
کودکان کوت عبدالله در فاضلاب جان میدهند/ کودک ۲۲ ماهه قربانی جدید محرومیت
مرگ کودکی که والدینش در حسرت جشن تولد دو سالگیاش ماندند بسیار تلخ است، اما رنج افزونتر زمانی است که این کودک در یک جوی فاضلاب بدون پوشش جانش را از دست بدهد. ماجرای تلخی که در اولین روز هفته جاری رخ داد و فرزندان یکی از مناطق محروم خوزستان را به کام مرگ کشاند.
جامعه ۲۴، شادی مکی: ۲۶ بهمن ماه ۹۹ بود که دانیال ناصری کودک ۳ ساله اهل منطقه به شدت محروم کوتعبدالله خوزستان جان خود را در یک جوی روباز فاضلابی که درست در مقابل خانهاش قرار داد از دست داد. در آن زمان هیچ نهادی حاضر به پذیرش مسئولیت نبود و تنها مشکل مسئولان مختلف شهر هم آن بود که محل زندگی کودک خارج از منطقه شهری است!
حالا با گذشت ۲ سال، مرگ دلخراش کودکی ۲۲ ماهه در یکی از روستاهای همین کوتعبدالله که گویا در محرومیت گوی سبقت را از شهر کوت عبدالله ربوده است، بار دیگر یادآور جانهای عزیزی شد که در پس بیتوجهیها و غفلتهای مسئولان استانی و کشوری در اقصی نقاط کشور از دست میرود.
پیکر بیجان فرزندم را از فاضلاب بیرون کشیدم
ارکان سجرات ، نام کودک اهل قلعهچنعان است که شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ حدود ساعت ۲۲:۳۰ شب، پیکر بیجانش از زیر جوی فاضلاب روبازمحله بیرون کشیده شد. جوی فاضلابی با عمقی حدود ۶۰ سانت و لبریز از فاضلاب که درست در چند قدمی منزلش قرار داشت.
پدر ارکان ماجرا را اینگونه برای جامعه ۲۴ شرح میدهد: ارکان فرزند چهارم خانواده بود و هنوز دو ساله نشده بود. شنبه شب فرزند بزرگترم برای خرید از سوپر مارکت محل از خانه خارج شد. ارکان هم در این سن و سال بازیگوش بود و بدون اینکه کسی متوجه شود به دنبال او از خانه بیرون رفت.
پدر ادامه میدهد: ما دقایقی بعد متوجه شدیم فرزند کوچکمان در خانه نیست. سریع خودم را به سوپر مارکت رساندم گفتم شاید ارکان با برادرش به مغازه رفته باشد، اما فرزندم گفت که برادرش با او نبوده است.
به گزارش جامعه ۲۴ پدر دل نگران از سرنوشت کودکی که سالهای زندگیاش هنوز به ۲ سال هم نرسیده شروع به پرس و جو از همسایهها میکند، اما آنها هم خبری از ارکان ندارند. حالا دیگر درون والدین کودک مانند سیر و سرکه میجوشد.
حسی عجیب پدر را به سوی جوی جلوی منزل که از لجن و فاضلاب لبریز است میکشاند تنها اندکی جستجو لازم است تا والدین پیکر کودکشان را از زیر پل کوچک روی جوی بیرون بکشند. ارکان نفس نمیکشد، نفسهای مکرر پدر که به دهان و سینه کوچک ارکان سرازیر میشود هم فایده ندارد، پزشکان بیمارستان نیز کاری از دستشان ساخته نیست. ارکان طی چند دقیقه در جوی روباز فاضلاب جان سپرده و قربانی سهلانگاریها میشود. روایت که به اینجا میرسد تنها صدای هق هق جانسوز پدر از آن طرف گوشی شنیده میشود.
به گفته پدر، خانواده چند ماهیست که در قلعهچنعان ساکن شدهاند و مدتی پیش زمانیکه مسئولان مربوطه جدول را روی جوی فاضلاب قرار دادهاند به آنها وعده میدهند که به زودی روی جوی را میپوشانند، اما این اتفاق نمیافتد.
حالا خانواده داغدار از دهیاری روستا شکایت کرده است. شکایتی که حتی اگر به ثمر هم بنشیند، جان از دست رفته کودک و داغ خانواده را التیام نخواهد بخشید.
بیاعتنایی به جان سرمایههای آینده کشور
به گزارش جامعه ۲۴ ، این روایتها تنها حوادثی تکاندهنده نیستند بلکه داستان زندگی و مرگ خاموش و دردناک مردمی هستند که از حداقلیترین امکانات شهری و اساسیترین حقوق خود یعنی حق بر حیات سالم محرومند.
کانالهای روباز فاضلاب به عنوان خطری بالقوه مردم و بهویژه کودکان را در مناطق محروم کشور تهدید میکنند. خطری که نه تنها به واسطه ریسک بالای غرقشدگی در این کانالها که به عنوان منشاء شیوع بسیاری از بیماریها جان شهروندان کشور را در این منطقه به چالش میکشند.
نکته قابل توجه آنکه در شرایط بغرنج کاهش روزافزون جمعیت و تشویق و ترغیب سیاستگذاران به فرزندآوری خانوادهها بدون توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود، جان کودکانی که متولد شدهاند در چشم بر هم زدنی قربانی بی تدبیریها، بیاعتناییها و بیمسئولیتیها شده و این سرمایههای کوچک آینده در سکوت و محرومیت جان میدهند تا کودکان دیگر متولد شده و بار دیگر خانوادهای دیگر را داغدار کنند.
بیشتر بخوانید: مرگ پایان بازی کودکان/ کودکانی که با اهمال مسئولان و پدران و مادران قربانی شدند
در این بین، اما مردمی که به خوبی میدانند ضامن زندگی و آینده فرزندانشان نه وامهای چند ده میلیون تومانی که امکانات و رفاه اجتماعی و اقتصادی در ابعاد خانوادگی و کشوریست با مشاهده چنین تصاویری چگونه ریسک فرزندآوری را بپذیرند؟
اقدامات قرارگاه خاتم فاضلاب را به خانه مردم آورد
با ایران زرگانی، فعال اجتماعی و سیاسی اهل قلعهچنعان درباره موضوع کانالهای روباز فاضلاب و شرایط این منطقه گفتگو کردیم.
زرگانی در توضیح این ماجرا به جامعه ۲۴ میگوید: بافت قلعهچنعان، روستایی و فرسوده است، این روستا به تازگی در جرگه شهرها قرار گرفته و به لحاظ خدماتی از زیرساختهایی مانند شبکه فاضلاب و آب و برق و ... محروم است.
وی با بیان اینکه مدتی پیش طرح جامع فاضلاب اهواز توسط قرارگاه خاتمالانبیا آغاز شد و قلعهچنعان هم از مسیر این طرح میگذرد، ادامه میدهد: شورا واقعا قصد داشت این جویهای باز را تبدیل به منهول کرده و زیرسازیهای فرسوده را نو کند اما این قرارگاه تقریبا ۲ سال است که تمام منطقه را زیر و رو کرده است مثلا آسفالتها را کندهاند و مشغول انجام کارهای عمیق هستند.
این فعال اجتماعی و سیاسی با تاکید براینکه هیچ سازمانی به مساله کانالهای روباز فاضلاب رسیدگی نمیکند، میگوید: شهرداری هم تنها میتواند این جویها را تمیز میکند و گاهی هم آهکپاشی میکند. قرارگاه خاتم همه چیز را به هم ریخته و تا فعالیت آن تمام نشود شورا نمیتواند کاری کند.
وی تصریح کرد: قرارگاه خاتم بلوار ورودی قلعهچنعان را از ابتدا تا انتها کند و بدون اجازه و ورود دهیاری و شورا برای انجام کارهایشان، دستگاههای پمپاژی که آب و فاضلابها را به یک زمین بایر میریخت خاموش میکند تا جایی که گاهی ارتفاع فاضلاب در قلعهچنعان به بیش از یک متر رسیده و به خیابان و حتی خانهها میریزد. سوال ما از قرارگاه این است که چرا از اول برنامهریزی مناسبی انجام ندادید.
فرمانداری و بخشداری میتوانستند مشکل فاضلاب را حل کنند
زرگانی خاطرنشان میکند: اقدامات قرارگاه خاتم به طور کلی خوب است، اما نباید بین جمعیت این اقدامات را انجام بدهد. در حال حاضر بلوارهایی که ساختهایم و آسفالتها که ما انجام دادیم را قرارگاه کنده است. فاضلابهای سنتی را ما همانطور که گفتم از بین بردند. مردم هم نمیتوانند هر وقت چیزی گفتند به آنها پاسخ داده شد که ما از دولت یا از فلان نهاد خاص هستیم.
وی تصریح میکند: در حال حاضر قرارگاه لولهگذاریهایی در برخی خطوط انجام داده است و کار خودش خوب شد، اما حال منطقه خراب شده است، زیرا ساختار فاضلاب منطقه همچنان سنتی بوده و مشخص نیست چه زمانی به شبکه فاضلاب جدید متصل میشود. مسیر خروجی فاضلاب منطقه را تغییر دادهاند. یکی از این جویها هم دم درب خانه ارکان بود که پر بود و باعث شد این بچه جانش را از دست بدهد.
به گفته این فعال اجتماعی مشکل کانالهای فاضلاب قلعهچنعان، اما پیش از ورود قرارگاه خاتم میتوانست توسط فرمانداری و بخشداری حل شود، زیرا این جویها از ۵۰ سال نیز پیش بوده است. امروز، اما قلعهچنعان پرجمعیت شده و بیش از ۲۵ هزار نفر جمعیت دارد و تحمل شرایط برای مردم سخت شده است.
آنطور که زرگانی میگوید: جویی که ارکان را به کام مرگ کشاند بسیار کوچک بود، اما در این منطقه جویهای روباز بزرگی قرار دارد که تا کنون چند نفر از اهالی به درون آن افتادهاند، اما جان خود را از دست ندادهاند. این جویها برای زندگی اهالی خصوصا کودکان به شدت خطرآفرین است. تنها رسیدگی به این جویها همان ماهی یکبار لایروبی آنان است.
وی عنوان میکند: نهادهای بالادستی شورا یعنی بخشداری و فرمانداری باید در این ماجرا محکوم شوند، زیرا باید نظارت داشتند. درد ما زیاد است. چرا باید اهالی آنقدر امنیت نداشته باشند که فرزندشان دم درب خانه داخل جوی بیفتد و جانش را از دست بدهد. متاسفانه جمعیت کنونی ما در وزارت کشور ثبت نشده است و آماری که در این نهاد وجود دارد ۱۱ هزار نفر است، یعنی ما بهخاطر بیمسئولیتی یک عده که این آمار را ثبت و اطلاعرسانی نکردهاند باید رنج بکشیم.
این فعال اجتماعی و سیاسی خاطرنشان میکند: اگر جمعیت ۲۵ هزار نفری قلعهچنعان در وزارت کشور ثبت شود به لحاظ بودجه پیشرفت میکنیم و میتوانیم برای مردم کار اساسی انجام بدهیم. ۲۲ خیابان این منطقه دارای کانالهای فاضلاب و جویهای روباز هستند. وقتی بودجه نیست چگونه میتوان به شهر رسیدگی کرد. از بخشدار، فرماندار و استاندار درخواست میکنم کاری کنند که آمار واقعی ما در وزارت کشور ثبت شود. با ثبت جمعیت واقعی ما میتوانیم مطالبهگر باشیم اما در این مساله نهادهای ذیربط همکاری نمیکنند.
بودجه کافی برای پوشاندن فاضلاب منطقه نداریم
وی میگوید: تنها مطالبه ما ثبت آمار کنونی ما در وزارت کشور است، تغییر جویهای روباز به منهولها هزینه بالایی میطلبد. طول هر خیابان در این منطقه یک کیلومتر است و بودجه شهر برای رسیدگی به جویهای فاضلاب در این خیابانها کافی نیست. اگر آمار ما افزایش یابد بودجه در نظر گرفته شده برای مدیریت شهر هم افزایش مییابد.
زرگانی با بیان اینکه مردم این منطقه بسیار محروم هستند، عنوان میکند: روبروی قلعهچنعان نیز منطقهای به نام روستای کوی امام حسین قرار دارد که قبلا جزو همین منطقه بودند، اما از ۸ سال پیش جداسازی انجام و این روستا از قلعهچنعان جدا شد، اما زیر نظر همین قلعهچنعان است. این روستا حتی شبکه فاضلاب سنتی و جوی روباز هم ندارد. فاضلاب این روستا مستقیم از خانه به داخل خیابان میریزد.
وی خاطرنشان میکند: سلامت مردم این روستا نیز به شدت در خطر است و هیچی ندارند. جمعیت این روستا ۲ یا ۳ هزار نفر است، اما در وزارت کشور آمار این روستا ۲۰۰ نفر ثبت شده است. به مردم این روستا میگویند به خاطر آمار کم جمعیت روستا کاری انجام نمیدهیم و بودجه این منطقه بسیار پایین است. به عنوان مثال زمانی که باران میبارد مادران فرزند دانشآموز خود را در گاری سه چرخ میگذارند و با سختی زیاد به مدرسه میبرند.