صفحه نخست

حوادث

روان

تغذیه

سبک زندگی

گردشگری

گوناگون

عکس

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۶۱۵۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۹ ۲۳ بهمن ۱۴۰۴

اعتماد به نفس، کلمه‌ای کوچک اما با تأثیری بزرگ و سرنوشت‌ساز در زندگی هر انسانی است. همه والدین آرزو دارند فرزندانی داشته باشند که شجاع، با‌نظر، مستقل و توانمند باشند؛ کودکانی که در جمع احساس راحتی کنند، از اشتباه کردن نترسند و برای رسیدن به رویاهایشان تلاش کنند.

جامعه ۲۴- اعتماد به نفس، کلمه‌ای کوچک اما با تأثیری بزرگ و سرنوشت‌ساز در زندگی هر انسانی است. همه والدین آرزو دارند فرزندانی داشته باشند که شجاع، با‌نظر، مستقل و توانمند باشند؛ کودکانی که در جمع احساس راحتی کنند، از اشتباه کردن نترسند و برای رسیدن به رویاهایشان تلاش کنند. اما اعتماد به نفس یک ویژگی ذاتی نیست که برخی با آن به دنیا بیایند و برخی دیگر محروم باشند؛ بلکه مهارتی است که در خانه و با رفتار والدین شکل می‌گیرد. تربیت کودک با اعتماد به نفس یک هنر است که نیاز به آگاهی، صبر و رفتار آگاهانه دارد. در این مقاله، راهکارهای عملی و علمی را بررسی می‌کنیم تا بتوانیم بستری محکم برای رشد شخصیت فرزندانمان بسازیم.

اعتماد به نفس در کودکان یعنی چه؟

قبل از هر چیز باید تعریف درستی از اعتماد به نفس داشته باشیم. اعتماد به نفس در کودک به معنای این نیست که او فکر کند "بهترین" است یا هیچ نقصی ندارد. اعتماد به نفس واقعی یعنی کودک باور داشته باشد که "قابل" است و توانایی مقابله با چالش‌های زندگی را دارد. کودک با اعتماد به نفس، ارزش خود را از انجام کارهای درست یا موفقیت‌های بیرونی نمی‌گیرد، بلکه خود را صرف نظر از شرایط، دوست دارد و به توانایی‌هایش ایمان دارد. این کودکان وقتی شکست می‌خورند، ناامید نمی‌شوند، بلکه می‌گویند: "من هنوز یاد نگرفتم" نه اینکه "من ناتوانم".

۱. پذیرش بی‌قید و شرط؛ سنگ بنای عزت نفس

مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اعتماد به نفس، احساس "ارزشمندی" است. کودک باید بداند که او را به خاطر وجودش دوست دارید، نه به خاطر نمرات ۲۰اش، تنیس بازی کردنش یا خوش‌اخلاقی‌اش. وقتی محبت ما مشروط به موفقیت می‌شود، کودک دچار این باور می‌شود که اگر اشتباه کنم یا شکست بخورم، دیگر دوست‌داشتنی نیستم. به فرزندتان بگویید: "تو را خیلی دوست دارم." حتی روزهایی که لجبازی می‌کند یا کار اشتباهی انجام می‌دهد. باید بین "رفار" و "فرد" تفکیک قائل شویم. ما می‌توانیم رفتار بد را نپسندیم و تذکر دهیم، اما این به معنی پس زدن کودک نیست. این احساس امنیت عاطفی، به کودک جرات می‌دهد تا ریسک کند و دنیا را کشف کند.

۲. تشویق تلاش، نه فقط نتیجه

بسیاری از والدین ناخواسته دچار این اشتباه می‌شوند که فقط وقتی کودک موفق می‌شود او را تحسین می‌کنند. اما روانشناسی می‌گوید باید "تلاش" و "فرآیند" را تشویق کنیم. اگر کودکی در نقاشی کردن تلاش کرد اما نتیجه خوبی نداشت، به جای اینکه بگویید "این چی شد؟"، بگویید: "می‌بینم که خیلی وقت گذاشتی و از رنگ‌های زیادی استفاده کردی، عالیه!"

این رویکرد که به آن "ذهنیت رشد" می‌گویند، باعث می‌شود کودک از تلاش کردن نترسد. اگر او فقط برای نتیجه تشویق شود، از کارهای سخت فرار می‌کند چون می‌ترسد شکست خورده و تحقیر شود. اما اگر تلاشش دیده شود، به چالش‌ها به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه می‌کند.

۳. استقلال و اجازه تصمیم‌گیری دادن

هیچ چیز به اندازه "کنترل‌گری بیش از حد" اعتماد به نفس را از بین نمی‌برد. وقتی والدین برای همه چیز، از پوشیدن لباس تا انتخاب اسباب‌بازی، تصمیم می‌گیرند، پیام ناخودآگاهی که به کودک می‌دهند این است: "تو توانایی تصمیم گرفتن نداری، من باید به جایت تصمیم بگیرم."

به کودکان خود حق انتخاب دهید. انتخاب‌ها باید متناسب با سنشان باشد. مثلاً به یک کودک نوپا بگویید: "می‌خوای لباس آبی بپوشی یا قرمز؟" یا به یک نوجوان بگویید: "برای برنامه آخر هفته چه نظری داری؟". وقتی کودک می‌بیند نظراتش احترام گذاشته می‌شود، حس می‌کند که بر زندگی خودش کنترل دارد و این حس کنترل، خمیره اصلی اعتماد به نفس است.

۴. اجازه اشتباه کردن و تجربه شکست

والدین محافظه‌کار اغلب سعی می‌کنند کودک را در برابر هرگونه شکست، ناامیدی یا خطا حفظ کنند. اما این کار مانند این است که کودک را در یک حباب شیشه‌ای نگه داریم. کودک باید یاد بگیرد که اشتباه کردن بخشی از زندگی است. وقتی کودکی می‌افتد و بلند می‌شود، لیوان می‌شکند و تمیز می‌کند، یا در مسابقه می‌بازد، در واقع درس‌های ارزشمندی درباره تاب‌آوری می‌آموزد.

نقش شما در این لحظات حیاتی است. به جای اینکه فریاد بزنید "گفتم مراقب باش" یا "دیدی اشتباه کردی"، بگویید: "باشه، اتفاقی افتاده. فکر می‌کنی چطور می‌تونیم درستش کنیم؟". این نگرش به کودک یاد می‌دهد که اشتباه، پایان دنیا نیست و او توانایی جبران کردن آن را دارد.

۵. نقش الگو بودن والدین

کودکان مثل آینه‌ای هستند که رفتار والدین را بازتاب می‌دهند. اگر شما خودتان در برابر مشکلات زانو بزنید، مدام از خودتان انتقاد کنید یا جلوی کودک بگویید "من بی‌عرضه‌ام"، نمی‌توانید انتظار داشته باشید فرزندتان اعتماد به نفسی بالاتر از شما داشته باشد. نشان دهید که چطور با استرس مقابله می‌کنید، چطور بعد از یک روز سخت خوشحال می‌شوید و چطور به توانایی‌های خودتان افتخار می‌کنید. وقتی کودک ببیند پدر و مادرش با وجود نقص‌ها، خودشان را دوست دارند و با اعتماد به نفس زندگی می‌کنند، او نیز این الگو را درونی می‌کند.

۶. دوری از مقایسه کردن، سم کشنده اعتماد به نفس

هیچ چیز به اندازه مقایسه کردن کودک با خواهر، برادر، همکلاسی یا دوستانش، اعتماد به نفس او را نابود نمی‌کند. جملاتی مثل "چرا مثل فلانی نیستی؟" یا "ببین بچه همسایه چه نمره‌ای گرفت!"، کودک را در رقابتی قرار می‌دهد که در آن همیشه بازنده است. هر کودک منحصر به فرد است و استعدادها و زمان‌بندی رشد خاص خودش را دارد. مقایسه کردن فقط باعث می‌شود کودک احساس کند که "کافی نیست". به جای مقایسه، روی پیشرفت خودش تمرکز کنید. مثلاً بگویید: "دیگر توانستی کفش‌هایت را خودت پوشی، نسبت به هفته پیش خیلی پیشرفت کردی."

۷. محیطی امن و پر از محبت

کودک در خانه باید احساس امنیت خاطر داشته باشد. دعواهای شدید والدین، پرخاشگری و تنش در محیط خانه، باعث می‌شود کودک دائماً در حالت هوشیار و ترس باشد. کودکی که در خانه احساس امنیت ندارد، نمی‌تواند در بیرون از خودش دفاع کند یا اعتماد به نفس نشان دهد. خانه باید پناهگاهی باشد که کودک در آن بتواند احساساتش را ابراز کند، بدون اینکه مسخره شود یا تنبیه گردد. گوش دادن فعال به حرف‌های کودک و گرفتن وقت برای بازی با او، پیام روشنی می‌فرستد: "تو برای من مهمی و من حواسم به توست."

چه زمانی نیاز به کمک متخصص داریم؟

گاهی اوقات با وجود تلاش‌های والدین، کودک علائم شدیدی از کمبود اعتماد به نفس نشان می‌دهد که نگران‌کننده است. اگر کودک شما دائماً خودش را تحقیر می‌کند، از شرکت در فعالیت‌های گروهی امتناع می‌ورزد، مشکلات جسمی بدون علت (مثل دل‌درد یا سردرد) قبل از مدرسه پیدا می‌کند یا دچار اضطراب شدید است، ممکن است نیاز به بررسی تخصصی داشته باشد. در این شرایط، مراجعه به یک مرکز معتبر می‌تواند راهگشا باشد. متخصصان با بررسی دقیق ریشه‌های مشکل و ارائه راهکارهای اختصاصی برای کودک و والدین، می‌توانند مسیر رشد را هموار کنند. اگر با چالش‌های رفتاری یا عاطفی در کودک خود روبرو هستید که با روش‌های معمول حل نمی‌شود، پیشنهاد می‌کنیم از خدمات کلینیک روانشناسی کودک بهره‌مند شوید تا با راهنمایی‌های دقیق، فرزندتان به اعتماد به نفس واقعی دست یابد.

دیدگاه کاربران