
بحران آبی در کشور ناشی از رفتارهای اشتباه در حکمرانی آب است/ توسعه استانها نباید بر پایه آب برنامهریزی شود
ایران سالهاست که با معضل تنش آبی دست به گریبان است، تصمیمات اشتباه مسئولان مربوطه در کنار کاهش بارشها در کشور، دست به دست هم داده و شرایطی را رقم زده است که مردم و محیطزیست کشور در خطر جدی قرار گرفتهاند تا جایی که مردم به صورت شفاف و چشم در چشم مسئولان اعتراضات خود را نسبت به بحران آب فعلی فریاد میزنند.
جامعه ۲۴ ، شادی مکی: تنش آبی سالهاست که گریبان کشور را گرفته، تنشی که ابتدا از هشدار مداوم به مردم در راستای پرهیز از مصرف بیرویه آب و اشاره به مداوم به کمبود منابع آب در کشور شروع شد، اما به تدریج و با کاهش نزولات آسمانی در کشور رنگ حقیقت به خود گرفت و از هشدار نسبت به کمبود آب به بحران آب رسیدیم، فاجعهای که البته علت و ریشه آن را نه در رفتارهای نادرست و مصرف نابهجای آب که باید در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای خرد و کلان در حوزه آب جستجو کرد.
در واقع موضوع آن است که حتی اگر مردم رفتارهای ناصحیحی در استفاده از آب داشتند یا با حفر چاههای مجاز و غیر مجاز باعث هدررفت منابع آب زیر زمینی میشدند این دولت بود که باید نظارت کافی نسبت به این موضوعات داشته و با متخلفان برخوردهای قانونی و بازدارنده میکرد و همچنین این دولت بود که باید از تجویز حفر چاه آب در کنار منابع آبی خودداری میکرد.
به گزارش جامعه ۲۴ ، در رویکردی دیگر سدسازی بیرویه در کشور، پروژههای غیرکارشناسی انتقال آب، حضور صنایع آببر در استانهای فاقد منابع آبی، همگی رفتارهایی اشتباه، اما حاکمیتی در حوزه آب بودند که راه را بر هرگونه انتقادی نسبت به رفتارهای آبی مردم بسته است. وقتی حاکم با تمام تجهیزات و امکانات خود مرتکب اشتباهات فاجعهبار در حوزه آب میشود دیگر نمیتوان از مردم برای مصرف بیرویه آب خرده گرفت.
اما سیاستهای اشتباه در حوزه آب به رغم هشدارهای مداوم متخصصان، امروز کار را به جایی رسانده است که مردم مناطق آبخیز هم در کشور فریاد بیآبی سر میدهند و حتی معتقدند که باید منابع آبی آنها به روی سایر مناطق بسته شود. از سوی دیگر مردم مناطق فاقد منابع آبی نیز قاعدتا برای تمام امور خود نیاز به آب داشته و به صورت طبیعی بیآبی را بر نمیتابند، تا جایی که امروز مردم استانهای مختلف دست به اعتراض زده و البته با برخوردهای قهری هم مواجه میشوند و تاسفآورتر آنکه در اصفهان طی اقدامی به شدت غیرمنطقی و انتقادبرانگیز لوله انتقال آب از اصفهان به یزد شکسته شد. اما سوال این است که چه رفتارهایی در حوزه حاکمیت و مدیریت آب شرایط امروز کشور را به این روز کشانده است.
در همین زمینه خبرنگار جامعه ۲۴ با محمد حبوطن پژوهشگر اجتماعی در حوزه آب و سرپرست سابق مرکز امور اجتماعی آب و انرژی درباره چالشهای مدیریت آب در کشور گفتگو کرده است که در ادامه میخوانید:
بهم خوردن تعادل میان مصرف و منابع آبی، علت مهم در بحران آب
*تنش آبی در کشور طی چه پیوستاری رخ داده است و عواملی که طی سالها باعث ایجاد چنین بحرانی در کشور شده چه بوده است؟
- «در موضوع تنشهای آبی که یکی دو دهه است شاهد آن هستیم مهمترین مساله بهم خوردن تعادل میان منابع و مصارف است. این مساله را میتوانید در تمامی اظهارنظرهای کارشناسان شناسایی کنید. منابع آب کشور در حوضههای آبریز، دشتها و رودخانهها محدود و مشخص هستند، بنابراین عقلانیت و حکمرانی و مدیریت خوب ایجاب میکند که به همان میزانی که منابع تجدیدپذیر در یک دشت یا حوضه آبریز داریم آب را بارگذاری کرده و تعهداتی ایجاد کنیم.»
«هر دشت یا حوضهای که از میزان منابع آبی آن تجاوز شود یعنی هرگاه توسعه کشاورزی، صنعتی و جمعیتی بیش از میزان این منابع رخ دهد، طبیعتا مسائل اجتماعی و آبی را پیش میآورد یعنی قرار بوده از این منابع خدماتی را به بخشهای مختلف ارائه دهند، اما، چون بیش از منابع موجود برنامه ریزی کردهاند به جایی رسیدهاند که نمیتوانند به تمام اهداف مشخص شده در آن منطقه پاسخدهند یعنی منبع محدود است و به همه برنامهها نمیرسد. معضلات مرتبط با زاینده رود از ۱۰، ۲۰ سال پیش شروع شده به این دلیل که آب محدود است و یکسال آن را به کشاورزی تخصیص میدهیم سال دیگر نمیتوانیم این کار را بکنیم، صنایع آببر در این منطقه برپا شده و از طرف دیگر کشاورزی هم توسعه یافته است. جمعیت منتفع از حوضه آبریز زایندهرود ناگهان به پنج میلیون نفر افزایش یافته که علت آن هم جذابیتهای ایجاد شده در حوضه آبریز مذکور توسط سیاستگذاران است، لذا امروز بیش از منابع موجود در حوضه آبریز، بارگذاری شده است و این مسئله باعث شده که به همه آب نرسد.»
«حکمرانی خوب در حوضه آب به این سوال پاسخ میدهد که چه کسانی در حوزه مدیریت منابع آبی کشور تصمیم میگیرند، چگونه تصمیم میگیرند و این تصمیمگیریها بر چه مبنایی بوده است، پاسخ به این سوالات تعریف حکمرانی آب را تشکیل میدهد. اگر تعادل یک حوضه آبریز بهم خورده است قطعا مقصر مردم نیستند، زیرا مردم سدسازی نکردهاند، آب را از جایی به جای دیگر منتقل نکرده و مجوز حفر چاه را صادر نکردهاند. با تصویب قانون ملی شدن آب، ساختار اجرایی آن نیز ایجاد شده که چنین تصمیماتی را اتخاذ کرده است؛ بنابراین این حکمرانی جایی از کارش ایراد داشته که شاهد از بین رفتن حوضهآبریز گاوخونی، زاینده رود، خشک شدن دریاچه بختگان و مشکلات آبی خوزستان هستیم.»
*یکی از ایراداتی که متخصصان استانهای پرآب مانند خوزستان وارد میکنند آن است که در شورای آب نمایندگانی از استانهای پرآب حضور ندارند و همه اعضای این شورا از استانهای کویر نشین و مرکزی کشور هستند. به نظر شما این موضوع در ایجاد شرایط فعلی تاثیرگذار بوده است؟
-«عقل جمعی ایجاب میکند که تصمیمگیری به صورت همگانی رخ داده و تمامی ذینفعان و ذیمدخلان در تصمیمگیری حضور داشته باشند و این مساله نشاندهنده هوشمندی نظام مدرن در جهان است. در کشورهای توسعهیافته شورایی از تمامی دستاندرکاران دولتی، غیردولتی، دانشگاهی و نهادهای مدنی تشکیل میشود تا در یک حوضه آبریز جمع شده و با هم تصمیمگیری کنند. در کشور ما چنین چیزی نبوده است و دستگاههای اجرایی یا دولتی کنار هم نبودهاند، وزارت نیرو بوده که به تنهایی تصمیمگیری کرده است و امروز متوجه میشویم که این رفتار درست نبوده است.»
«با همین منطق وزارت نیرو از سالهای گذشته به دنبال آن بود که یک مدیریت حوضه آبریز را در کشور مستقر کند، اقدامات اولیه انجام شد و تداوم هم دارد به این معنا که هر حوضه آبریزی یک شورا یا سازمان حوضه آبریز داشته باشد و نمایندگانی از کشاورزی، صنعت، آب، محیط زیست، نهادهای مدنی، بهرهبرداران و... در آن حضور داشته باشند. این مساله باعث میشود خطای تصمیمگیری کم باشد. در واقع اگر در چنین تصمیمگیریهایی فقط ساکنان مناطق خشک حضور داشته و نماینده سایر مناطق نیستند اشتباه است.»
«اگر از یک حوضه مبدا مانند کارون، آب به حوضه مقصد مانند مناطق مرکزی کشور نیاید چرا نباید از نمایندگان حوضه آبریز مبدا در این تصمیمگیری حضور داشته باشند تا بتوانند به نحوی تصمیمگیری کنند که هر دو حوضه آبریز راضی باشند و امروز شاهد دعوا بین استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری، اصفهان و خوزستان و ... نباشیم. علت این درگیریها آن است که هیچوقت گفتگو انجام نشده، چه بسا که در فرایند گفتگو ممکن بود سندی تدوین شود که در آن توافق و تفاهمی بین حوضه مبدا و مقصد وجود داشته باشد و این مساله باعث شود که همگی به این توافق تمکین کنند. امروز اگر خط لولهای شکسته میشود، به این دلیل است که وقتی آب را از حوضه مبدا به حوضه مقصد منتقل میکنیم، هیچ سند تفاهم و قراری در این زمینه در طول تاریخ ۷۰ ساله مدیریت آب در کشور وجود نداشته و گفتگویی انجام نشده است.»
نباید توسعه در استانهای مختلف بر پایه آب صورت بگیرد
*در نگاه غیرتخصصی عامه مردم که بعضا اقدام به شکستن خط لوله هم میکنند، این مساله وجود دارد که هر استانی آب را متعلق به خود میداند این درحالی است که ۸۵ میلیون نفر ساکن ایران آب نیاز دارند، فارغ از اینکه پروژههای انتقال ما نادرست بوده است، اما نگاه درستی که مردم باید در این زمینه داشته باشند چیست؟
-«یکی از بزرگترین مشکلات در توسعه کشور ما آن است که با موضوع آب برخورد آمایش سرزمینی نداشتهایم، به این معنی که هر حوضه آبریز یا منطقهای ذاتا یک سری مزایای منطقهای و برتریهای آمایشی دارد که استان یا منطقه همجوار آن ندارد، یعنی در یک استان مانند یزد یا کرمان میتوانست تمرکزی از توسعه معدنی رخ دهد. در برخورد آمایشی، کشاورزی را در این استانها توسعه نمیدهند و با توجه به ظرفیتهای معدنی آنها صنایع معدنی که معمولا نسبت به کشاورزی آب کمتری میخواهد را گسترش میدهند. در مقابل در خوزستان که بهترین اراضی را داشته، اما ظرفیت معدنی ندارد کشاورزی را توسعه میدهند، در اصفهان و شیراز گردشگری توسعه مییابد به این دلیل که بهترین المانهای گردشگری و توریستی را دارند.»
«در کشور ما طی ۷۰ سال گذشته مسئولان بهویژه مسئولان سیاسی منطقهای بر سر تخصیص بودجه به سمت استان خود رقابت داشتند و خواستند کاری کنند که استان تحت مدیریتشان هم قطب گردشگری باشد، هم قطب صنعتی و کشاورزی و هم از نظر جمعیتی توسعه یابد. نمونه دیگر آنچه در استان اصفهان رخ داد را در دشت مشهد مشاهده میکنیم. این دشت هم قطب کشاورزی است هم قطب صنعتی و هم قطب گردشگری، این درست نیست و تجربه جهانی میگوید این شرایط امکانپذیر نیست و باید تنها یکی از این موارد برای یک منطقه انتخاب شده و با توجه به شرایط آن منطقه توسعه داده شده و آب را به همان بخش تخصیص میدادند؛ بنابراین سیاستگذاری ما به لحاظ آمایش سرزمینی درست نبوده و رعایت نشده است. در واقع این موضوع که ظرفیت منطقه بررسی و انتخاب شده و متناسب با آن ظرفیت منطقه توسعه یابد وجود نداشته است.»
«این برخوردها باعث میشود که مردم نسبت به اینکه چرا به استان ما آب منتقل نمیشود یا از استان ما آب منتقل میشود اعتراض کنند، درحالیکه این سیاستگذاران هستند که باید به کمک علم تشخیص دهند مردم نباید منابع آب را در بخشهای مختلف توسعه مصرف کنند و باید مزایای منطقهای را گسترش میدادند و بیشتر به سوی اشتغال در این بخشهای جذب میشدند؛ بنابراین سوال مردم درست است، اما ریشه آن در تصمیمات سیاستگذاران بوده است که این وضعیت را رقم زده است.»
بیشتر بخوانید: گندمکاران خوزستان زیر تیغ بیآبی/ جنگ آب؛ هشداری که هیچگاه جدی گرفته نشد
ریلگذاری توسعه در کشور باید کمآب محور باشد
*آیا با وجود همه این تصمیمگیریهای اشتباه و غیر علمی و صدمات ناشی از آن باز هم راه حلی برای ترمیم این وضعیت وجود دارد؟
- «اصولا مساله آب جزو مسائل پیچیدهای است که به آنها مساله بدخیم گفته میشود، یعنی مسائلی که حتی به راحتی نمیتوان مساله را تعریف کرد یا صورتبندی خاصی از مساله ارائه داد و به قدری در مساله پیچیدگی وجود داشته و ذینفعان و اطراف متعدد در آن وجود دارند که نمیتوان مساله را به خوبی تعریف کرد. انیشتین میگوید؛ اگر یک مسالهای داشته باشم و به من فرصتی یک ساعته بدهند و زندگی من در گروه حل این مساله باشد، ۵۵ دقیقه را صرف تعریف مساله میکنم و بعد از آن ۵ دقیقه باقیمانده برای حل مساله کافی است. امروز مساله آب به چنین نگرشی نیاز دارد.»
«وقتی با چنین پدیدهای مواجه هستیم باید ابتدا مساله آب را به درستی تعریف کنیم، یعنی مساله زایندهرود را امروز باید به درستی تعریف کنیم و وقتی تعریف انجام شد میشود به راهحلها فکر کرد. یکی از راهحلها تغییر ریلگذاری توسعه در سطح دولت است، یعنی توسعهای که طی ۱۰۰ سال گذشته ایجاد دولت مدرن در ایران به ناچار بر دوش کشاورزی گذاشته شده آنهم در شرایطی که میزان بارندگی در کشور ما یک سوم بارندگی جهان است و میزان تبخیر در آن چند برابر است، در چنین کشوری نباید ریل توسعه به سمت تکیه بیش از حد به منابع آب باشد، زیرا کشوری خشک است و باید این ریلگذاری به سمت توسعه کمآب محور باشد.»
«در خصوص استفاده از ظرفیت جامعه برای حل معضل آب یکی از مسائل این است که گفتگو بین علم و سیاستگذاری رخ دهد این رویکردی است که در کشورهای اتحادیه اروپا راه حلی شناخته شده است. وقتی مسالهای پیش میآید دانشمندان در کنار سیاستگذاران نشسته و مسال را حل و فصل میکنند. ما در سالهای گذشته چنین برخوردی نداشتهایم و سیاستمداران کار خود و دانشمندان و دانشگاهیان هم کار خود را میکردند و صدایشان خیلی شنیده نشد. اگر راهحلها بخواهد در حوزه آب انجام شود باید میان علم و سیاستگذاران گفتگو شکل گیرد. همچنین ظرفیت جوامع مدنی مانند تشکلهای محیطزیستی هم باید مورد استفاده قرار بگیرد، زیرا این جوامع به دنبال خیر عمومی هستند، خیلی کم اتفاق میافتد که یک سازمان مردمنهاد بهدنبال منافع کشاورزی و صنعتی خود یا منطقه خود باشند به این دلیل که این سازمانها از نظر تولید به بخش خاصی تعلق ندارند بلکه افرادی دغدغهمندی هستند که به دنبال منافع جامعه هستند.»
گروههای مرجع در حل مساله کم آبی مشارکت داده شوند
«در اصفهان مردمی که معترضند کشاورزانی هستند که برای رونق کشاورزی خواستار پرآب شدن زایندهرود بودند. در کنار آنها مردم عادی هم حضور داشتند که دوست دارند اصفهان را مانند همیشه زیبا ببینند. این دو گروه منافع یکسانی ندارند و حتی اگر آب وارد رودخانه شود باز هم بحث بر سر آن خواهد بود؛ یکی میگوید آب باید برای زیبایی شهر باشد و یکی هم خواهد گفت که اراضی من تشنه هستند و باید آب به سمت اراضی بیاید. اما جوامع مدنی به دنبال خیر عمومی هستند بنابراین راه حل اجتماعی حل مساله آن است که جامعه و گروههای مرجع در حل این مساله مشارکت داده شده و در گفتگویی که به آن اشاره کردم به عنوان مدافعین محیط زیست حضور داشته باشند. تا وقتی که گفتگو رخ ندهد نمیتوانیم به راه حل برسیم، راهحلهایی که قطعا زودهنگام نخواهد بود. معضلات آب در کشور طی چهار، پنج دهه اخیر رخ داده و حل آن هم به زمان نیاز دارد و بعید میدانم راه حل کوتاه مدتی وجود داشته باشد.»