه تمامی ابعاد و جوانب زندگی خود پس از جدایی را ترسیم کردید باید برای آنها برنامهریزی داشته باشید. برای مثال سعی کنید محل زندگی، درآمد، نحوه تربیت فرزندان و هر موضوع دیگری که از نظر شما باید مورد توجه قرار بگیرد را مشخص و برنامه خود برای رسیدگی به آن را نیز تعیین کنید.
۳- کمک بگیرید
از دیگران کمک بگیرید، حال این کمک میتواند مشاور و روانشناس یا دوستان و آشنایان و یا ترکیبی از هر دو باشد، اما مهم این است که این کار را انجام دهید. تنظیم قرارهای ملاقات با دوستان و اختصاص زمانهایی برای تفریح با کسانیکه دوستشان دارید میتواند به بهبود روحیه شما بسیار کمک کند.
راهکار کاهش آسیب طلاق برای کودکان
طلاق میتواند تأثیر عمیقی بر کودکان داشته باشد، اما با مدیریت صحیح و آگاهی، میتوان آسیبهای آن را کاهش داد. ابتدا باید به احساسات کودک توجه شود. والدین باید فضایی امن برای بیان احساسات کودک فراهم کنند و به او اجازه دهند درباره نگرانیها و ترسهای خود صحبت کند. همچنین، والدین باید اطمینان دهند که کودک هیچ تقصیری در جدایی آنها ندارد، زیرا بسیاری از کودکان ممکن است احساس گناه کنند.
حفظ ثبات در زندگی کودک یکی از عوامل مهم در کاهش آسیبهای طلاق است. برنامههای روزانه، مانند زمان مدرسه، خواب و تفریح، باید تا حد امکان ثابت بمانند تا کودک احساس امنیت کند. ایجاد ارتباط دوستانه و احترامآمیز بین والدین، حتی پس از جدایی، نیز بسیار حیاتی است. این رفتار نشان میدهد که کودک همچنان مورد محبت هر دو والد قرار دارد.
والدین نباید کودک را درگیر مشکلات خود کنند یا از او به عنوان واسطه برای انتقال پیامها استفاده کنند. همچنین، نباید از کودک برای انتقامجویی از شریک سابق یا جلب توجه استفاده کرد. حمایت روانی نیز نقش کلیدی دارد. در صورت مشاهده علائمی از اضطراب، افسردگی یا مشکلات رفتاری، مراجعه به مشاور یا روانشناس کودک میتواند مفید باشد.
ایجاد فرصتهایی برای گذراندن زمان کیفی با هر یک از والدین نیز مهم است. کودک باید احساس کند که هر دو والد همچنان نقش فعالی در زندگی او دارند. علاوه بر این، والدین باید بر آینده تمرکز کنند و به کودک کمک کنند که با تغییرات کنار بیاید و زندگی جدید را بپذیرد. در نهایت، صبر و عشق ورزیدن از سوی والدین کلید اصلی کاهش آسیبهای طلاق برای کودکان است.