
پوشش زنان همگام با مسائل خطیر جامعه
این روزها در بحبوحه تنگناهای اقتصادی در زیر پوست یک کشور در حال گذار از تحریمها و تنشهای جهانی، باز هم جدل بر سر پوشش زنان همگام با سایر مسائل خطیر جولان میدهد، حکایتی است پرتکرار و حل نشده؛ حکایتی که طلب میکند یک بار برای همیشه در یک مناظره آزاد، نمایندگان دو خوانش به بحث نشسته و سیمای زن مسلمان را از خوانشهای غیراصیل منزه کند
جامعه ۲۴- ترجمه زنانگی در دولتهای مختلف ایران دچار افتوخیزهایی بوده است که در جامعه شبکهای منجر به چالش هویتی برای زنان شده است. پس چنانچه مسأله پوشش زنان همراستا با مسائل حیاتی جامعه است، اهتمام به آن از دریچههای مختلف و زوایای متعدد قابل بحث و بررسی است.
بحث از سیمای زن در اندیشه اسلامی یکی از مناقشهبرانگیزترین مباحثات حقوقی، اجتماعی و دینی طی سالهای اخیر بوده است. هر چند در این خصوص سخنان فراوان گفته شده، اما هر روز با توسعه دانش و گسترش علوم و معارف جدید، عرصههای نوینی به روی اندیشمندان گشوده میشود و راه را برای مباحثات جدید هموارتر میسازد. با غض نظر از برخی دیدگاههای کم اهمیتتر، دو نگرش کلان نسبت به حقوق زن در اندیشه و معرفت دینی به چشم میخورد؛ که هر یک سیمای متفاوتی را از این موجود پر رمز و راز به نمایش میگذارد؛ بهگونهای که میتوان قائل به سیمای دوگانه از او در معرفت اسلامی شد.
از یکسو آیاتی و روایتی را میبینیم که از زن چهرهای انسانی را ارائه میکند که بیهیچ تبعیضی همپای مرد از صفات و حقوق یکسانی برخوردار است؛ و از سوی دیگر آیات و روایتی را شاهدیم که زن را چهرهای درجه دو، فرودست، آسیبپذیر و نیازمند پاسداری مرد ارائه میکند.
بیشتر بخوانید: حجاب اجباری و ممنوعیت مشروب مانع سفر روسها به ایران
اگر بپذیریم که حقیقت دین واحد و یگانه است و حکیم مدبر عالم نمیتواند احکام متضادی را در موضوع واحد یعنی زن صادر کند؛ سؤالی در اینجا قابل طرح است اینکه: این نگرشهای متفاوت و حتی متضاد از زن و حقوق و تکالیف او در ادبیات دینی چیست؟
اهمیت طرح چنین پرسشی و پیدا کردن پاسخی درخور برای آن بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر اهمیت تئوریک موضوع، کاوشهای عالمانه در این راه میتواند به رفع موانع موجود در مسیر تحقق تمام عیار حقوق زنان که نیمی از جوامع بشری را تشکیل میدهند، کمک شایان توجهی بنماید؛ بهخصوص که حقوق زنان در جوامع اسلامی و از جمله ایران بر اساس نگره خاصی به زن و نیز ارائه سیمای خاصی از او شکل گرفته؛ موضوعی که باب انتقادات فراوانی را گشوده است. بیتردید تلاش در جهت منقح کردن این چهره و پالودن بسیاری از شائبهها از سیمای دین راه را برای رفع بسیاری از تبعیضها و تحقق عدالت جنسیتی در جوامع اسلامی خواهد گشود.
باور نگارنده این است که تفاوت در سیمای دوگانه زن نزد مسلمانها بیشتر ریشه در پیشپنداشتها و مفروضات معرفتشناسانه ایشان دارد. اینکه ما با کدام انتظار به سراغ متون دینی برویم، به کدام معارف و دانشهای بشری هنگام مطالعه متون دینی مجهز باشیم، کدام شیوه و روش را در فهم متون دینی به کار بریم، طبعاً در درک و دریافت ما از سیمای زن و حقوق و تکالیف او در متون دینی متفاوت خواهد بود. به عبارتی تفاوت مسلمانها در خصوص ارایه سیمای زن بیش از آنکه تفاوت در نظر باشد تفاوت در منظر یا افق فهم ایشان است نه در قوانین ثابت.